جام ضدحمله، جام 1 - 3 - 2 - 4
جامجهاني 2010 تورنمنتِ4-2-3-1 بود. این شیوه مدتی است در سطح اول باشگاهی دنیا حرف اول را می زند. شاید سیستم 4-2-3-1 در حال جانشینی با انواع مختلفی از سیستم 4-3-3 در سطح باشگاهی باشد اما فوتبال بینالمللی این روزها یک گام عقبتر از بازیهای باشگاهی به سر میبرد و این تورنمنت آفریقای جنوبی ثابت کرد که این روند از یورو 2008 آغاز شده است.
به نوشته تهران امروز؛ ترکیبهای انتخابی یک طرف ماجراست و طرز استفاده از آنها موضوعی دیگر اما آنچه در آفریقایجنوبی جلبنظر كرد، حجم وسیع استفاده از انواع سیستمهای مرتبط با 4-2-3-1 بود. اسپانیا توانست این شیوه را در برابر آلمان پیاده کند و حتي با آن به عنوان قهرماني برسد.
دلبوسكه براي اجراي صحيح اين سيستم حتي در نهايت مجبور شد به تلاش بیهودهاش برای بازي دادن همزمان به فرناندو تورس و داوید ویا پايان بدهد. بدین ترتیب ژاوی كمي عقبتر آمد و آندرس اینیستا و پدرو به جلو متمایل شدند تا سیستمی به شکل4-2-3-1 ساخته شود، سیستمی که به نظر میرسد در حال شکل دادن ریشه فوتبال باشگاهی است. این شیوه دارای مدافعان کناری فوقالعاده تهاجمی و همينطور قدرت پرس فراوان تا عمق زمین حریف است؛ مخصوصا زمانی که از فرمول بارسلونا استفاده شود.
گاهی اوقات نسبت به کمبود گل در بازیهای اسپانیا اعتراضاتی شد، به هر حال تا پيش از اين جام هیچ تیمی نتوانسته بود با تعداد گلزده کمتر نسبت به آنها به فینال برسد اما شاگردان دلبوسكه ثابت كردند مثالی کلاسیک از تیمی هستند که ترجیح میدهد به جای خلق افراطی موقعیتها به کنترل بازی بپردازد. شاید گاهی بازی آنها با پاسکاریهای متواليشان گیجکننده به نظر برسد، شاید حتی این طرز بازی به گونهای فرساینده خوانده شود اما حتي این سبک فرسایشی هم به شدت زیباست.
آنهایی که به هلند مدرن اعتراض دارند و شيوه بازيشان را خیانت به Total Football ميدانند، شاید باید نگاهی دوباره به فینالهاي لیگ قهرمانان اروپا در حدفاصل سالهای 1971 تا 1973 داشته باشند. زمانی که آژاکس تسلط استادانه خود بر رقبايش را با حفظ طولانيمدت توپ اعمال میکرد. صراحتا میتوان گفت اگر اسپانیا با تیمی روبهرو میشد که به جای قرار دادن هشت نفر در برابر توپ به آنها حمله ميكرد، بدون ترديد شاهد اسپانیای تهاجمیتر و گلزنترين میبودیم.
از اینجا به بعد آلمان وارد داستان میشود. آنها هم با سیستم4-2-3-1 در تورنمنت حاضر شدند اما با اینکه فیلیپ لام چندین بار نفوذهای بسيار خوبي را در بازيهاي مختلف انجام داد ميتوان گفت زمینه اصلی تفكرات آنها پرداختن به امور دفاعی بود. اينجاست كه بار دیگر تعداد گلهای زده شده فریبنده میشود. حجم وسیعی از ستایشها و تمجیداتي که برای شیوه باز و تازه تيم يواخيم لو ارائه شد، تنها به این دلیل بود که آنها در سه بازی خود، چهار گل به رقبا زدند.
آلمان در ضد حمله تيم فوقالعادهاي بود و همکاری چهار شامل میروسلاو کلوزه، توماس مولر، لوکاس پودولسکی و مسعود اوزیل خیره کننده به نظر ميآمد اما این سبك تنها یک فوتبال واکنشی و مبتنی بر ضدحمله بود. آلمان در سه بازی خود خيلي زود به گل اولش رسيد (آنچه در برابر آرژانتین و انگلیس به واسطه اشتباهات حريف بهدست آمد) پس از آن بود كه اين تيم از فضایی استفاده کرد که حریف در تلاش برای زدن گل تساوی پشت سرش جا گذاشته بود. انگلیس، آرژانتین و استرالیا همگی به دفاعی بیخردانه در برابر آنها پرداختند و شدیدا مجازات شدند.
در سه بازی دیگر اما تیمهاي مقابل آلمان دفاعی منظم ارائه دادند و در نتیجه خبری از گل زودهنگام و بردی آسان نبود. در بازي مقابل اسپانيا فقر ایدههای تاکتیکی تيم لو آنقدر زياد بود که در دقایق پایانی، مدافع میانیشان یعنی مرتساکر به عنوان مهاجم کمکی به جلو فرستاده شد. تنها باری که میتوانم موثر بودن اين ايده را به ياد بياورم، زمانی بود که دنیس اسمیت، سرمربي وقت ساندرلند گری بنت، مدافع بلندقدش را در ديدار مقابل آکسفورد به جلو فرستاد. البته اين اتفاق به سال 1990 باز ميگردد.
فوتبال مبتنی بر ضد حمله، تصویری واضح از این جام جهانی بود. این موضوع یکی از دلایلی است که خلاقیت اسپانیا در بازيهايش تا این اندازه مورد استقبال قرار گرفته است. احتمالا هنوز خيلي زود است که این شیوه را گرایشی عمومی برای فوتبال دنیا بدانیم چرا که در سال 2004 هم بهنظر میرسید دنیا به سمت و سویی مشابه میرود. زمانی که پورتوی خوزه مورینیو فاتح لیگ قهرمانان و یونان رهاگل قهرمان اروپا شدند اما فوتبال تهاجمی فصل بعد بلافاصله به میادین بازگشت.
با در نظر گرفتن موفقیت مورینیو به همراه اینتر، شاید بتوان گفت موج خلاقانه دهه گذشته محکوم به فناست. علت مقبولیت این شیوه قابل درک است، چرا که با وجود زمان محدودی که در اختیار مربیان است، ابداع سیستمهای پیچیده دشوار بهنظر میرسد.(اسپانیا از این حقیقت بهره میبرد که در طول چهار سال گذشته بسیاری از بازیکنانش برای یک تیم باشگاهی بازی میکردند و همچنين از سبک بازی مشابهی با تیم باشگاهیشان برخوردار بودند که تنها با تغییراتی جزئی همراه بود) پس سادهسازی روشها برای اکثریت مربیان امري مطلوب است.
حتی برزیل هم نشانی از اتکا به ضدحمله را باخود داشت. این تیم اغلب در زمین خود قرار میگرفت و تنها وقتی به پرس روی میآورد که حریف از خط میانی عبور کرده بود. در اين زمان بود كه بلافاصله از فضای موجود پشت سر آنها استفاده میکرد. آنها از نوعی سیستم 4-2-3-1 غیر مستقیم استفاده میکردند که مزیت ويژهاش وارد کردن روبینیو به منطقهای بود که1 - 4-2-3 هاي دیگر از خنثیکردنش عاجز بودند.
با اینکه آنها در نیمه دوم بازي مقابل هلند به طرز اسفباری تسلیم شدند و سامبای برزیلی را مطلقا از یاد بردند، میتوان گفت برزیل در طول چهار سال گذشته با فتح کوپا آمریکا و جام کنفدراسیونها و قرارگرفتن در رتبه اول ردهبندی کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی، بهترین تیم جهان بوده است. جای خالی رویارویی آنها و اسپانیا در این تورنمنت كاملا به چشم آمد و همينطور4-2-3-1 غنا كه به همراه پنج هافبک عقب کشیده و آساموا جیان به عنوان تک مهاجمی با حرکات انفجاری در فضاهای خالی که انتظار صدور پاس های بلند از میانه میدان را می کشید، پاسهایی که نوید از راه رسیدن قدرتی تازه در سالهای آتی را می دادند. ژاپن4-2-3-1خود را با شماره 9 کاذب اجرا کرد و با همان فقدان تاریخیشان در داشتن يك هافبک خلاق.
فراگیری سیستم 4-2-3-1 اثراتی غیرمستقیم اما اجتنابناپذیر به همراه داشته است. مدافعان کناری با خصوصیات تهاجمی کمیابتر شده اند. همانطور كه تفاوت بین بینش زوجهای مدافعان کناری اسپانيا و هلند در فینال مسابقات بزرگترین تفاوت 4-2-3-1 دو تیم بود. پیش از این به نظر میرسید پیشرفت سیستمهایی با يك مهاجم مرکزی پایانی بر عصر خط دفاع سه نفره باشد چرا که دیگر نیازی به دو بازیکن یدک نبود اما امروز میبینیم که تیمها صرفا به بقا فكر ميكنند.
تلاش برای کسب تساویهای بدون گل. این کاری بود که اروگوئه برابر فرانسه، کرهشمالی برابر برزیل و نیوزیلند در مقابل تمام حریفانش انجام داد. سخت است باوراینکه تمام این قضایا به گونهای با برد اینتر برابر بارسلونا در فصل گذشته در ارتباط نبوده باشند. بردی که ثابت کرد تیمی با بضاعت تکنیکی پایین تر (اما نه ضعيفتر در نظم و ابتکار) میتواند حملات ممتد و مداوم را تحمل کند. هلند در فينال دوشب قبل و در ديدار مقابل اسپانيا اين موضوع را ثابت كرد.


