شب دموکراسی؟
قریب 6 سال میگذرد از روزی که رودریگس ساپاترو، نخستوزیر چپ تازه به مسند نشسته اسپانیا، صبح پیش از رفتن به دارالحکومه مادرید کاخ مونگلوآ، به نزدیکترین بنگاه شرطبندی رفت و 2یورو از جیبش درآورد و به متصدی شرطبندی گفت آن را روی بارسا شرطبندي كند.
به نوشته وطن امروز؛ نخستوزیر چپگرا و رهبر حزب سوسیالیست اسپانیا (Psoe) 2 ماه پیش از آن با فاصلهای نزدیک و به لطف انفجار 11 مارس متروی مادرید (که از آن به واقعه 11 سپتامبر اروپا تعبیر شد) رقیب خود از حزب حاکم راستگرا (PP) را شکست داد ولی آنچه او درباره ال کلاسیکوی روز بعد پیشبینی میکرد حتی از سقوط راستها از راس هرم حکومتی پس از 8 سال و به قدرت رسیدن چپها هم باورنکردنیتر بود چرا که بارسلونا بدترین روزهایش را سپری میکرد و 5 سال بود که هیچ جامی نبرده بود.
اما ساپاترو (که در اسپانیایی به معنی کفاش است) به عنوان نخستین رئیس دولت مرکزی مادرید که طرفدار بارسلونا محسوب میشد میخواست با رفتاری کاملا مغایر با حاکمان پیشین همه را شوکه کند و محبوبیت بیشتری در میان طیفهای سیاسی استقلالطلب که با اصل حکومت پادشاهی مادرید مشکل داشتند، به دستآورد. او پیروزی1ـ 2 بارسلونای رایکارد بر رئال مادرید میزبان را پیشبینی کرد و به هدف هم زد. بارسا در کمال شگفتی1ـ 2 در سانتیاگو برنابئو به پیروزی رسید. برای نخستین بار پس از 7 سال.
اگرچه آبیواناریها با وجود ادامه پیروزیها در هفتههای پایانی لالیگای 4 ـ 2003 نتوانستند والنسیای صدرنشین را بگیرند ولی با شکستدادن رئال در خانهاش حرکتی را آغاز کردند که به عصر رایکارد و رونالدینیو مشهور شد و به 2 قهرمانی پیاپی لالیگا و فتح لیگ قهرمانان 2006 انجامید. از آن روز ماجرای طرفداری ساپاترو از تیم محبوب کاتالانها در محافل ورزشي و سیاسي ماندگار شد، هرچند که تا امروز ساپاترو هرگز به طرفداری از تیم محبوبش متهم نشده، یعنی درست بر عکس نخستوزیران پیش از خود و حتی خانواده سلطنتی اسپانیا که رسما تاج خود را بر سر رئال مادرید نشاندهاند. جالب اینجاست که ساپاترو نه اهل کاتالونیا که از شهر بایادولید است (اسپانیاییها آن را بايادولیه تلفظ میکنند).
مرکز استان لئون و کاستیل وسیعترین استان نیمه شمالی اسپانیا و شهری تاریخی در جوار کوهستانهای شمالی ایبری که زمانی پایتخت پادشاهی تازه شکل گرفته بوربونها بود و تابوت نمادین السید، شوالیهای که در جنگ با اعراب پیروز شد در آنجا نگاهداری میشد. وایادولید پس از مادرید تنها شهر در بخش مرکزی فلات ایبری است که از پایگاههای قدرتمند سیاسی و اقتصادی برخوردار است و آن هم بهخاطر ریشههای مستحکم این شهر در تاریخ اسپانیا است.
نام اصلی این شهر «بلد الولید» است یعنی «شهر ولید» به نام یکی از خلفای حکومت اسلامی آندلس در شبهجزیره ایبری. اما ساپاترو نوه یکی از مبارزان بزرگ چپگرا در زمان جنگهای داخلی اسپانیاست که توسط فرانکو، دیکتاتور و شبه پادشاه اسپانیا در دهه 30 قرن گذشته کشته شد و این به نفرت خانواده ساپاترو از تیم محبوب فرانکو، یعنی رئال مادرید انجامیده است چرا که در اسپانیا رسم بر این است که مردم هر شهری اول از همه نسبت به تیم شهر خود تعصب داشته باشند ولی میبینیم که ساپاترو تعصب خاصی به وایادولید ندارد، تیمی که امشب میهمان نوکمپ است و چشم امید رئالمادرید کهکشانی با همه سوپراستارهایش به آن است.
به معنای دیگر، تیم محبوب ساپاترو برای قهرمانی و فروپاشی تاج و تخت فلورنتینوپرس سرمایهدار بزرگ تنها کافیست در آخرین گام و در یک بازی خانگی آسان تیم شهر آقای نخستوزیر را شکست دهد، کاری که در نیمفصل اول هم در خانه وایادولید بسادگی و با 3 گل از پس آن برآمده، اما همین برخورد رنگ سیاسی به خود میگیرد و در حالی که چمدانهای تشویقی پر از اسکناس رئالمادرید از یکسو به وایادولید حمل میشوند، از سوي ديگر بلندگوهای سیاسی تیم پادشاهی هم که در قالب روزنامه ورزشی هستند از ظن سیاسی خود نسبت به دیدار امشب نوکمپ صحبت میکنند. با چنین سناریویی است که شب دموکراسی در اسپانیا از راه میرسد. آیا حکومت اسپانیا در فوتبال دخالت میکند؟
یا اینکه وایادولید در بارسلونا امتیاز میگیرد و همه حرف و حدیثها درباره تهدید دموکراسی فوتبال پایان مییابد؟ البته فراموش نکنیم که اگر همه این داستانسراییها شائبههایی هستند درباره دخالت نخستوزیر چپ به نفع تیم استقلالطلبان، کاتالان، تاریخ رئالمادرید با هزار و یک مورد حمایت و دخالت علنی فرانکو و حکومتهای راستگرا انباشته شده است.


