صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

در قندون، لب خندون !؟

کد خبر: ۲۴۷۶۴۹
| |
4969 بازدید

بركناري هاي متوالي روساي فدراسيون ها زمينه سواستفاده را براي برخي افراد بي غم مهيا كرده است. آنها با فدراسيون ها تماس مي گيرند، صدايشان را تغيير مي دهند و به جاي حميد سجادي روساي فدراسيون ها را بركنار مي كنند. يكي از اين روسا بعد از بركناري اش به اندازه در يخچال عليه وزارت ورزش با يك خبرگزاري مصاحبه كرد. وي وقتي متوجه شد ماجرا سركاري بوده مي خواست خودش را بيندازد زير ماشين.

جلال كوزه گري،‌ رييس فدراسيون هندبال هر روز مصاحبه مي كند و مي گويد:« بركناري من كذب محض است.» گويا خبرنگارها هم فهميده اند پيرمرد روي اين موضوع حساس است و هر روز در اوقات فراغت خود با او تماس مي گيرند تا كمي خوش بگذرانند. سجادي شماره اش را به كوزه گري داده و به او گفته "من فقط با اين شماره زنگ مي زنم،‌ بقيه ميخوان اذيتت كنن.» اما كوزه گري باز هم گول مي خورد.

- الو سلام جلال جون، ‌سجادي ام، ‌تو بركنار شدي.
- هه هه هه، من ميدونم سجادي نيستي. خودم شمارشو دارم.
- به من مي خندي؟! همون يه درصد شانسي هم كه واسه بقا داشتي از بين رفت.
- نخيرم.... اگه راست ميگي اسم كوچيكت چيه؟
- حميد، حالا مطمئن شدي؟
- (زير لب مي گويد همه مشخصات درسته) آقا معذرت مي خوام. آخه خودتون گفتين فقط با اون شماره هه تماس مي گيرين.

- من خواستم امتحانت كنم. متاسفانه رد شدي.
- آقا يه فرصت ديگه بهم بدين، جبران مي كنم.
- بايد 20 بار پشت سر هم بگي "در قندون... لب خندون"
- در قندون، لب خندون... در قندون، لب خندون... در قندون، خند لبدون
- اشتباه كردي. ديگه تموم شد.
- نه... نه... فقط يه فرصت ديگه....نه

داماد آينده مارادونا

اين روزها رابطه محمدرضا خلعتبري و ديه گو مارادونا خيلي نزديك شده و به نظر مي رسد ديه گو خوابهايي براي خلعتبري ديده است. بازيكن ملي پوش ايراني ادامه حضورش در الوصل را منوط به ادامه حضور مارادونا در اين تيم كرده و مدام از اين مرد آرژانتيني صحبت مي كند. خلعتبري و خانواده مارادونا آنقدر به هم نزديك شده اند كه محمدرضا با زير شلواري در خانه مارادونا اينا جلوي تلويزيون دراز مي كشد و هندوانه مي خورد. اين نزديكي حتي باعث شد آگرو، داماد مشهور مارادونا هم به خلعتبري حسودي كند اما مارادونا همان دفعه اولي كه آگرو با خلعتبري بد حرف زد چنان با پشت دست كوبيد در دهان دامادش كه آگرو تا سه روز از ناحيه لثه خونريزي داشت. گويا ديه گو خوابهايي براي خلعتبري ديده و فعلا دارد براي او دان مي پاشد.

- ممد جون رودربايستي نكن با ما. خودت برو سر يخچال هرچي مي خواي بردار.
- رودربايستي ندارم آقا، چاكرتم.
- هزار ماشاالله اين جياناي من از هر انگشتش هزار تا هنر مي ريزه.
- بله، بله... آقا آب نبات قيچي ندارين؟
- چرا اتفاقا جيانا درست كرده بود. اين تابلويي كه به ديواره هم كار جياناست.
- به به... آقا بزن كانال دو. داستان هاي باور نكردني داره.
- ول كن تلويزيون رو. پسر تو كي ميخواي سر و سامون بگيري.
- آقا من ديگه برم. داره شب ميشه.
- اي بابا بودي حالا. جيانا...جيانا بيا ممد جان داره ميره.
- نه، نه مزاحم جيانا خانم نشين. شايد خواب باشن.

- ببين ممد جون تو كه غريبه نيستي. من هميشه دوست داشتم يه داماد فتوژنيك موفرفري داشته باشم. اين آگرو من رو گول زد. وقتي اومد خواستگاري فر شيش ماهه زده بود.
- مال منم شيش ماهست آقا. دو ماه ديگه باز ميشه.
- نخير خودم عكس هاي شموشكت رو ديدم. اونجا هم فرفريه.
- آقا من قصد ازدواج ندارم.

- جيانا... جيانا كجايي پس. ممد جان داره ميره.... ميگم جيانا تا يه جايي باهات بياد. هوا تاريك شده خوبيت نداره تنها بري.... دخترم از اون كيك توت فرنگي كه صبح درست كردي هم چند تيكه بزار ممد جان ببره با خودش.


ستون تماشاگرنما – روزنامه تماشا

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟