حاج احمد مجاهدی نستوه بود
نسل جدید ما با بزرگان و مشاهیر خود که حق حیات بر همه دارند، چندان آشنا نیست و دلیل آن، در جای خود قابل بررسی است.
شاید به ذائقه نسل حاضر ـ که تحت تأثیر شرایط و تحولات روزمره به ویژه در حوزه فناوری و شیوه اطلاع رسانی است ـ مربوط باشد که فرهنگ گویش و دیدن و تصویرنگری را بر اندیشه برتری داده و فرصت مطالعه و شناخت رجال و الگوها را از آنان گرفته و به معرفت شرحالاسمی آنان بسنده کردهاند و شاید بخشی از این پدیده به خود رجال و خادمان مخلص برگردد که همچون امام راحل خویش که مظهر فروتنی و اخلاص بود و صدا وسیما را عتاب میکرد که عکس او را به وفور نشان ندهند و به جای او، تصاویر صاحبان انقلاب را نشان دهند، شهرت را در گمنامی میدانستند و شاید و بلکه حتما سهمی از این کوتاهی هم شامل مسئولینی باشد که رسالت شناخت و معرفی سرمایه مهم کشور را دارند تا این اسوههای نستوه و مقاومت و مظاهر بندگی را در زمان زندگی و سپس مرگ به نسل جدید و تشنه و نیازمند تعریف کنند.
حاج احم قدیریان، یکی از این چهرههای شاخص و الگو در زمان ماست که زحمات فراوانی در انجام رسالت مسلمانی و انقلابی در شرایط گوناگون سختی و طاقتفرسا تحمل کرد و به لطف خدا، همیشه موفق بود در جنگ با ناامیدی، آن را از پای درآورد و شکست دهد و سراسر شور و هیجان و امیدوار و متیقن به راه و روش و هدفش بود.
در این باره باید گفت، دوران مبارزاتی پیش از انقلاب و همکاری او در زمان طاغوت با همرزمانی چون شهید عراقی، شهید لاجوردی و عشق و علاقه او به امام خمینی (ره) ارادت مثال زدنی او به شهید آیتالله دکتر بهشتی و دیگران را دوستان معاصر و همرزم او شرح خواهند داد و فضای رسانه در این روزها، آکنده از کارنامه این مجاهد در راه خدا خواهد بود.
نزدیک دو دهه است خداوند متعال در کنار ایشان بودن را نصیب این حقیر کرده بود و با همه وجود، او را یک شخصیت اسلامی، متدین و با ارزشهای ماندگار و انقلابی نستوه و خادم نظام اسلامی و مردم یافتم. اظهار ضعف و خستگی در او یافت نمیشد، با بالاترین ظرفیت کار میکرد و قدر عمر و لحظات خود را میدانست.

مرحوم حاج احمد قدیریان
دغدغه خدمت و انجام کار برای خدا را داشت؛ بنابراین، من بعید میدانم شخصی به حاج احمد برای انجام کاری از قبیل درخواست وام، رفع گرفتاری در یک اداره، رساندن پیام به بزرگان، تهیه جهیزیه، انجام کار فرهنگی، پیگیری امور با مراجعه به فلان اداره نزد یک مدیر تازه کار بیتجربه و... مراجعه کرده باشد و آن مرحوم برای وی کاری انجام نداده باشد.
باید عشق و نگاه راهبردی حاج احمد به بسیج و بسیجیان را از بسیجیان این فرمانده از دست رفته جویا شد. در هر فرصت و زمینهای که فراهم میشد، یک نهال از شجره طیبه امام خمینی (ره) را غرس میکرد و همیشه از کمکاریها گلهمند بود. او با اینکه سردار سپاه بود، اما فرمانده بسیج پایگاه مجمع فرهنگی شهید بهشتی نیز بود.
مرحوم قدیریان عنایت ویژهای به حفظ آثار دوستان متدین و مؤمن خود و نیز به باقیات صالحات ایمان داشت و خود را در غیاب دوستان رحلت کرده و شهید شده مسئول میدانست. اوج این احساس حاج احمد، مربوط به شهید بهشتی میشود.
هنگامی که به یاد آن مظلوم میافتاد، چهره سراسر افسوس و حسرت او دیدنی بود و بارها میگفت، جای شهید بهشتی خالی است. میگفت، برخی از این شهدا فامیل سببی و نسبی در دولت دارند و چه کارها که برای شهیدشان نکردهاند، ولی شهید بهشتی پس از شهادت هم مظلوم است؛ بنابراین، تصمیم گرفت، دوباره کارهای خود را سامان دهد و بنیاد شهدای هفت تیر را ـ که به عنوان قتلگاه نام میبرد ـ بسازد و بحمدالله تلاش او به بار نشست و این بنا درست شد و قرار بود در سالگرد حادثه هفتم تیر افتتاح شود؛ تقدیر بر این بود حاج احمد در این سرآغاز نباشد و مراسم تشییع و مجلس ختم او آنجا برگزار شود.
مرحوم حاج احمد کینه دشمنان، خاصه منافقین را در دل داشت و همواره دنبال نابودی و ریشه کن شدن جریان نفاق بود. همچون او کسی داغ عزیزان خود را از به دست منافقین ندیده بود؛ بنابراین، باید به او حق داد.
او میگفت، در مجازات منافقین با منطق حقوق و پیگیری از طریق سازمانهای بیناللملی کوتاهی کردهایم. برای همین، با همکار بخشهای مربوط تیم حقوقی تشکیل داد و به دنبال استیفای حقوق ملت ایران و خانواده شهدا ـ در واقع دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران ـ بود.
مرحوم قدیریان شخصیت فرهنگی داشت، هرچند حجم کارهای او به ظاهر رویکرد دیگری را نشان میداد، ولی درد جان او فرهنگ و امور فرهنگی بود. از این زاویه به مساجد ـ از جمله مسجد جامع الزهرا (س) آتی ساز اوین که رئیس هیأت امنای آنجا بود ـ پایگاههای بسیج و مراکز فرهنگی نگاه میکرد.
از جمله جاهایی که به حاج احمد آرامش میداد، مجمع فرهنگی شهید بهشتی، مرکز فعالیتهای فرهنگی، انتشار کتاب و آثار شهدا بود. با همه این اوصاف، حاج احمد دردهای پنهانی هم داشت که با خود برد. او از بعض افراد گلهمند بود. روزی به من میگفت فلانی، آقا (مقام معظم رهبری) تنهاست. او ایدههای بزرگی دارد، ولی یار و یاور ندارد و نهایت اینکه سردار رشید اسلام که بحق مجاهدی نستوه بود، از میان ما رفت و خیل عظیمی از متدینین و انقلابیون را در غم فراق خویش به ماتم فرو برد که چارهای جز صبر و تحمل نیست خداوند متعال را با اولیای خود و مجاهدین فی سبیل الله محشور نماید، عاش سعیدا و مات سعیدا.


