ای وای کیفم
ای وای کیفم، کیفم رو زدن، بدبخت شدم.... با گفتن این جملات همهمهای توی اتوبوس به پا شد، رنگ چهره زن جوان که کودک خردسالی همراهش بود، زرد شده بود و لبانش سفید و صدایش میلرزید: بدبخت شدم، تمام حقوق شوهرم توی کیفم بود.
از لابهلای جمعیت ایستاده در اتوبوس که با هر ترمز فشردهتر میشود، میگذرد، از صدایش التماس میبارد: آقا تورو خدا نگهدار!
کیفزنی وکیفقاپی در کلانشهری مانند تهران در تمام اوقات سال قربانیان را به استیصال میکشاند و از نظر پلیس آگاهی، در زمره سرقتهای عنف است که آسیب روحی، جسمی و مال مالباخته را به همراه دارد.
این آسیبها در روزهایی مانند همین روزها که بسیاری از خانوادهها برای خرید عازم مرکز شهر هستند و قربانی کیفزنی و کیفقاپی چه در خیابان و چه در اتوبوس و مترو میشوند، به اوج میرسد.
هنوز آمار دقیقی از سهم کیفقاپیها در وسایل نقلیه عمومی وجود ندارد، اما پلیس تایید میکند که شلوغی این وسایل بویژه در روزهای آخر سال، میزان گزارش کیفزنیها را به حداکثر میرساند؛ تراژدی تلخی که معمولا نه تنها مالباخته دستش به سارق نمیرسد که برای همیشه ناچار است فاتحه پول سرقت شده را بخواند.
این اتفاقات در حالی هر سال افزایش مییابد که توصیههای مکرر ماموران ناجا نیز از بار سرقتها کم نمیکند، بسیاری از مالباختهها، یک لحظه غفلت را دلیل سرقت عنوان میکنند، سارقان براحتی خود را به کیفها نزدیک میکنند، در ازدحام و فشار جمعیت تنه میزنند و دست به داخل کیفها میبرند یا باظرافت بخشی از ساک یا کیف را با تیغ میبرند و بیآنکه میدان دید دیگران را باز بگذارند تا آنها شاهد سرقت باشند، دست به داخل کیفها میبرند.
در ابن بحبوحه، گویا تکرار توصیههای همیشگی کافی نیست، علاوه بر دقت افراد که راه را بر سارقان میبندد، میتوان از راههای بازدارنده جدیتر استفاده کرد، یکی از این راهکارها استفاده از ماموران و دوربینهای نامحسوس در میان مسافران مترو و اتوبوس است.
شاید حضور ماموران زن بین مسافران تنها یک راهکار در روزهای شلوغ آخر سال باشد، اما به هر حال چه نیروی انتظامی و چه مدیران مترو و اتوبوسرانی موظف به تعبیه راهکارهایی برای افزایش امنیت این وسایل هستند؛ نکتهای که تاکنون مغفول مانده است.
منبع: جام جم


