صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اهواز؛ کلان شهر بي کلان تر!

شاهين بيرگاني
کد خبر: ۱۱۳۴۸۸
| |
5104 بازدید
شهرستان اهواز يکي از هفت کلان شهر کشور است که به اعتقاد برخي از کارشناسان و صاحب نظران شهرسازي و... از ويژگي‌ها و امتيازهاي لازم مانند شش کلان شهر ديگر برخوردار نيست.
قبول داريم که اين شهرستان و ديگر شهرستان‌هاي استان در 8 سال دفاع مقدس مشغول پذيرايي و خدمت رساني به رزمندگان اسلام بودند و مسئولان وقت در زمينه سازندگي و عمران و آباداني شهرستان اهواز و ديگر شهرها کار چنداني نکردند؛ چرا که استان درگير جنگ تحميلي بود. اما از زمان پايان جنگ تا کنون ـ که مدت 22 سال مي‌گذرد ـ مسئولان وقت مي‌توانستند با کار و تلاش بيشتر و انجام وظيفه، اهواز را از نظر عمران و آباداني، در رديف ديگر کلان شهر‌ها قرار دهند که متاسفانه اين گونه نشد!

حتي، بر اساس گفته معاون سابق عمراني استاندار خوزستان، «اعتبارات عمراني استان تا سال 85 از مبلغ 50 تا 400 ميليارد ريال به پايتخت برگشت مي‌شد!»

در حقيقت، برگشت اعتبارات عمراني به تهران، در حالي که استان در فقر عمران و آباداني به سر مي‌برد، نشانگر ناتواني مديريت استان و مسئولان ذيربط در اداره و انجام امور بود.
آيا شخص يا دستگاهي هست که عملکرد مسئولان ارشد اجرايي استان را از سال پاياني جنگ تحميلي (67) تا سال 85 بررسي و نتيجه را اعلام کند؟
آيا شخص يا دستگاهي هست تا عملکرد استان به ويژه کلان شهر (!) اهواز را با ديگر کلان شهرها در اين سال‌ها بررسي و مقايسه کند؟

وقتي که مديريت‌هاي وقت استان و مجموعه‌هاي زيردست آنان در سال‌هاي گذشته به گونه‌اي به کار و فعاليت مي‌پرداختند که حاصل آن برگشت مبالغي از اعتبارهاي عمراني به تهران و در نتيجه به توسعه نيافتگي استان به ويژه شهرستان اهواز منجرمي شود ـ که امروزه برخي از مسئولان، اهواز را کلان روستا نام مي‌نهند ـ از پايتخت نشينان چه انتظارهايي مي‌توانستيم داشته باشيم  و مردم نيز چه کارهايي مي‌بايست انجام مي‌دادند که نکردند؟!

اگرچه، اهواز را کلان روستا خطاب کردن، خاطر برخي از مسئولان استان را مکدر خواهد کرد، چرا که معتقدند: «با بد معرفي کردن شهر و استان و بزرگ جلوه دادن موارد ضعيف و کوچک، باعث فرار سرمايه داراني مي‌شود که قصد سرمايه گذاري در استان را دارند.» اما، بايد واقعيت‌ها را پذيرفت که نه با حلوا حلوا کردن ما، دهان سرمايه داران و مردم شيرين مي‌شود و نه با خوب و زيبا مطرح کردن و جلوه دادن شهر و استانمان، مي‌توان در جذب سرمايه داران براي سرمايه گذاري در استان تلاش کرد.

سرمايه داران، نخبگان و مغزهايي که عطاي ماندن در استان را به لغايش مي‌بخشند و مي‌روند تا در مناطق خوش آب و هوا کار و زندگي کنند نه اين که در استان ما کار و تلاش کنند تا فقط زنده باشند و از کمترين امکانات رفاهي و تفريحي و... نيز محروم باشند؛ چشم دارند و خوب مي‌بينند. نمي‌توان آنها را وادار کرد که شهر‌ها و استانمان را جور ديگري ببينند که ما دلمان مي‌خواهد!
به راستي، استان ما چه مزيت‌ها، ويژگي‌ها و نقاط مثبت و برجسته‌اي دارد که به آن بباليم و به مردم هديه دهيم و از سرمايه داران و نخبگان هم بخواهيم که در اينجا بمانند و خدمت کنند؟!

آب خوب، بي بو، تميز و گوارايي داريم؟ اگر داريم، پس اين همه دستگاه‌هاي تصفيه آب 5 و 6 مرحله‌اي که مردم خريده‌اند و در کابينت‌هاي ظرفشويي شان نصب کرده‌اند چه معني مي‌دهد؟!
هواي خوب، سالم و فرح بخشي داريم؟ اگر داريم، پس اين همه گرد و غبارهايي که فضاي شهرها و استانمان را فرا مي‌گيرد و اين همه ماسکي که مردم بر دهان و بيني شان مي‌زنند، نشانه چيست؟ مسئولان استان به جز تشکيل جلسه و اعلام آن، چه کارهايي در مورد جلوگيري از ورود گرد و خاک از کشورهاي عربي به استان و ايجاد هوايي سالم، توانسته‌اند انجام دهند؟
امنيت خوبي و بالايي داريم؟ مي‌توانيم بدون نگراني و ترس از سرقت، درهاي منازل و خودروهاي مان را چند قفله نکنيم و برويم به کارمان برسيم؟

مي توانيم بدون نگراني از وجود کيف قاپ‌ها، به راحتي در شهر رفت و آمد و کيفمان را حمل کنيم و آن را دودستي نچسبيم؟
کار و شغل مناسب و در دسترسي براي بيکاران از جمله فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها وجود دارد؟
اگر هست، چرا 400 هزار حاشيه نشين داريم و از لحاظ نرخ بيکاري نيز مقام نخست يا دوم را در سطح کشور يدک مي‌کشيم؟!
مسکن کافي و ارزان قيمت در اهواز و ديگر شهرستان‌ها يافت مي‌شود؟

البته وضعيت مسکن در اهواز آنقدر خراب است که حتي در شهرهاي جديد (شيرين شهر و رامين شهر بي آب و علف و کوير مانند) هم توانايي خريد براي بي سرپناهان وجود ندارد.
به راستي! ارزاني، فراواني و نبود تورم در اهواز و ساير شهرستان‌ها، حرف چندم را مي‌زند؟
مگر مي‌شود چشم‌ها را بست و تورم و گراني‌هاي سرسام آور را در تمامي اقلام، کالا و مايحتاج زندگي نديد؟

فضاهاي سبز، تفريحي و رفاهي استان براي فرار شهروندان از گرما، شرجي و آلودگي هوا مناسب و مجهزند؟ مي‌توان با خيال راحت رفت و در اين فضاها اوقات خود را سپري کرد؟
مگر مي‌شود در استان، به ويژه کلان روستا، ببخشيد، کلان شهر اهواز باشي و موارد گفته شده از جمله تورم و گراني افسار گسيخته که بر دل و جانت شتک زده و سنگيني مي‌کند را ناديده بگيري و دم از شهر گل و بلبل بزني؟!

درست است که استان غني از نفت و گاز و فولاد و پتروشيمي و نيشکر و... است، اما اين نعمت‌ها بايد از زير پاي ما استخراج و توليد شود و به استان‌هاي ديگر و... برود تا بعد بتوانيم مصداق اين تک مصراع: «آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي‌کرد» قرار بگيريم!
اصولا، استان زرخيز يعني اين که، زر را ديگران ببرند و خيزش را ما برداريم!

وقتي که مردم خوزستان، در نخستين و دومين سفر رئيس جمهوري به استان، بيش از يک ميليون و نيم نامه به ايشان تقديم کنند ـ يعني يک سوم جمعيت استان ـ آيا نشان گر زرخيز بودن اين استان نيست؟! 
به راستي، در شهري که همه بينا و فهيم هستند، چه گونه مي‌شود چشم‌ها را شستشو بدهيم که جوري ببينند که مسئولان مي‌خواهند؟!
مي شود نيمه پر ليوان را ديد، اما در کجا و در کدام ليوان و کدام نيمه پر؟

آن چيزي که ديده مي‌شود نياز به گفتن ندارد. از قديم هم گفته‌اند: «چيزي که عيان است / چه حاجت به بيان است. »

شاهين بيرگاني ـ اهواز
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟