راز موفقيت؛ شانس يا تلاش
آيا شما هم وقتي كسي موفق ميشود فكر ميكنيد چه شانس بزرگي آورده است؟ يا وقتي كه كسي به مراتب بالاي علمي ميرسد آن را ناشي از استعداد ذاتي، مسائل مربوط به ژنتيك يا از اين دست موضوعات ميدانيد؟ اگر شما هم در اين افكار سير ميكنيد و اينگونه باورها را داريد بد نيست اين مطلب را هم بخوانيد.
ليونل مسي را كه ميشناسيد. حتي اگر اهل فوتبال و ورزش هم نباشيد، به احتمال قوي اين روزها نام اين ورزشكار را بايد شنيده باشيد. او يكي از بزرگترين بازيكنان فوتبال جهان است.
الان هم كه بازيهاي جام جهاني به مراحل حساسي رسيده و تب فوتبال همه را گرفته، بد نيست از اين منظر به اين موضوع نگاه كنيم.
فوتبالدوستان هنگام رقابت تيم او در جام جهاني بيش از هر بازيكني چشم به او ميدوزند. اما كمتر كسي از خودش ميپرسد كه چطور شد اين مرد جوان و ريز نقش توانست به اين مراحل از پيشرفت و شهرت برسد؟
آيا اين ژنتيك بدن اوست كه به طور كاملا تصادفي، تعادل، سرعت و قدرت ديد را به او هديه كرده است يا چيزي بيش از آن؟ اجازه بدهيد كه كمي دقيقتر به اين مساله نگاه كنيم. مسي در 24 ژوئن سال 1987 در شهر روساريوي آرژانتين متولد شد. وي در 5 سالگي بازي را در تيم گراندولي آغاز كرد.
وقتي فقط 11 سالش بود پزشكان تشخيص دادند كه داراي كمبود هورمون رشد است. شايد زماني كه والدين او فهميدند كه پسرشان چه مشكلي دارد و هزينههاي درمان او چقدر زياد است، هيچ وقت فكر نميكردند كه او روزي به اين مرحله برسد. اما مسي تلاشش را متوقف نكرد؛ او در حالي كه به راهش ادامه ميداد با پشتكاري بيشتر از افراد عادي به ورزش مورد علاقهاش هم پرداخت؛ تمرين و تمرين و تمرين.
حالاجوان ريزجثه آرژانتيني يكي از بزرگترين و گرانقيمتترين بازيكنان جهان است. شايد اگر او هم به ژنتيك و شانس فكر ميكرد، الان در خانه يا يك مغازه مشغول كاري ديگر بود. اما جرات و جسارت او را تبديل به ستارهاي در جهان ورزش كرد.
و اما ما كه عادت كردهايم هميشه اينگونه فكر كنيم كه ژنهاي غالب در بدن ما تعيينكننده آينده ما هستند، چگونه رفتار ميكنيم؟
آيا همه چيز را به دست شانس و تقدير ميسپاريم؟ بايد شانس بياوريم كه در رشتهاي خوب در دانشگاه قبول شويم، بايد شانس بياوريم كه كار خوبي نصيبمان شود و بايد شانس بياوريم تا بتوانيم يك ستاره ورزشي شويم.
از طرف ديگر اگر ژن مربوط به بيماري را به ارث برده باشيم، چشمانداز و آينده خود را تيره و تار خواهيم ديد و در انتظار بيماري خواهيم ماند؛ بدون تلاش و تحرك.
اما بايد بدانيم با اين كه هر يك از ما مواردي خاص را به صورت ژنتيك دريافت ميكنيم اما نكات ديگري هم در زندگي ما نقشهاي كليدي دارند كه از همه آنها مهمتر نوع نگاه ما به زندگي است. به عبارت ديگر، هر يك از ما فرصتهايي براي بهتر شدن و نمونه بودن داريم، اگر براي بروز قدرتهاي دروني خود تلاش و خودمان را باور كنيم.ستاره ورزشي موفق يا نابغه متولد شدن، افسانهاي بيش نيست. پس بهتر است عمر خود را به جاي افسوس خوردن در مورد اينكه چرا ما از نظر ژنتيكي برنده نيستيم، با سعي و تلاش سپري كنيم.به طور حتم، برخي از افراد از لحاظ ذاتي امتيازاتي نيز دارند، اما در پايان روز چيزي كه موجب تمايز آنها از سايرين ميشود، نيرو و زماني است كه آنها صرف كردهاند تا موفق باشند.
پس موفقيت و موفق بودن چيزي است كه هر كدام از ما اگر دقت كنيم ميتوانيم در وجود خودمان بيابيم. اين ماييم كه ميتوانيم آيندهاي تاريك و تيره يا سرشار از موفقيت براي خود ترسيم كنيم. البته هيچ وقت هم براي تصميمگيري در مورد موفق شدن دير نيست. هر زماني كه به اين فكر بيفتيم و از حصار باورهاي نادرست شانس و تقدير رها شويم، ميتوانيم به مراحلي باور نكردني دست يابيم.


