اقتصاد مدیریت شده و مدیریت اقتصادی:
وقتی نباید در برابر گرانیها «آخ» هم بگویید
«در مقابل گرانیها آخ هم نگویید...» و «بازار طلا و ارز مشکل سیاسی دارد نه اقتصادی»؛ این فضایی است که بر اقتصاد کشور حاکم شده و این مدیریت اقتصادی کنونی کشور است. کنترل و توجیه به جای کارشناسی و حل مسائل.

به تازگی لحن سخنان مسئولان و مدیران اقتصادی
کشور، نشان از آن دارد که در مقابل بروز مشکلات و مسائل اقتصادی مبتلا به رویکردی مبتنی
بر توجیه و توضیح به کار گرفته میشود. توضیح درباره چرایی بروز مشکلات و بعضا
توجیه آنها، آمارهای متفاوت و ضد و نقیض از شاخصهای اقتصادی خرد و کلان کشور و
ارائه راهکار بعد از بروز مشکلات حاکی از آن است که نگرش مسئولان از مدیریت اقتصاد
کشور به سمت یک اقتصاد مدیریت شده حرکت میکند.
به گزارش «تابناک»، بی گمان یکی از مهمترین مسائل در مدیریت اقتصادی، بررسی وضعیت موجود و نگاهی به آینده اقتصاد در بعد داخل و خارج و در پایان، پیشبینی بر پایه یکسری از فاکتورهای مشخص برای جلوگیری از بروز مشکل و آمادگی در برخورد با مشکلات است.
این رویکردی است که میتوان آن را در یک اقتصاد موفق دید و بیشتر کارشناسان و تحلیلگران و مسئولان اقتصادی در کشورهای موفق، چنین رویکردی را در دستور کار خود قرار میدهند و با هشدار درباره مشکلاتی که در آینده ممکن است پدید آید، اقدام به مدیریت اقتصاد یک کشور میکنند.نمونه این گونه از مدیریت را میتوان بارها در اقتصادهای موفق دنیا دید. برای پیدا کردن مثالی از این امر، نیازی به گشت و گذار در اقتصادهای برتر مثل چین و آمریکا و بیشتر کشورهای غربی نیست. در نزدیکی خودمان بسیاری از کشورها، چنین رویکردی را در اقتصاد پیگیری میکنند.
بانک مرکزی هند به تازگی در تازهترین گزارش خود هشدار داد، اقتصاد این کشور در ماههای آینده با افزایش فشارهای تورمی روبهرو خواهد شد و اعلام کرده که در شرایط کنونی ریسکهای بسیاری اقتصاد هند را تهدید میکند که از آن جمله میتوان به بحران بدهی و مالی منطقه یورو، وضعیت مالی داخلی، افزایش کسری بودجه و کسری تجاری و افزایش بهای مواد غذایی اشاره کرد.
باید توجه داشت که این گزارش مربوط به وضعیت کنونی اقتصاد هند به تنهایی نیست و پیشبینی از آینده اقتصاد این کشور را مد نظر قرار داده است؛ بدون فرافکنی و توجیه و در یک کلام بدون تعارف. راستی آخرین باری که مسئولان کشور راجع به وضعیت کنونی یا آینده هشدار دادهاند، چه زمانی بود؟!
اقتصاد مدیریت شده در کشور
متأسفانه چندی است، در کشور شاهد یک چنین برخوردی با مسائل اقتصادی نیستیم و نه تنها دورنمایی از آینده اقتصادی نداریم، بلکه در بروز مسائل، مسئولان اغلب تنها دست به توضیح و توجیه و حتی فرافکنی میزنند. در خوش بینانهترین حالت عملکرد مسئولان برای برخورد با مسائل اقتصادی، چارهجویی پس از بروز مشکل و اغلب به شکل ضربالاجل و بدون برنامه است.
نمونههای اخیر این امر، توجیه بانک مرکزی در نوسانات طلا و ارز، توضیح وزارتخانههای کشاورزی و صنعت و معدن در بروز گرانیها، طرحهای تعزیراتی برای برخورد با گرانی مسکن، توجیه افزایش نرخ تورم، ارائه آمار برای نشان دادن وضعیت به سامان و حتی عالی اقتصاد کشور از سوی وزیر اقتصاد، برگزاری جلسات برای خروج بازار سرمایه از بحران پس از عمیق شدن آن و بسیاری دیگر از این گونه مسائل است.
در سالهای اخیر، برنامههای بلند مدت اقتصادی در کشور و اجرای آنها منجر به تبعاتی شده که گویا پیش از آن چارهای برای آنها اندیشیده نشده بود. طرح هدفمند سازی یارانهها و پیامدهای آنکه امروز خود را در اقتصاد کشور نشان میدهد، حاکی از آن است که یا در این باره پیشبینی درست نشده بوده و یا اینکه برای برخورد با آنها هیچ برنامه در دست نبوده است.
ارائه آمار در خصوص اشتغال و تورم و شاخصهای دیگر به تازگی در مسیری بوده است که بیشتر صورت مسأله را هدف قرار داده و نه خود مسأله را. تناقض آمار و به چالش کشیده شدن آمارهای ارائه شده از سوی مجاری رسمی در کشور، توسط کارشناسان و نمایندگان مجلس این امر را اثبات میکند.
نکته اساسی در اینجاست که حتی پس از بروز مشکل اساسی، همین اندازه برای مسئولان کفایت میکند که دست به توجیه و توضیح در خصوص بروز معضلات و چرایی آنها بزنند و گویا مسئولیتی برای ارائه پیشنهاد و راهکار و دورنمای آینده احساس نمیکنند.
درباره نوسانات طلا و ارز به همین بسنده میشود که گفته شود، این بازار دچار تنش روانی است ـ که البته تنها بخش کوچکی از مشکل بازار طلا و ارز تنش روانی است ـ و راهکاری برای جلوگیری از این تنش ارائه نمیشود، در خصوص گرانیها مشکل ریشهیابی میشود و مثلا به بحث نهادههای دامی اشاره میشود اما عملا اقدامی جدی برای رفع آن صورت نمیگیرد، در خصوص اشتغال تنها به دادن آمار بسنده میشود و واقعیت موجود نادیده گرفته میشود و... .
مدتی است که هشداری مبنی بر بروز مشکلات اساسی در آینده ناشی از سیاستها یا وضعیت کنونی از سوی مجاری رسمی اقتصادی کشور دیده نمیشود. تنها کارشناسان و فعالان بیرون از این حیطه هستند که به انتقادات جدی به عملکردهای اقتصادی و پیامدهای منفی آنها در آینده میپردازند و در مواردی این انتقادات موجب میشود که بیسواد و بیتجربه خوانده شوند؛ به یاد بیاوریم گفتههای محمود بهمنی در خصوص کسانی که از عملکرد بانک مرکزی انتقاد کرده بودند.
این رویکرد تا آنجا به پیش میرود که حتی گفته میشود، مردم گرانیها را تحمل کنند و دم نزنند تا این امر دستاویزی برای دشمنان خارج از کشور نشود؛ سخنان پنج شنبه آیتالله احمد خاتمی در مراسم یادبود شهدای هفتم تیر.
همه این مسائل نشان میدهد که اقتصاد امروز کشور، در مسیر یک فضای مدیریت شده حرکت میکند؛ فضایی که در آن مدیریت اقتصادی تقریبا جایی ندارد؛ مدیریتی که لازمه حرکت اقتصادی موفق و رسیدن به اهداف تعیین شده در آینده با پیشبینی درباره پیامد عملکردهای اقتصادی و آینده وضعیت کنونی است؛ نگرشی که با دخالتهای تعزیراتی، رویکرد مبتنی بر توجیه و توضیح و بیتوجهی به انتقادات اصولی، میرود تا از فضای اقتصاد کشور به کل رخت بربندد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۸۰
انتشار یافته: ۲۵
بدبخت شديم از گروني
مسوولي كه بفكر مردم نيست!!!
صداي ما به گوش مسوولين عالي نميرسه
فرياد و مشكلات ما توسط افرادي كه بفكر منافع خودشون هستن بي اهميت جلوه داده ميشه و منتقل نميشه و گرنه مگه ميشه بزرگي مشكلات و ببينه و چيزي نگه!!!
تابناك اگه صداي تو بجايي ميرسه منتقل كن!!!!! ((اگه برسه))

