در تاکید بر تفاوت اسب و ماهی!
ناصر کرمی
کد خبر: ۲۱۸۶۷۲
| | 2831 بازدید
ابتدا: باز هم تغییر در مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری. صنعتی که قرار بود جای نفت را بگیرد و ناجی میلیونها جوان بیکار باشد برای چندمین بار در ماههای گذشته با تغییر مدیریت مواجه میشود. بله، برای چندمین بار در ماههای گذشته. حسابش دیگر از دست همه در رفته است.
قبلیها، از جایی آمده بودند بیهیچ ارتباطی با صنعت گردشگری، برنامه یی هم با خود نیاورده بودند، بعد به جایی رفتند باز هم بیهیچ ارتباطی با حوزه گردشگری. کارنامه یی هم از خود باقی نگذاشتند. ایشان که تازه منصوب شده، باز هم از جایی آمده بیهیچ ارتباطی با صنعت گردشگری، در سوابق وی فقط یک دوره کوتاه فعالیت در همین دولت در ارتباط با گردشگری دیده میشود. چرا رفته بود و چرا بازآمده و مدیر قبلی چرا آمده بود و به کجا خواهد رفت و این یکی چه برنامه یی دارد و مدعی چه طرحی است و آن یکی و متقدمان وی چه کارنامه یی داشتند البته سوالهایی است که هرگز به آنها پاسخ داده نخواهد شد. تا بعد، نه چندان ماههای دور، که عطف به ماسبق، این یکی هم برود، بیهیچ کارنامه یی در پشت سر و به جایی بیارتباط با آنجا که قبلا بود و اینجا که اخیرا آمده بود: مخروبه یی عملا تعطیل به نام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری.
بعد: رسیدن دلار به مرز دو هزار تومان برای هر کس که ضرر داشته باشد از یک جهت قطعا به نفع صنعت ایرانگردی است: موازنه را از بین تورهای ورودی و خروجی، به شدت به نفع تورهای ورودی میکند. یک جور فرصت بینظیر برای تورگردانان و دفاتر خدمات مسافرتی که از موج فزاینده و زیانبار تورهای خروجی بکاهند و بر فعالیت گسترده در حوزه تورهای ورودی متمرکز شوند که با دلار نزدیک به دو هزار تومان خوان گسترده یی است به نفع اقتصاد ملی. اما کیست که این فرصت را دریابد، آن را پرورش دهد و به منصه یک برنامه اجرایی و فراگیر برساند؟ کیست؟ این هنوز از راه نیامده به دنبال منصب دیگر روندگان؟
سرانجام: میگویند کسی نزد حکیمی گفت گمان دارم اسب همان است که در آب میزید و یال دارد. حکیم گفت میدانستم که اسب نمیشناسی، اما نمیدانستم که ماهی را هم نمیشناسی! حالا حکایت ماست. مشکل این نیست که اینان پیچیدگیهای صنعت متکی به برنامه ریزیهای دراز مدت گردشگری را نمیشناسند. ظاهرا مشکل این است که به حداقلی از اقتضائات و الزامات حوزه مدیریت به معنای عام آن هم اعتقاد ندارند. آبدارچی اداره را هم هر چهار ماه یک بار نمیتوان عوض کرد.
منبع: ایرن
قبلیها، از جایی آمده بودند بیهیچ ارتباطی با صنعت گردشگری، برنامه یی هم با خود نیاورده بودند، بعد به جایی رفتند باز هم بیهیچ ارتباطی با حوزه گردشگری. کارنامه یی هم از خود باقی نگذاشتند. ایشان که تازه منصوب شده، باز هم از جایی آمده بیهیچ ارتباطی با صنعت گردشگری، در سوابق وی فقط یک دوره کوتاه فعالیت در همین دولت در ارتباط با گردشگری دیده میشود. چرا رفته بود و چرا بازآمده و مدیر قبلی چرا آمده بود و به کجا خواهد رفت و این یکی چه برنامه یی دارد و مدعی چه طرحی است و آن یکی و متقدمان وی چه کارنامه یی داشتند البته سوالهایی است که هرگز به آنها پاسخ داده نخواهد شد. تا بعد، نه چندان ماههای دور، که عطف به ماسبق، این یکی هم برود، بیهیچ کارنامه یی در پشت سر و به جایی بیارتباط با آنجا که قبلا بود و اینجا که اخیرا آمده بود: مخروبه یی عملا تعطیل به نام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری.
بعد: رسیدن دلار به مرز دو هزار تومان برای هر کس که ضرر داشته باشد از یک جهت قطعا به نفع صنعت ایرانگردی است: موازنه را از بین تورهای ورودی و خروجی، به شدت به نفع تورهای ورودی میکند. یک جور فرصت بینظیر برای تورگردانان و دفاتر خدمات مسافرتی که از موج فزاینده و زیانبار تورهای خروجی بکاهند و بر فعالیت گسترده در حوزه تورهای ورودی متمرکز شوند که با دلار نزدیک به دو هزار تومان خوان گسترده یی است به نفع اقتصاد ملی. اما کیست که این فرصت را دریابد، آن را پرورش دهد و به منصه یک برنامه اجرایی و فراگیر برساند؟ کیست؟ این هنوز از راه نیامده به دنبال منصب دیگر روندگان؟
سرانجام: میگویند کسی نزد حکیمی گفت گمان دارم اسب همان است که در آب میزید و یال دارد. حکیم گفت میدانستم که اسب نمیشناسی، اما نمیدانستم که ماهی را هم نمیشناسی! حالا حکایت ماست. مشکل این نیست که اینان پیچیدگیهای صنعت متکی به برنامه ریزیهای دراز مدت گردشگری را نمیشناسند. ظاهرا مشکل این است که به حداقلی از اقتضائات و الزامات حوزه مدیریت به معنای عام آن هم اعتقاد ندارند. آبدارچی اداره را هم هر چهار ماه یک بار نمیتوان عوض کرد.
منبع: ایرن
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


