طنز: افتخار تحت فشار
شهرام شکیبا در روزنامه خبر نوشت:
علیرضا افتخاری که پیشتر در مطلبی با عنوان «یک بوس کوچولو» در باب گرفتاریهای اخیر و جریان دیدهبوسیاش با رئیسجمهور توضیحاتی داده بودم، دیروز در گفتوگویی با «خبرآنلاین» به کنونیشدن شرایطش اشاره کرده است.
این خواننده ایرانی گفته است: چون بعد از آن ماجرا تحت فشار قرار گرفته افسرده شده و حالا میخواهد ایران را به قصد فرانسه ترک کند.
1- اتفاقاً مدتی است در سایت، چند نفر علیه بنده کامنت میگذارند، لذا من هم تحت فشارم و باید سریعاً از ایران بروم.
2- تا حالا تغییر دین، رد صلاحیتشدن، زندانی سیاسی بودن، شرکت در تظاهرات، حکم دادگاه داشتن و... جزو شرایط پناهندگی به کشورهای دیگر به حساب میآمد. از این به بعد بوسیدن رئیسجمهور هم به آن اضافه شده است.
3- کسانی که در انتخابات به سه کاندیدای دیگر رأی دادند، جمعاً حدود 15 میلیون نفر بودند و کسانی که به رئیسجمهور رأی دادند، حدود 24 میلیون نفر. چطور است که آقای افتخاری احساس غربت میکنند در وطنشان و میخواهند بروند ولایت غربت؟
4- خب، دوستان رئیسجمهور دستکم از ایشان دلجویی کنند. یک سر هم به ایشان نزدهاند تا حالا. این کار اخلاقی نیست. فقط که نباید به نمایشگاه عکس خانمها بروند و وام بدهند.
5- یک خوانندهای بود که اخیراً معلوم شده از اساس و از بدو تولدش به شدت خائن بوده. اسناد و مدارک خیانتش هم موجود است. شرایط آن فرد خائن هم کنونی است. دائم همه مردم از او اعلام انزجار میکنند. حتی به آیاتی که او خوانده گوش نمیدهند. از صداوسیما هم دائم برای پخش نکردن صدای آن خائن خودفروخته در لحظات افطار تشکر میکنند وخوشحالند که لحظات روحانی افطارشان با صدای او رنگ کفر و الحاد نمیگیرد. ولی آن خواننده خائن از ایران نمیرود. واقعاً آن خائن باید از آقای افتخاری چیز یاد بگیرد.
6- ببین قهر نکن دیگه علیرضا.
علیرضا افتخاری: «قبل از رفتن از کشور حتماً نامهای به رئیسجمهور و تیم فرهنگی دولت مینویسم و گلایههایم را با ایشان مطرح میکنم.»
به هر حال آقای افتخاری برای رفتن مصمم است. با توجه به اینکه غربت خاک دامنگیر دارد و اساساً بلاد اپوزیسیونپروری است و بعد از رفتن آقای افتخاری شاید صدایش هم پخش نشود. به دوستان تهیهکننده صداوسیما پیشنهاد میکنم در اسرع وقت یکی از ترانههای زیر را روی تصاویر اسلوموشن دیدهبوسی آقای افتخاری و رئیسجمهور بگذارند تا کلیپی به یادماندنی شود.
ترانه پیشنهادی اول
نه این قرارمون نبود
تو بیخبری بری
من خسته شم که تو
بیهمسفری بری
نه این قرارمون نبود
من رنگه شب بشم
تو سرسپرده شی
من جون به لب بشم
باور نمی کنم
این تو خوده تویی
این تو که از خودش
بیخود شده تویی
باور نمیکنم
عشقه منی هنوز
گاهی به قلب من
سر میزنی هنوز
ترانه پیشنهادی دوم
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای روبه زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
اگر بیایی همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هرکی شنیده از خودش بیخوده



