الگوهای ازدواج متغير است
ازدواج چيزي نيست که بتوان براي آن قاعده کلي داد و سن ازدواج در هر فردي متفاوت است. نگاه جامعه به روند ازدواج در حال تغيير است. ما هر قدر به آينده ميرويم، الگوهاي ازدواج تغيير ميکنند و زنها قدرت انتخاب بيشتري پيدا ميکنند. يعني ازدواجهاي مبتني بر اجبار کم ميشود و زنها نقش فعالانهتري در جريان ازدواج خود ايفا ميکنند. البته در کنار اين ماجرا من عقيده دارم که افزايش نگراني خانوادهها از آسيبهاي اجتماعي در سالهاي اخير باعث ميشود که دختران را زودتر به ازدواج ترغيب کنند.
تغيير شکل روابط در جامعه قاعدتا آسيبهايي را در پي دارد. خانوادهها هم به دليل نگراني از امنيت دختران خود، تمايل بيشتري دارند تا دخترانشان در سنين پايينتر ازدواج کنند و از اين آسيبها دور بمانند. کما اين که اين روزها دختران زيادي را ميبينيم که برخلاف سالهاي گذشته که سن ازدواج به 30سال و بالاتر نزديک شده بود، در سنين دبيرستان ازدواج ميکنند.
البته اين ازدواجهاي زودهنگام آسيب زاست، درصد چشمگيري از ازدواجهايي که در سنين پايين اتفاق ميافتند با مشکل مواجه ميشوند.بررسي روي ازدواجهاي شکست خورده نشان ميدهد که بيشترين بيتعهدي و رفتار خارج از چارچوب در کساني اتفاق افتاده که در زمان ازدواج زير 20سال سن داشتهاند.
بر اساس معيارهاي فيزيولوژيك، سن مناسب براي ازدواج دختران 16 سال و براي پسران 20 سال است. اما مهمتر از بلوغ جسمي، رشد عقلي و عاطفي است که ديرتر از رشد جسمي رخ ميدهند و به همين دليل يک جوان 16-20 ساله ممکن است به لحاظ فکري و روحي آمادگي يک زندگي مشترک را نداشته باشد. ضمن آنکه افراد در طول رشد عقلي و عاطفي شان نيازهاي متفاوتي دارند که توجه کردن و توجه نکردن به آنها هر دو ميتواند آسيب زا باشد.
اختلاف سني مسئله ديگري است كه بايد بررسي شود. در گذشته ميانگين 3تا 5سال براي تفاوت سني زوجين مطرح ميشد. اما امروز بايد گفت که نميتوان اختلاف سن را مرزبندي کرد. چون ميزان رشد عقلي و عاطفي افراد با هم متفاوت است. کما اين که دختراني هستند که از همسرشان سن بيشتري دارند و به مشکلي هم بر نميخورند. در اين موارد بايد گفت که اگر تفاوت سني براي دختر و پسر خط قرمز محسوب ميشود و حساسيت بالايي وجود دارد، اين ميتواند آسيب زا باشد.
*آسيبشناس اجتماعي و مدرس دانشگاه
منبع: تهران امروز


