آلمان مدعي هميشگي جام بزرگ است
اشاره: اوليور كان در 41 سالگي و چند سال پس از دوران اوجش، بينياز از معرفي است. دروازهبان افسانهاي فوتبال آلمان 2 سالي است كه بازنشسته شده،اما هنوز آن جديت خيرهكننده، قيافه خشن و فراتر از آن، مهارتهاي فوقالعاده او در دروازهباني، در اذهان حك شده و باقي مانده است.
به نوشته جام جم و به نقل از سایت فیفا؛ كان پس از غروب نسبي آندرياس كوپكه از سال 1998 دروازهبان ثابت و شماره يك ژرمنها شد و تا 2004 صاحب پيراهن شماره يك آنها بود. با اين كه رقابت او با ينس لمن ديگر مدعي پيراهن شماره يك تيم ملي آلمان در سالهاي 2005 و 2006 تند و بيرحمانه و همراه با برخي كجكرداريها از سوي هر دو نفر بود و منجر به فيكس شدن لمن در جامجهاني 2006 و كنارهگيري كان از بازيهاي ملي در پايان آن رقابتها شد، اما او كلاس و اعتباري خيرهكننده به كار خود و دروازه آلمان بخشيد.
«اولي كان» از 1994 كه از كارلسروهه به مونيخ كوچ كرد، بتدريج دروازهبان ثابت بايرنمونيخ و نامش با اين باشگاه عجين شد. اضافه بر 7 بار كسب عنوان قهرماني ليگ آلمان با اين تيم، يك مرتبه (2001) فاتح جام قهرمانان باشگاههاي اروپا و يك بار (1999) نيز نايبقهرمان آن شد و يك مرتبه (1996) هم به افتخار فتح جام يوفا دست يافت. كان كه مطمئن و خوشفكر و محكم بود، در سالهاي 1999، 2001 و 2002 به عنوان دروازهبان سال جهان گزينش شد و 4 بار او را دروازهبان سال اروپا هم ناميدند.
در پايان، شمار بازيهاي ملي «اولي كان» به 86 رسيد كه 49 مورد آن همراه با بازوبند كاپيتاني بود. در اين حدفاصل او با تيم ملي آلمان نايبقهرمان جامجهاني 2002 و صاحب رتبه سوم جام 2006 شد و هر چند در جام ملتهاي اروپاي 1996 صرفا «ذخيره» كوپكه بود، اما در قهرماني درخشان حاصل در آن پيكارها شريك شد. سالها بعد از آن رويداد و 2 سال بعد از بازنشستگي حرفهاي كان در مورد شرايط كنوني فوتبال آلمان و دنيا و جامجهاني پيش رو جالب و قابل پيگيري است.
«ينس لمن» رقيب بزرگ ايام بازيگري شما در پايان اين فصل بازنشسته ميشود و كاري را كه شما در سال 2008 انجام داديد با 2 سال تاخير انجام ميدهد. چه احساسي در اين مورد داريد؟
فكر ميكنم تصميمي منطقي گرفته باشد. او 40 سال سن دارد. وقتي به اين سن نزديك ميشويد و حتي قدري زودتر از آن، پيوسته از خود ميپرسيد چه زماني بايد كفشها را بياويزيد. بهترين زمان براي اين كار وقتي است كه سنتان دارد بالا ميرود، ولي مردم دائما از فرم شما تعريف ميكنند. اگر آن موقع برويد، در ذهن آنها در اوج خواهيد ماند.
كوين كوراني بعد از اخراج شدن از اردوي ملي آلمان در اكتبر 2009 (مهر 88) دوباره فراخوانده شده تا ياور هموطنانتان در دور پاياني جام جهاني 2010 باشد. آيا اين نوعي تخطي از اصول نيست؟
بايد به يواخيم لو (سرمربي تيم ملي آلمان) حق داد. او نميخواهد هيچ گزينهاي را براي تقويت تيم ملي آلمان كه در حال حاضر در برخي پستها بالقوه توان لازم را ندارد، از دست بدهد. درست است كه كلوزه، پودولسكي، كاكائو، مولر، گومز و كيس لينگ در خدمت تيم ملي هستند، اما بد نبود كه كوراني هم از نو امتحان ميشد. بايد هميشه تركيبهاي موثر و لازم را يافت و از آن سود جست و فقط براساس آخرين آمادگيها اقدام نكرد. زيرا در آن صورت تركيب تيم ملي در هر ماه حداقل 90 درصد فرق خواهد كرد. با چنين ديدگاهي فراخواني مجدد كوراني كار درستي بوده است و لابد «لو» راجع به اين كه براي حفظ احتمالي وي عذر چه كسي را بايد بخواهد نيز فكرهاي لازم را كرده است.
رنه ادلر كه قرار شده بود دروازهبان اول كشورتان در مرحله پاياني جام جهاني پيش رو باشد از ناحيه قفسه سينه به طور جدي صدمه ديده است. تكليف چيست؟
اميدوارم او به موقع بهبود يابد و ياران خود و يواخيم لو را در آفريقاي جنوبي همراهي كند، اما يك بحث ديگر هم داريم. در جام جهاني قبلي رقابت شديد من و لمن سبب شد يورگن كلينزمن (سرمربي وقت ژرمنها) تا يك ماه مانده به شروع مسابقات نفر انتخابي خودش و سنگربان شماره يك تيم ملي را معرفي نكند و اين مساله هم روي من و هم روي لمن اثر منفي گذاشت. من با اين گونه مسائل مخالفم و ترجيح ميدهم در يك كشور، دروازهبان نخست چنان برتر از سايرين باشد كه ترديدي به فيكس بودن او وجود نداشته باشد و دروازهبان دوم هم بپذيرد كه بجز دلايل و روزهاي خاص به تركيب ثابت راه نخواهد يافت. به عنوان مثال در اسپانيا ايكر كاسياس هميشه ثابت است و پتر چك نيز همين روند را در كشور زادگاهش ـ چك ـ دارد و در ايتاليا هم اين وضعيت را ميتوان متوجه جان لوييجي بوفون ديد. در كشور ما بعد از بازنشستگي من و كنار كشيدن لمن از ديدارهاي ملي در پايان «يورو 2008» فاقد دروازهباني مقتدر و كاملا برتر از سايرين بودهايم و برابري قوا بين منتخبين محسوس بوده است. اميدوارم چه ادلر و چه جانشين محتمل او (نوئر يا ويسه) شروع خوبي در دور پاياني جامجهاني داشته باشند، زيرا اگر چنين نشود و در يكي از دو بازي اول به لحاظ دروازهباني دچار بحران شويم، بعدا جمع كردن تيم سختتر خواهد شد. نوع شروع كار دروازهبان ما در اين رقابتها و ميزان توفيق يا ناكامي او در ديدارهاي نخست، سهمي فراوان نه فقط در ترسيم جايگاه وي بلكه سرنوشت تيم ملي در جامجهاني نوزدهم خواهد داشت.
مدت كمي تا آغاز دور نهايي جام جهاني 2010 مانده است. انتظارها و پيشبينيهاي شما در اين مورد چيست؟
به لحاظ كلي بايد بگويم ما باز با مهمترين جشنواره جهاني فوتبال طرف هستيم. مكاني كه بهترينهاي اين ورزش اجتماع ميكنند و صحنههايي زيبا و به يادماندني را بوجود ميآورند. در اين مسابقات هميشه شگفتيهاي زياد و بزرگي روي ميدهد و هيچ تيمي در حاشيه امنيت نيست. هيجان به اوج خود ميرسد و زيباييهاي فني نيز به سطح بالايي خواهد رسيد. در مورد كشورم نيز بايد بگويم آلمان هميشه از مدعيان و تيمهاي موفق جام است و از مدعيان قهرماني به حساب ميآيد.
آيا حقيقتا براي كشورتان شانس قهرماني در اين دوره هم قائل هستيد؟
بله، آلمانيها با روحيه مبارزهجويي و نظم و كارايي تاكتيكيشان ميتوانند در هر ميدان بزرگي موفق ظاهر شده و پاي فينال باشند. آمار و ريز نتايج ادوار اخير جامهاي كلاسيك مثل جامجهاني يا جام ملتهاي اروپا همين را ميگويد. اسپانيا، برزيل و سپس ايتاليا و انگليس نيز از بختداران اصلياند و بايد ديد آرژانتين و فرانسه در چه شرايطي به آفريقاي جنوبي ميآيند. در ظاهر شانس اسپانيا و برزيل از همه بالاتر است اما جامجهاني مامن حوادثي بزرگ هستند و همان طور كه گفتم اتفاقات آن پرشمار است.
چگونه ميتوانيد آلمان را با آنها يكسان بدانيد؟
تفاوتها زياد نيست. ديديد كه در «يورو 2008» هم با وجود قدرتنمايي چند تيم، فقط اسپانيا حريف ما شد و ما بقيه را برديم. حسن هموطنان من اين است كه هميشه در ميدانهاي بزرگ، آن خصلتهاي اضافي مورد نياز را فراهم ميآورند و با همت و جنگندگي و كار گروهي به هدف خود و نقطه اوج ميرسند. دليلي وجود ندارد كه دوره جديد اين پيكارها متفاوت با اين روال باشد. وقتي دور نهايي جام جهاني شروع ميشود، فاصلههاي قبلي بين مدعيان كاهش مييابد و تيمها همسطح ميشوند و بدين خاطر فكر نكنيد كه اسپانيا و برزيل از ما بسيار بهتر هستند. لااقل در يك دوره جام جهاني چنين نيست.
آلمان اخيرا در مسابقهاي دوستانه در خاك خودش به آرژانتين كه خود نسبت به گذشته نزول شديدي داشته است، باخت. آيا اين ناقض اظهارات و ادعاهاي شما نيست؟
فكر نميكنم نتيجه چنين ديدار دوستانهاي تاثيري بر سرنوشت ما و آنها در جام جهاني يا وضعيت ما در آن ميدان داشته باشد. آلمان به دشواري به مرحله نهايي جام جهاني 2002 راه يافت، اما در آنجا فيناليست و نايب قهرمان شد. بنابراين اتفاقات و نتايج قبلي شرط تشخيص نتايج در آوردگاه اصلي نيست.
بهترين دروازهبان كنوني جهان از ديدگاه شما كيست؟
هنوز بوفون ايتاليايي بهترين است. او هم كلاس و كاراييهاي مخصوص اين پست را دارد و هم بر اثر سالها حضور در ميدانهاي بزرگ تجربه لازم را كسب كرده است.
نسل جوانتر در تيم ملي آلمان با در بر داشتن مسعود اوزيل، توماس مولر، ماركو مارين، هولگربا داشتوبر و توني كروس جاافتاده است و هر روز بهتر ميشود. آيا اين بدان معنا نيست كه شانس كشورتان براي فتح جام جهاني 2014، موقعي كه اين افراد به پختگي بيشتري ميرسند، فزونتر از جام پيشرو خواهد بود؟
نظر شما را تاييد ميكنم. بويژه كه فاكتور مهم نسل جديد و رجحان آنها بر نسل قبلي اين است كه بازيكنان آن فقط دو، سه قابليت خاص ندارند و هم به كار حمله ميپردازند و هم دفاع و وظايفشان به يكي دو مورد ختم نميشود و چند منظوره هستند. اين روزها امكان ندارد به يك بازيكن نسل جديد اجازه بدهند كه مثلا فقط در كارهاي تهاجمي مشاركت كند و از او ميخواهند كه 90 دقيقه بجنگد و از هر نظر براي تيمش مفيد باشد. در دوره من اوضاع جور ديگري بود.
به افتخارات متعددي در دوران بازيگريتان رسيديد، كداميك بالاتر و بهتر از ديگري بود؟
كسب عنوان برترين بازيكن جام جهاني 2002 در شرق آسيا از همه بالاتر بود، زيرا معمولا در اين جامها يك دروازهبان بهترين شناخته نميشود و اين عنوان را به بازيكنان وسط ميدان ميدهند. من واقعا بابت شكستن اين سنت و تصاحب عنوان فوق احساس غرور ميكنم.


