نيوكمپ فيناليست ليگ قهرمانان را مشخص ميكند
الکلاسیکو همان آبگوشت است!
فردا شب، چهارمين مصاف هجده روزه گذشته اين دو تيم هميشه رقيب سرزمين ماتادورها و قاره اروپا در شرايطي در ورزشگاه نيوكمپ و در چهارچوب بازي برگشت مرحله نيمهنهايي ليگ قهرمانان انجام خواهد شد كه سه بازي اخير ميان اين دو حريف، يك تساوي، يك برد براي رئال و قهرماني در جام حذفي و يك پيروزي جنجالي براي بارسا را به همراه داشته است.
سرویس ورزشی «تابناک» ـ شاگردان گواردیولا كه در بازي رفت با دو گل ليونل مسي بر شاگردان ده نفره خوزه مورينيو غلبه كردند، با توجه به پشتوانه خوبي كه در بازي رفت و نزد حريف براي خود اندوختهاند، با اتكا به حمايت تماشاگرانش، خواهان بردي ديگر است تا به ايستگاه پایانی (بازي نهايي) در ويمبلي لندن برسد.
بسیاری بهمن فروتن را با نام فوتبال میشناسند، ولی بیشتر روزنامهخوانها او را نویسنده چیرهدستی میدانند که در هنر و فلسفه و جامعهشناسی هم دستی دارد. او می گوید: «الکلاسیکو برای من مثل همان آبگوشت است».
اکنون بیاییم همراه با وی ببینیم پیش از الکلاسیکو و پس از آن چه میشود و ساختاری را که به الکلاسیکو منتج شده است، باز کنیم.
وی در گفت وگو با پنجره اظهار داشته است: ما چند الکلاسیکوی دیگر هم در دنیا داریم؛ یکی اسکار است که از همه جشنوارهها بزرگتر است و دیگری جام جهانی یا بازیهای المپیک است. اینها چیزهای هستند که تأثیر روانی مثبت روی بشر مدرن میگذارند. من تأثیر چهار ساعت فراغت در شبانهروز را بسیار بزرگتر میدانم. به نظر من، این زمان فراغت بود که چهره آلمان را عوض کرد و امروز این کشور را با چهرههای فوتبال یعنی کلوزه، بکن بائر و خدیرا میشناسند. همه میگویند فوتبال آیینه اجتماع است ولی من میگویم فوتبال میکروسکوپ جامعه است، چراکه از منفذ فوتبال میتوان سیاست، اقتصاد، هنر و روابط اجتماعی و انسانی را در یک جامعه شناخت.
خاصیت بشر این است که همیشه دنبال بزرگترینهاست و اسپانیاییها، این بزرگترین بازی را در الکلاسیکو، یافته و به دنیا نشان دادهاند. اسپانیا در اوایل عرصه جدید، به زمینی جدید رفت و تمدنهای «مایا» و «ازتک» را در مکزیک و پرو به تصرف خود درآورد؛ اما اکنون در دوره پسامدرن، مردم اسپانیایی و اسپانیولیزبان، دیگر بزرگی دوران گذشته خود را ندارند و در عوض به یک چیز بزرگ نیاز دارند تا احساس بزرگی کنند.
هماکنون در اسپانیا سیاست و اقتصاد دست به دست هم میدهند تا در اوج بحران اقتصادی، رئال مادرید را از ورشکستگی نجات دهند و انصافا هر مؤسسه دیگری به غیر رئال مادرید این همه بدهی داشت،ورشکسته شده بود. حال اسپانیاییها با خودشان فکر میکنند با همه کمبودهایشان نسبت به اروپا و آمریکا، دو باشگاه بزرگ ساختهاند که وقتی دنیا به آنها نگاه میکند متوجه بزرگی اسپانیا میشود.
من میگویم، وقتی خداوند با هدیه کردن «بازی» به مخلوقش او را خوشحال میسازد، چرا اسپانیاییها به دیگر آدمها، بازی الکلاسیکو را هدیه نکنند؟
الکلاسیکو همان سنتزی است که بشریت میپسندد. متأسفانه ما نتوانستهایم از استقلال و پرسپولیس خودمان این سنتز را به وجود بیاوریم، در حالی که به گمان من، استقلال و پرسپولیس از پتانسیل عظیمی که الکلاسیکو دارد، برخوردار بودهاند و اگر زمینههای مناسب و آرامش لازم را به وجود میآوردیم، میتوانستیم ورزشگاهی 150 هزار نفری را هم با شهرآورد تهران پر کنیم.
هنوز که هنوز است، معتقدم تجارت، اقتصاد، سیاست و هنر، که تا امروز فوتبال به نوعی به آنها وابسته بوده است، الان خود به فوتبال وابسته شدهاند. حتی هنرپیشهها، موزیسینها و فلاسفه به فوتبال روی میآورند تا ابعادی جهانی پیدا کنند؛ البته هنگامی که سیاست به فوتبال روی میآورد، سوءاستفادههای خودش را هم میکند، ولیفوتبال آنقدر بزرگ شده که دیگر روابطش با سیاست و عرصههای دیگر دوسویه است.
تاریخ به ما نشان داده است که داربی کاتالانها و اسپانیاییها، داربی ویژه است، نه همچون داربی آرسنال و چلسی یا پرسپولیس و استقلال خودمان! فراموش نکنیم که الکلاسیکو، یک فضای مشترک مثل استادیوم در دنیا پدید میآورد که آدمها را برای اتحاد گرد هم میآورد؛ چه کاتالانها و مادریدیها ـ که برای هواداری از تیمشان به ورزشگاه میآیند ـ و چه آن هندیها و پاکستانیهایی که اصلا پشت پرده سیاسی الکلاسیکو را هم نمیدانند، همه و همه در یک فضای متحد قرار میگیرند.
من اسپانیاییها را به دلیل یک رسمشان تحسین میکنم؛ آنجا که مدیران دو باشگاه در هر مسابقه کنار هم مینشینند و وقتی تیمشان گل میزند، به هوا نمیپرند و مدیر حریف را تحقیر نمیکنند. کاش، این رسم به ورزشگاههای ما هم برسد، چون فوتبال ما بیش از هر چیز از تشنج رنج میبرد!
هماکنون که فناوری و ارتباط نسلها تغییر میکند، اسطورهها هم تغییر مییابند، ولی اسطورههای مدرن، زندگیهای شاپرکی دارند و چون رستم و اسفندیار و حافظ و گوته، ماندگار نیستند. تفاوت اسطورههای پسامدرن و اساطیر کهن، تفاوت میرایی و نامیرایی است. هنرپیشههای قدیم یک عمر روی پرده بودند ولی در دوره کنونی چند ساله ناپدید میشوند.
ایران جایی است که در هر خانهای یک جلد حافظ پیدا میشود، اما اینجا در آلمان سیاستمداران نئولیبرالیست گوته را هم که مرید حافظ بود، تحمل نمیکنند. آنها دنبال حاکم کردن پول هستند و بدشان نمیآید اسطورههای شاپرکی مدرن را در فوتبال روی کار بیاورند، ولی ما نباید بگذاریم همه این بازی بشود خشم و نفرت و خشونت بلکه باید به جای آن عشق و دوستی و شادابی و بازی زیبا را حاکم کنیم و فراموش نکنیم که در همین فوتبال ما امثال زیدان هم پیدا میشوند. و الکلاسیکویی هم هست که در آن بکام، سمبل نئولیبرالیسم با آن خالکوبیهایش شکست میخورد، چون در الکلاسیکو، زیبا بازی کردن بر همه چیز مقدم است، نه اسطوره شاپرکی بودن.
به هر روی، شاگردان پپ كه در بازي رفت با دو گل ليونل مسي بر شاگردان ده نفره خوزه مورينيو غلبه كردند، با توجه به پشتوانه خوبي كه در بازي رفت و نزد حريف براي خود اندوختهاند، با اتكا به حمايت تماشاگرانش خواهان بردي ديگر است تا به ايستگاه پایانی( بازي نهايي) در ويمبلي لندن برسد.
در مقابل، رئاليها با جوي كه خوزه مورينيو در چند روز گذشته پس از ناكامي هفته گذشته پدید آورد، به ظاهر تيمي تسليم شده و بيانگيزه براي اين رويارويي هستند؛ اما گوارديولا همانند ديگر كارشناسان نيك ميداند مربي تيم رقيب كه استاد جنگ رواني در حاشيه بازي است، در پشت چنين ديوار دروغین، زمينهچينيهاي لازم روحي و فني براي تيمش كرده تا بتواند با بهره از مردان بزرگ خود، نزد كاتالانيها نتيجهاي متفاوت براي جبران بگيرد.
مردان مادريدي كاملاً به قدرتمندي بارسا اعتقاد دارند و غيبت اجباري مرداني همچون پهپه و سرخيو راموس و همچنين نبود مورينيو به دليل محروميت روي نيمكت رئاليها، بيش از پيش در روند حركتي اين تيم تأثيرگذار خواهد بود.
آخرین اخبار ورزشی ایران و جهان را در «تابناک» ورزشی بخوانید.
بسیاری بهمن فروتن را با نام فوتبال میشناسند، ولی بیشتر روزنامهخوانها او را نویسنده چیرهدستی میدانند که در هنر و فلسفه و جامعهشناسی هم دستی دارد. او می گوید: «الکلاسیکو برای من مثل همان آبگوشت است».
اکنون بیاییم همراه با وی ببینیم پیش از الکلاسیکو و پس از آن چه میشود و ساختاری را که به الکلاسیکو منتج شده است، باز کنیم.
وی در گفت وگو با پنجره اظهار داشته است: ما چند الکلاسیکوی دیگر هم در دنیا داریم؛ یکی اسکار است که از همه جشنوارهها بزرگتر است و دیگری جام جهانی یا بازیهای المپیک است. اینها چیزهای هستند که تأثیر روانی مثبت روی بشر مدرن میگذارند. من تأثیر چهار ساعت فراغت در شبانهروز را بسیار بزرگتر میدانم. به نظر من، این زمان فراغت بود که چهره آلمان را عوض کرد و امروز این کشور را با چهرههای فوتبال یعنی کلوزه، بکن بائر و خدیرا میشناسند. همه میگویند فوتبال آیینه اجتماع است ولی من میگویم فوتبال میکروسکوپ جامعه است، چراکه از منفذ فوتبال میتوان سیاست، اقتصاد، هنر و روابط اجتماعی و انسانی را در یک جامعه شناخت.
خاصیت بشر این است که همیشه دنبال بزرگترینهاست و اسپانیاییها، این بزرگترین بازی را در الکلاسیکو، یافته و به دنیا نشان دادهاند. اسپانیا در اوایل عرصه جدید، به زمینی جدید رفت و تمدنهای «مایا» و «ازتک» را در مکزیک و پرو به تصرف خود درآورد؛ اما اکنون در دوره پسامدرن، مردم اسپانیایی و اسپانیولیزبان، دیگر بزرگی دوران گذشته خود را ندارند و در عوض به یک چیز بزرگ نیاز دارند تا احساس بزرگی کنند.
هماکنون در اسپانیا سیاست و اقتصاد دست به دست هم میدهند تا در اوج بحران اقتصادی، رئال مادرید را از ورشکستگی نجات دهند و انصافا هر مؤسسه دیگری به غیر رئال مادرید این همه بدهی داشت،ورشکسته شده بود. حال اسپانیاییها با خودشان فکر میکنند با همه کمبودهایشان نسبت به اروپا و آمریکا، دو باشگاه بزرگ ساختهاند که وقتی دنیا به آنها نگاه میکند متوجه بزرگی اسپانیا میشود.
من میگویم، وقتی خداوند با هدیه کردن «بازی» به مخلوقش او را خوشحال میسازد، چرا اسپانیاییها به دیگر آدمها، بازی الکلاسیکو را هدیه نکنند؟
الکلاسیکو همان سنتزی است که بشریت میپسندد. متأسفانه ما نتوانستهایم از استقلال و پرسپولیس خودمان این سنتز را به وجود بیاوریم، در حالی که به گمان من، استقلال و پرسپولیس از پتانسیل عظیمی که الکلاسیکو دارد، برخوردار بودهاند و اگر زمینههای مناسب و آرامش لازم را به وجود میآوردیم، میتوانستیم ورزشگاهی 150 هزار نفری را هم با شهرآورد تهران پر کنیم.
هنوز که هنوز است، معتقدم تجارت، اقتصاد، سیاست و هنر، که تا امروز فوتبال به نوعی به آنها وابسته بوده است، الان خود به فوتبال وابسته شدهاند. حتی هنرپیشهها، موزیسینها و فلاسفه به فوتبال روی میآورند تا ابعادی جهانی پیدا کنند؛ البته هنگامی که سیاست به فوتبال روی میآورد، سوءاستفادههای خودش را هم میکند، ولیفوتبال آنقدر بزرگ شده که دیگر روابطش با سیاست و عرصههای دیگر دوسویه است.
تاریخ به ما نشان داده است که داربی کاتالانها و اسپانیاییها، داربی ویژه است، نه همچون داربی آرسنال و چلسی یا پرسپولیس و استقلال خودمان! فراموش نکنیم که الکلاسیکو، یک فضای مشترک مثل استادیوم در دنیا پدید میآورد که آدمها را برای اتحاد گرد هم میآورد؛ چه کاتالانها و مادریدیها ـ که برای هواداری از تیمشان به ورزشگاه میآیند ـ و چه آن هندیها و پاکستانیهایی که اصلا پشت پرده سیاسی الکلاسیکو را هم نمیدانند، همه و همه در یک فضای متحد قرار میگیرند.
من اسپانیاییها را به دلیل یک رسمشان تحسین میکنم؛ آنجا که مدیران دو باشگاه در هر مسابقه کنار هم مینشینند و وقتی تیمشان گل میزند، به هوا نمیپرند و مدیر حریف را تحقیر نمیکنند. کاش، این رسم به ورزشگاههای ما هم برسد، چون فوتبال ما بیش از هر چیز از تشنج رنج میبرد!
هماکنون که فناوری و ارتباط نسلها تغییر میکند، اسطورهها هم تغییر مییابند، ولی اسطورههای مدرن، زندگیهای شاپرکی دارند و چون رستم و اسفندیار و حافظ و گوته، ماندگار نیستند. تفاوت اسطورههای پسامدرن و اساطیر کهن، تفاوت میرایی و نامیرایی است. هنرپیشههای قدیم یک عمر روی پرده بودند ولی در دوره کنونی چند ساله ناپدید میشوند.
ایران جایی است که در هر خانهای یک جلد حافظ پیدا میشود، اما اینجا در آلمان سیاستمداران نئولیبرالیست گوته را هم که مرید حافظ بود، تحمل نمیکنند. آنها دنبال حاکم کردن پول هستند و بدشان نمیآید اسطورههای شاپرکی مدرن را در فوتبال روی کار بیاورند، ولی ما نباید بگذاریم همه این بازی بشود خشم و نفرت و خشونت بلکه باید به جای آن عشق و دوستی و شادابی و بازی زیبا را حاکم کنیم و فراموش نکنیم که در همین فوتبال ما امثال زیدان هم پیدا میشوند. و الکلاسیکویی هم هست که در آن بکام، سمبل نئولیبرالیسم با آن خالکوبیهایش شکست میخورد، چون در الکلاسیکو، زیبا بازی کردن بر همه چیز مقدم است، نه اسطوره شاپرکی بودن.
به هر روی، شاگردان پپ كه در بازي رفت با دو گل ليونل مسي بر شاگردان ده نفره خوزه مورينيو غلبه كردند، با توجه به پشتوانه خوبي كه در بازي رفت و نزد حريف براي خود اندوختهاند، با اتكا به حمايت تماشاگرانش خواهان بردي ديگر است تا به ايستگاه پایانی( بازي نهايي) در ويمبلي لندن برسد.
در مقابل، رئاليها با جوي كه خوزه مورينيو در چند روز گذشته پس از ناكامي هفته گذشته پدید آورد، به ظاهر تيمي تسليم شده و بيانگيزه براي اين رويارويي هستند؛ اما گوارديولا همانند ديگر كارشناسان نيك ميداند مربي تيم رقيب كه استاد جنگ رواني در حاشيه بازي است، در پشت چنين ديوار دروغین، زمينهچينيهاي لازم روحي و فني براي تيمش كرده تا بتواند با بهره از مردان بزرگ خود، نزد كاتالانيها نتيجهاي متفاوت براي جبران بگيرد.
مردان مادريدي كاملاً به قدرتمندي بارسا اعتقاد دارند و غيبت اجباري مرداني همچون پهپه و سرخيو راموس و همچنين نبود مورينيو به دليل محروميت روي نيمكت رئاليها، بيش از پيش در روند حركتي اين تيم تأثيرگذار خواهد بود.
آخرین اخبار ورزشی ایران و جهان را در «تابناک» ورزشی بخوانید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



