جوگیر «مدال» نشوید لطفا!
چهار- این لحظهها برای مردم ایران تکرارشدنی نیستند، مردمانی که بعد از بازی ایران و استرالیا ناگهان به مرز «انفجار» رسیدند، همانهایی که بعد از بازی ایران و امریکا به خیابانها آمدند و تا صبح پایکوبی کردند و این روزها که «تازهترین» و «بینظیرترین» روزهای ورزش ایران رقم میخورد. ورزشکارانی از سرزمین آریایی با همت، تلاش و تمرکزی کمتر دیده شده به سکوهای افتخار چشمک میزنند و نتایجی را رقم میزنند که در ورزش ایران «بیسابقه» بوده؛ اما پرسش مهمتر اینجاست که آیا این افتخارات حاصل زحمات مدیران ایرانی است؟
سه- آینده آن روزهای «فوتبال» بعد از جشن ملی، «روشن» و امیدبخش بود. همه فکر میکردند فوتبال حالا میتواند به افتخاراتی بس بزرگ دست یابد. اما نشد! جرقههایی دیده شد، اما آن «اتفاق» هیچگاه به «استمرار» نرسید. فوتبال بعد از آن در جام ملتهای آسیا و مقدماتی جامجهانی 2002 نتیجهای نگرفت و جالب اینکه رییسش مردی بود که این روزها بهعنوان موفقترین رییس فدراسیون تاریخ فوتبال نامیده میشود. صفایی رفت و دادکان آمد اما باز هم افتخاری نصیب فوتبال نشد و تنها صعود به جامجهانی، افتخار فوتبال ایران از 1998 تا 2006 شد!
فوتبال در خطی افقی حرکت میکرد و هیچ برنامه روشنی برای پیشرفت فوتبال دیده نشد. امروز هم که وضع بدتر از همه روزهای گذشته فوتبال است. نتیجه همه آن جرقههای «خاطرهانگیز» جز رکود، درجازدن و سکون برای «ما» نبود، وضعیت فوتبال ایران را در باشگاهها، فدراسیون، سنین پایه و اسپانسر ببینید. شرمآور است...
دو- ورزشکار ایرانی هم همیشه همینگونه بوده! برایش چه تفاوتی دارد وزیر ورزش که باشد؟ می خواهد رییس فدراسیونش یزدانیخرم باشد یا حجتالله خطیب! میخواهند پاداش 90 سکه باشد یا 200میلیون پول نقد؟ «ورزشکار» سرش پایین است، تمرینش را میکند، به حرفهای «مربیاش» گوش میدهد، حواسش به تغذیهاش است، تمریناتش را بیشتر میکند، با همین امکانات «محدود» خودش را راضی نگه میدارد .
یک- مدال وقتی روی سینه ورزشکار مینشیند، نتیجه زحمت «ورزشکار» است و نه «مدیر» اما وقتی مدالها روی سینه ورزشکار «استمرار» مییابد آنگاه اگر آن ورزشکار «نخبه» و «نابغه» جهانی نباشد، مطمئنا نتیجه درایت «مدیر» بالادستی تا به پایین است. باید با اصرار نوشت که ورزش ایران یکی از «استعدادسوزترین» ورزشهای جهان است. در باد این «جرقه»ها خوابیدن، بزرگترین خیانت به «ورزشکار» است، پنهان شدن پشت مدالهای ارزشمند ورزشکاران، بزرگترین خیانت به مردم و ورزشکاران است. اگر ایرانیان به چینیها، امریکاییها و روسها حسادت میکنند، بهخاطر حسادت به درایت «مدیرانشان» است و نه خوشحالی و افتخارآفرینی ورزشکارانشان! «حسادت» بر این است که چرا با این همه «استعداد» و «زمینه»، ورزشکاران ایرانی نمیتوانند جای آنها را بگیرند؟ کدام مدیر بالادستی در حافظه ما ایرانیان بهیاد دارید که به ورزش «پایه» توجه کند؟
درحالیکه امثال چین و امریکا همه توجهشان به ورزش «پایه» است. نباید جوگیر این «طلا»ها و مدالها شد! پز دادن با این مدالها ممنوع؛ پیشرفت ایران در ورزش با وجود این «انگیزه»ها و «استعداد»ها و «خلاقیت»ها عادی است، مثل جادهسازی در ایران که به نسبت 20سال پیش مطمئنا رشد داشته است و این دولت و دولتهای دیگر نمیتوانند به آن افتخار کنند چراکه افزایش جمعیت و توسعه فرهنگها «باید»ی برای دولتها بهوجود آورده که جادهها را بسازند درحالیکه آنها این «پیشرفت» را جزو افتخارات میدانند. ورزشکاران هم همانند جادهها هستند، افتخارآفرینی آنها به مدد تلاشهای خودساخته و جمعیت جوان ایرانی است که دولت را در مقام «باید» قرار میدهد. کیفیت «ماندگاری» و «استمرار» جادهها و «ورزشکاران» نشاندهنده خدمات واقعی دولتهاست .


