جنس سوخته
جامجم: تجربه 16 بار خودكشي، يك بار ازدواج و جدايي و مصرف انواع و اقسام مواد مخدر و دارو در طول 19 سال سن! سايه 6سالش بوده كه بعد از ديدن مرگ عمويش بر اثر خودكشي، براي اولين بار دست به خودكشي زده است؛ با اولين پسري كه در سن نوجواني بر سر راهش قرار ميگيرد ازدواج ميكند و اعتياد پسر او را هم به دام اعتياد ميكشاند و اين ازدواج 6ماهه روي كل زندگي سايه، سايه ميافكند.
به گفته خودش، چيزي نيست كه مصرف نكرده باشد، از توهمهايش ميگويد كه بسيار ترسناكند، از خماريهايش كه در زماني كه بعد از جدايي در خانه پدرياش بود، پدرش را به گريه ميانداخت.
مادري بالاي سرش نيست، اما پدرش براي بيرون آوردن او از اين منجلاب تلاش ميكند، با اينكه به او گفته تا ترك نكند حق ورود به خانهاش را ندارد! اين را سايه ميگويد.
حالا سايه با كولهباري از تجربههاي تلخ در پناهگاه زنان به سر ميبرد و منتظر پدرش است تا هفته ديگر او را به آزمايشگاه ببرد و در صورت پاكي، او را به خانه راه دهد.
پناهگاه زنان
وارد كوچه مرغيهاي سابق مولوي ميشويم؛ از هر يك از عابران كه سراغ حمام را ميگيريم ميگويند ميخواهيد به پناهگاه زنان برويد؟
پناهگاه زنان كنار حمام واقع شده است و عليرغم تابلوي كوچك، براي تمام اهالي كوچه مرغيها و كوچههاي اطراف آشناست. زنان آن محلهها از ايجاد اين شلتر( سرپناه) در محله آنها راضي نيستند و ميگويند براي شوهران و پسرانشان نگرانند، اين در حالي است كه در اين چند ساله هيچ خطري از سوي ساكنان شلتر زنان متوجه همسايهها نشده است.
اول دي 86 روزي است كه اولين پناهگاه زنان با همكاري دفتر پيشگيري از اعتياد سازمان بهزيستي در كوچه مرغيهاي محله مولوي راهاندازي شد. يك خانه حياطدار با 4 اتاق در دور حياط، آشپزخانهاي در زيرزمين و فضايي چون منازل سنتي با حوض آبي در وسط حياط.
خانه تا حدودي توسط خود زنان اداره ميشود، زنان ساكن در اين پناهگاه با وجود تمام مشكلات خودشان از يكديگر حمايت ميكنند و زنان مسنتر نسبت به كوچكترها حس مادري دارند.
پناهگاه زنان معتاد، خدماتي مانند غذاي گرم، لباس و امكانات بهداشتي را در اختيار اين گروه از زنان بيپناه قرار ميدهد؛ در اين مركز فقط زنان معتاد پذيرش ميشوند، بدون اينكه اجباري براي ترك اعتياد وجود داشته باشد، ضمن آن كه آموزشها و برنامههاي ترك اعتياد نيز براي آنها در نظر گرفته شده است. بيشتر زنان ساكن در اين پناهگاه، صبحها را در مراكز ترك اعتياد و شبها در اين پناهگاه به سر ميبرند.
40 نفر در اين پناهگاه ساكن هستند و هزينه نگهداري از آنها بيش از 30 ميليون ريال در ماه است كه بيشتر از كمكهاي مردمي تامين ميشود.
مشكل اعتياد همسر
چشمان روشنش پر از غم و دلتنگي است، دلتنگ 2كودك 9 و 12 سالهاش است، از غرب كشور آمده، ميگويد براي ترك كردن و رسيدن دوباره به فرزندانش هر كاري ميكند.
وقتي تعريف ميكند شوهرش او را معتاد كرده و به همين بهانه او را طلاق داده و دادگاه به خاطر اعتياد او فرزندانش را از او گرفته و به پدر معتادشان سپرده است، به پهناي صورت اشك ميريزد.
صبحها در يك توليدي كار ميكند آن هم براي ماهي 60هزار تومان و باز هم اين سوء استفاده به دليل اين است كه او معتاد است و صاحب توليدي اين را ميداند.
عصرها سري به مركز ترك اعتياد زنان ميزند تا يادش نرود براي چه اينجاست و چرا اين آوارگي و استثمار را به جان ميخرد و از آنجا كه كسي را در اين شهر شلوغ ندارد، شبها به پناهگاه زنان پناه ميرود.
كارشناسان اعلام ميكنند، در بيش از 70 درصد از موارد اعتياد زنان در جامعه ايراني، ردپاي مردان مشاهده ميشود؛ ردپايي كه با توجه به بيشتر بودن امكانات درماني مردان معتاد نسبت به زنان معتاد و بسياري مسائل ديگر از جمله «تابو»هاي شايع در جامعه و انگي كه از اعتياد بر پيشاني زنان معتاد ميخورد، روز به روز عمق بيشتري پيدا ميكند.
مطالعات نشان ميدهد كه درگيري اغلب زنان كشور با مساله اعتياد يا جرايم ناشي از اعتياد، به واسطه ابتلاي همسر، فرزند يا پدران آنها به اعتياد بوده؛ و به گفته بسياري كارشناسان، زنان عمدتا در پي شكست تلاشهاي مكرر براي نجات همسران معتاد خود، خواسته يا ناخواسته، تن به آلودگي و انگ و ننگ اعتياد ميسپارند.
با توجه به اينكه در مواردي مردان معتاد براي مصرف راحتتر مواد اعتيادآور، همسران خود را نيز وادار به مصرف اين مواد ميكنند، زناني كه داراي همسر معتاد هستند، بيش از سايرين، در معرض خطر اعتياد قرار دارند و عليرغم اهميت ويژه اعتياد زنان و تاثير شديد منفي آن بر بنيان جامعه و خانواده، متاسفانه هنوز هيچ برنامه منسجمي براي درمان زنان معتاد جامعه در دستور كار قرار نگرفته است.
ليلا ارشد، موسس اولين DIC زنان (مركز گذري درمان اعتياد) دراينباره ميگويد: اكثر زنان مراجعهكننده به مركز ترك اعتياد زنان توسط همسرانشان معتاد شدهاند. در واقع مرداني كه بيكار بودهاند و اعتياد داشتند و هيچ درآمدي نداشتند، براي آن كه سرزنش كمتري بشنوند، همسرشان را معتاد ميكنند تا او هم به وضعيت آنها دچار شود و بتواند هزينههاي مصرف مواد را تامين نمايد.
تفاوت اعتياد زنان و مردان
كارشناسان بر اين باورند كه زنان معتاد بسيار آسيبپذيرتر از مردان معتاد هستند، زيرا مصرف مواد در زنان اغلب با آسيبهاي اجتماعي ديگر از جمله فرار از منزل، خشونت و متلاشي شدن خانواده توأم است.
همچنين بر اساس آمار جهاني، اعتياد در زنان، عوارض خطرناكتري نسبت به مردان ايجاد ميكند، براي مثال فاصله زماني اولين تجربه مصرف مواد ـ تا تزريق در زنان به طور متوسط 2 سال طول ميكشد در حاليكه اين زمان در مردان حدود 8 سال است. با اين حساب زنان 6 سال زودتر از مردان به ورطه وابستگي شديد ـ كه درمان آن طبعا سختتر و عوارض جسمي، رواني، اجتماعي آن نيز به مراتب بيشتر است ـ كشيده ميشوند.
مرگ در اثر مصرف مواد نيز در زنان و دختران سريعتر رخ ميدهد. بخصوص مصرف بيش از حد، خودكشي و تصادفات ناشي از آثار مصرف برخي مواد علت اصلي مرگومير در زنان معتاد است.
تنها طي 4 سال گذشته رشد اعتياد زنان 3 برابر مردان بوده و در حال حاضر بر اساس آمار رسمي 6 درصد از معتادان كشور را زنان تشكيل ميدهند. گفته ميشود به ازاي هر 010 مرد معتاد، حدود7 زن دچار اعتياد هستند و زنان براي ترك در شرايط آسيبپذيرتري از مردان قرار دارند، زيرا يكي از شرايط ترك، دور بودن فرد از محيطي است كه باعث وسوسه و گرايش به مصرف مجدد ميشود، در حالي كه اكثرا يكي از اطرافيان نزديك زنان معتاد، مبتلا به اعتياد است.
همچنين انگ اجتماعي اعتياد، زنان معتاد را به حاشيه رانده است، آنگونه كه زنان معتاد براي فرار از اين انگ، كمتر به مراكز درماني مراجعه كرده و اغلب اعتياد خود را پنهان ميكنند. ترس از «بدنامي به اين ننگ» و تبعات اجتماعي آن، سهم 80 درصدي روبه رشد فقدان تمايل به ترك در زنان معتاد را به خود اختصاص داده است.
علل روي آوردن زنان به اعتياد و مشكلات آنها
رشد نيافتن مهارتهاي لازم براي توفيق در زندگي، فقدان شايستگي فردي براي كسب پايگاه شغلي، احساس بازنده بودن در رقابتهاي شغلي و به دنبال آن، احساس ناتواني در نيل به موفقيت، احساس ناامني، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعي، احساس خشم و بياعتمادي در خانه، محل كار و مدرسه، توزيع ناعادلانه منابع درآمد، تشديد احساس محروميت نسبي و در نهايت، روابط نزديك و صميمي زنان، از علل روي آوردن زنان به مواد مخدر است.
به نظر ميرسد دختران نوجوان نسبت به فشار گروه همسالان در مقايسه با پسران، آسيبپذيرتر باشند و ممكن است به منظور احساس پذيرفته شدن در گروه همسالان، اعتياد را تجربه كنند و همچنين زندگي با يك مرد معتاد از مهمترين علل گرايش زنان به مواد مخدر است.
مجموعه تحقيقات درباره زنان معتاد نشان ميدهد كه زنان معتاد نسبت به ديگر زنان ميزان بيشتري از خشونت را تجربه و تحمل ميكنند، يعني حدود ?? درصد بيشتر و همينطور در مقايسه با ديگر زنان، مسائل و مشكلات رواني بيشتري دارند. مطالعات نشان داده است كه اختلالات افسردگي يا اضطراب، شايعترين بيماري در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است و رفتارهاي خودكشي، آسيبپذيري بالا و عزت نفس پايين در زنان معتاد بسيار بيشتر از ديگران است و حتي بسياري از زنان، گرفتار مشكلات بازگشت افسردگي مزمن ميشوند.
اعتياد زنان در جامعه ما بهرغم ابتلاي درصد كمي از جمعيت، غيرقابل انكار است و در عين حال، اهميت جايگاه زن در جامعه و نقش محوري آن در كانون خانواده نيز امري غيرقابل انكار است و بنابراين با توجه به اين دو نكته مهم، انتظار ميرود كه مسوولان امر توجه بيشتر و جديتري به لزوم انجام اقدامات موثر پيشگيرانه در حوزه اعتياد زنان و اعمال سياستهاي موثرتر در زمينه كاهش آسيب و درمان زنان معتاد كه گام اول آن، توسعه مراكز درماني ويژه اين افراد است، نشان دهند.


