پديدهگرايي در حوزه سياست
هرچند شرایط اقتصادی کشور و تحریمهای غیرقانونی و در عین حال ظالمانه ایالات متحده و اتحادیه اروپا تا اندازهای فضای جامعه را تحتالشعاع قرار داده و از سوی دیگر، تحولات منطقه به ویژه مصر و سوریه در حوزه سیاسی، ذهنها را به خود معطوف داشته است، لیکن شواهد نشان میدهد، بحث درباره مهمترین رویداد کشور یعنی انتخابات ریاستجمهوری ۹۲ آرامآرام از حلقه نخبگان، خواص و سیاستمداران گذشته و به بخشهای گوناگون اجتماعی رسیده است؛ به تعبیر دیگر، به رغم زمان نسبتا طولانی باقی مانده تا برگزاری این رویداد بزرگ، تنور انتخابات میان تودههای مردم در حال گرم شدن است.
در این میان، آنچه اهمیت دارد، تنظیم یک رابطه منطقی بین نخبگان و مردم با هدف گرفتن یک تصمیم خردورزانه، هشیارانه و کارآمد است. نخبگان جامعه (اعم از روحانی و دانشگاهی) به دلیل اشرافی که بر تحولات کشور در حوزههای گوناگون دارند، از این امکان برخوردارند تا با تطبیق مؤلفههای تأثیرگذار در شرایط موجود و تشخیص درست اصلح، سکان هدایت جامعه را خیرخواهانه و دلسوزانه در دست گرفته، با پرهیز از رویکرد تحمیل اراده خود به مردم، راهکار عبور کشور از پیچ تاریخی را ترسیم نمایند.
با نگاهی به انتخابات ریاستجمهوری در سه دوره گذشته، چشمانداز تصمیمگیری عقلمحور در این عرصه سرنوشتساز، تا اندازهای روشن میشود. همچنین با تأکید بر این که کارشناسان باید با کالبدشکافی دقیق انتخابات پشتسر گذاشته شده، پیامدهای مثبت و منفی تصمیم مردم در این سه دوره را ترسیم کنند تا سرنوشت کشور به سمت تعالی و ترقی بیشتر رقم خورده و راه برای یک تصمیم پیشگرفته شده هموار شود، حقیقت آن است که مردم در انتخابات ۶۸ با تأکید بر تعلقات خود به نظام ـ صرفنظر از ویژگیهای شخص کاندیدا ـ رأی خود را به صندوقها ریخته، دوباره با همان رویکرد آن را تکرار کردند.
در انتخابات ۷۶ مردم با تکیه بر تعلقات خود به نظام، گفتمان سیاسی را آزمودند و در انتخابات ۸۴ به دلیل دریافت نکردن کامل پاسخ از شخصیتهای شناخته شده در دو دوره پیش، به شخصی رأی دادند که گمان میکردند مثل خود آنهاست؛ ظاهری ساده، زندگی متوسط، رفتاری بیپیرایه، گفتمانی تودهای و در یک کلمه پدیدهای تمامقد، پدیدهای که به جرأت میتوان گفت، کمتر کسی باور داشت او روزی بر صندلی ریاستجمهوری تکیه زده، سکان هدایت دولت اسلامی را به دست گیرد و به این وسیله، پدیدهگرایی صرفنظر از ذات مبهم آن وارد حوزه سیاست شد.
همچون همیشه، حرف و حدیثها، نشان میدهد با گرمتر شدن تنور انتخابات، برخی جناحهای سیاسی، میخواهند با تکیه بر ویژگیهای پدیدهگرایی همانند عدم امکان فرصت کافی برای شناسایی مؤلفههای ترجیحی و تطبیق آن با اصلح از سوی مردم، کمهزینه بودن، افزایش ضریب موفقیت پدیده به دلیل حاکم شدن احساسات بر فضای انتخابات و... این رویکرد را شبیهسازی کنند.
از نگاه طرفداران رویکرد پدیدهگرایی، بزرگترین حسن پدیده این است که ویژگیهای کاریزمایی پدیده بر ویژگیهای تخصصی او برتری دارد و در صورت فراهم شدن فضای روانی جامعه و استقبال مردم از پدیده، دیگر مهم نیست او اقتصاددان، برنامهمحور و از حیث مدیریتی کارآمد باشد؛ این همان رویداد ناگواری است که در صورت وقوع، کشور و مردم باید تاوان آن را بپردازند.
اکنون پرسش مهم این است که آیا رویکرد پدیدهگرایی میتواند کشور را در این شرایط حساس از آن پیچ تاریخی بگذراند؟ پاسخ روشن است، اگر احساسات زمینهساز تحقق پدیدهگرایی باشد، ریسکپذیری ماهیت آن است. درواقع شهروندان با دادن رأی به پدیده اراده سیاسی خود را برای انتخاب کسی هزینه میکنند که پیامدهای مثبت یا منفی این اقدام برایشان روشن نیست.
و چه بسا زمانی به پیامدهای منفی کار خود پی میبرند که دیگر دیر شده و هزینه آن را باید بپردازند؛ به تعبیر دیگر در صورت وقوع چنین فرضی، این پرسش مطرح میشود که با توجه به شرایط حساس کشور، به ویژه در بخش اقتصادی و تجربیات گرانبهای انتخابات گذشته، آیا نظام تحمل چنین ریسک بزرگی را دارد؟
با دریافت پاسخ ـ که قطعا منفی است ـ پرسش آخری قابل طرح است و آن اینکه چاره چیست؟ منطق کشورداری حکم میکند بزرگان، نخبگان، هادیان، علمای دینی، کارشناسان در زمانی که جامعه خود را برای یک تصمیمگیری سرنوشتساز آماده میکند، به یاری آن شتافته ضمن بازشناسی نقش حساس خود در هدایت خردورزانه جمعی در فرصت باقیمانده مردم را به تعمق در معیارهای تعیینکننده و تطبیق آنها با مصداق در وقت لازم تشویق کرده و از پدیدهگرایی به دلیل پیامدهای نامعلوم آن بازدارند؛
مصداقی که با علم، آگاهی و اشراف بر حوزه اقتصادی ضمن برخورداری از اصول کلی تقوا، دینداری، اخلاق و ولایتپذیری کشور را به سمت تحقق آرمانهای امام راحل و رهبر عظیمالشأن انقلاب ـ بنا بر سند چشمانداز یعنی قدرت اول منطقه ـ رهنمون سازد؛
مصداقی که با تجربههای ارزشمند گذشته، بتواند همه ظرفیتهای انسانی را به کار گرفته با تحقق اصل فراگیری کارآمدی، نظام را تا جایی که میشود بالا برد؛
مصداقی که حضورش در پست ریاستجمهوری، نقشههای شیطانی دشمنان انقلاب اسلامی را نقش بر آب کرده و آنها را در برابر حقوق ملت بزرگ ایران وادار به تمکین کند.
مصداقی که نفس انتخابش در برابر تهدید دشمنان بازدارنده بوده و هزینههای تحمیل شده بر نظام از این راه را کاهش دهد.
مصداقی که با رفتار اخلاقمحور، گفتمانی برنامهمحور، رویکردی جهادی تحققبخش داشته است.
این فرمایش رهبر معظم انقلاب بوده است. این رخداد میمون یعنی انتخاب بنا بر عقل و خردجمعی و با تکیه بر معیارهای اسلامی، بیگمان میتواند برگ زرین دیگری از مبارزات ملت قهرمان ایران با هدف رسیدن به قله افتخار و دسترسی به الگوی اسلامی ایرانی، پیشرفت را به ثبت برساند.


