صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

انحراف بزرگ

دكتر محمدجواد لاریجانی
کد خبر: ۹۸۹۰۱
| |
6316 بازدید

1- علامه مازندارنی(ره) - که از شاگردان برجسته شیخ شهید فضل‎ا... نوری(قدس سره) و مرحوم آخوند(ره) بود - نمونه کم‎نظیری از دانش وسیع در معارف اسلامی از فقه و اصول و حدیث گرفته تا فلسفه و عرفان و پایبندی علمی به آموزه‎های مکتب بود و با شجاعت در مقابل انحرافات می‎ایستاد. در محضر درس این عالم بزرگوار، بزرگانی همانند حضرت امام خمینی(ره)، شهید مطهری، آیت‎ا... موسوی اردبیلی، آیت‎ا... سید جعفر کریمی و بسیاری دیگر شرکت می‎کردند و بهره‎های فراوان از دانش و سلوک ایشان می‎بردند.

ما در این بحث، مسئله مقابله با انحرافات در فکر اسلامی در شرایط امروز را با تأسی از صراحت و دقت ایشان مطرح می‎کنیم با لطف و یاری خداوند.

2- انقلاب اسلامی حادثه شگفت‎انگیز آخر قرن بیستم، دو محصول و دستاورد مهم داشت:  یکی بنای نظامی مدنی - سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی در فضای ایران اسلامی بود و دیگری «بیداری اسلامی» در دنیای اسلام که مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین نمونه‎هایی از آن است. بنای نظام مدنی - سیاسی براساس عقلانیت اسلامی، تجربه‎ای مهم و منحصر به‎فرد در دنیای امروزاست. دنیای امروز زیر فشار و تحمیل نظام لیبرالیسم سکولار است و اجازه نمی‎دهد در جایی تجربه زندگی مدنی دیگری تحقق یابد. لذا عجیب نیست که از بدو آغاز این تجربه مبارک، غرب صهیونی با تمام توان و با روش‎های گوناگون بدان حمله‎ور شده و این تهاجم همچنان ادامه دارد؛ و البته مقاومت و پایداری جمهوری اسلامی هم بسیار شگفت‎انگیز است.

3- شاید در ابتدای تجربه اسلامی ملت ما، غرب فکر نمی‎کرد مسئله جدی باشد و روی توان مدیریتی و رهبری حضرت امام(ره) و انقلابیون تردید داشت. اما به‎زودی متوجه شد ملت بسیار مصمم و رهبری آگاه و شجاع است. به‎نظر من، امروز آن‎چه غرب از آن نگران است، توان هسته‎ای و یا موشکی ایران نیست و یا در درجه اول آن نیست؛ بلکه توفیق همین تجربه بزرگ اسلامی است. به‎خصوص غرب در یکصد سال گذشته در تمام پروژه‎های تحمیل دموکراسی لیبرال به دنیای اسلام شکست خورده است.

نمونه عبرت‎آموز ترکیه است که مردم آن پس از 70 سال اسلام‎زدایی خشن، به محض باز شدن کمترین فضای مشارکت، گرایش اسلامی را انتخاب کرده‎اند! لذا غرب از این می‎ترسد که در ادامه حرکت این تجربه و توفیقات آن در ایران، دنیای اسلام به‎جای انتخاب حکومت‎هایی بر مبنای دموکراسی سکولار - لیبرال، مدل حکومت اسلامی ایران را ترجیح دهد که هم به تمام و کمال بر عقلانیت اسلامی در تمام شئون متکی است و هم ایران را در ظرف سه دهه به بزرگترین دموکراسی و قوی‎ترین عنصر مؤثر منطقه تبدیل کرده است. براساس چنین جهاتی است که غرب از دهه 70 شمسی، استراتژی اولویت دادن به تهاجم نرم یعنی همان تأسیس و رشد خط انحرافی و عملا متوقف کردن تجربه مهم مدنی - سیاسی ملت ما از درون را پیشه کرده است.

4- «جریان اصلاحات» که در فضای سیاسی ایران رسما در دوران انتخابات دوم خرداد 1376 رونمایی شد - اگرچه سابقه داشت - و در انتخابات خرداد 1388 دست به کودتای رسوایی علیه نظام اسلامی زد، در واقع محمل تهاجم غرب علیه نظام جمهوری اسلامی است. این جریان دارای دو اشکال مهم است: اشکال اول، انحراف در تلقی دینی و اسلامی و اشکال دوم، آلودگی به نفاق در عمل سیاسی؛ که در واقع به‎نوعی نتیجه همان انحراف است.

5- جریان اصلاحات در کشور ما، از لحاظ نظری، مبتنی است بر جدایی اسلام از حکومت و ادعای این‎که اسلام به حوزه خصوصی ربط دارد و حکومت که در سپهر عمومی است، باید «سکولار» باشد. ممکن است برخی از مریدان اصلاح‎طلبی بگویند ما به این مبنا قائل نیستیم، اما کافی است که شما با توجه به سرتاسر ادبیات و رسانه‎های اصلاح‎طلب در زمان آقای خاتمی تاکنون، قلم‎به‎دستان این نحله را رصد و متفلسفان سیاس آنان را نگاه کنید تا کاملا ادعای ما روشن شود.

6- از این فراتر، برای توجیه «اسلامی» این انحراف بزرگ در تلقی اسلامی و مکتب اهل‎بیت انواع ترفندها را به‎کار برده‎اند: یک‎‎بار بحث از نسبیت درک اسلام و عدم امکان دسترسی به مبانی متقن و غیرشخصی را مطرح کردند و لذا ناموجه بودن مفهوم احکام اسلامی را برای اقامه نتیجه گرفتند. بار دیگر برای تسامح و تساهل سینه‎چاک کردند و لزوم بازبودن فضای فعالیت تبلیغی و سیاسی جهت «دگراندیشان» را - یعنی آنان که اصلا به اسلام اعتقادی ندارند مانند کمونیست‎ها، لائیک‎ها، بهائی‎ها، صهیونیست‎ها و... - خواستار شدند.

در فرازی دیگر اندراس و کهنگی اسلام را مطرح کردند و نتیجه گرفتند که احکام اسلام خشن و داستان کربلا و شهادت حسین‎بن علی(ع) محصول خشونت‎طلبی‎های - نعوذبا... -، پیامبر(ص) و علی(ع) بوده است و تازه چیزی هم به معاویه و یزید بدهکار شدیم! و آخرین ترفندی که امروز مطرح می‎کنند «قرائت رحمانی از اسلام» و با وسیع‎ترین میدان جذب است. البته کاملا قابل‎ پیش‎بینی بود که این کالای سفارشی می‎بایست عرضه شود، زیرا چگونه می‎توان «جنبش سبزی» را تأسیس کرد که در آن از مدعی خط امام فعال باشد تا منافق مسئول جنایات وسیع و فجیع و غلتیده در دامان صدام، گروهک‎های سلطنت‎طلب و عوامل سیا، موساد، بهائی‎ها و... و در عین‎حال ادعای اسلامی بودن و مسلمان بودن و امثال این‎ها را هم داشت!

7- بد نیست تأملی داشته باشیم و ببینیم این «قرائت رحمانی» که هم آقای موسوی در حرف‎های خود آن را مبنای کارش اعلام می‎کند و هم افراد دیگری از آن در نامه‎ها و بیانیه‎های خود از آن اسم می‎برند، چیست و چه نسبتی با اسلام و مکتب اهل‎بیت دارد.

توجه کنید که ما انسان‎ها غرق در نعم الهی هستیم، خدای سبحان فرمود: «و أسبغ علیکم نعمه ظاهره و باطنه» خداوند نعمت‎های خود را «فله‎ای» داده است که معنای «اسباغ» است. حتی بسیاری از نعمات - که احیانا مهمترین آن‎ها نیز هست - آشکار نیست و باید با تأمل معلوم شود؛ مانند نعمت وجود که از فرط روشنی مخفی است و نعمت انسانیت و از همه مهمتر نعمت هدایت. این‎ها نعمت‎های بزرگ و البته متأسفانه مغفول و پنهان هستند. اما نعمت‎های الهی از چه بابی به انسان داده شده است؟ آیا طلب خود را وصول کرده‎ایم؟ نه! همه از باب مهربانی و رحمت و رحمانیت الهی است. فرمود - (جل و علی) - «و کتب علی نفسه الرحمه» و این تعبیر بی‎نظیر است و در قرآن! او خود رحمت را ویژگی خود قرار داده است. اما این رحمانیت ماهیتا چیست؟

فرمود (جل و علی): «الرحمن، علم القرآن». آری او بسیار مهربان و رحمان است؛ اما چرا؟
علامت و نشانه این رحمانیت چیست؟ فرمود «علم القرآن» یعنی از بین اقیانوسی از علایم رحمانیت، برترین آن‎ها - سمو آن‎ها - تعلیم قرآن است. نفرمود نزول، نفرمود قرائت، بلکه فرمود آموختن قرآن. خوب حالا ملاک رحمانیت را به‎دست آورده‎ایم: «رحمانیت» یعنی قرآنی بودن. فهم رحمانی از اسلام، یعنی فهم متکی بر قرآن از اسلام و از آن‎جا که پیامبر و اهل‎بیت او مفسرین حقیقی قرآن بوده‎اند و مسئله، مسئله دانستن قرآن و فهم آن است، لذا فهم رحمانی از اسلام، فهم متکی به قرآن و تعالیم پیامبر(ص) و اهل‎‎بیت اوست.

حال این پایه که فهم شد، می‎دانیم که قرآن مشحون از حسسایت نسب به کفار، منافقین و منحرفین است که به اسم دین به خدا و پیامبر او دروغ نسبت می‎دهند و از مجموع روایاتی که از ائمه اطهار در باب معانی آیات قرآنی به دست ما رسیده، بیش از 90 درصد در باب ولايت و تطبيق به مسئله روز در باب حكومت است! اين از عجايب مكتب اهل بيت است. براساس اين آموزه‌ها، شيعه طرف‌دار اسلام رحماني، اولا همواره دغدغه مشروعيت حاكميت را دارد و از خود مي‌پرسد: آيا زير بيرق رسول اكرم(ص) هستيم؟ آيا امر در دست فقيهي عارف به احكام و خويشتن‌دار و شجاع است؟ ثانيا، همواره مرز خود را با آن كه قائل به ولايت نيست، نگه مي‌دارد. به‌خصوص كساني كه به حق ولي مشروع تجاوز مي‌كنند، مورد مخالفت دايم (تبري) و نفرين مكرر در فرايض و نوافل هستند. مثلا درباره تفسير و تطبيق آيه مباركه «وَيل يومَئذ لِلمُكَذبِين» (المرسلات - 19) معصوم (عليه‌السلام) مي‌فرمايد بزرگترين تكذيب، تكذيب امر ولايت است و در مفهوم «جرم» در آيات 18 و 46 از همان سوره مي‌فرمايد: كه بزرگترين جرم اين است كه قائل به حق ولايت نشويم و در مقابل دشمنان ولايت نايستيم و با دشمنان ولايت نرد محبت ببازيم! و از اين نمونه بسيار است.

8- امر ولايت يك واقعه تاريخي و مندرس نيست: امر ولايت هم بعد «اصولي» در دين دارد كه از فروعات اصل نبوت است و هم بعد عملي (PRAXIS). كليني(ره) در حديث مشهوري از امام رضا(ع) نقل مي‌كند كه فرمود: «أثافي الاسلام خمسه: الصَلوه و الصوم و الزكات و الحَج و الوِلايه» و البته فرمودند كه بدون پايه پنجم بقيه كارها مقبول نيست. مرحوم مجلسي(ره) در «بحار» وقتي به اين حديث مي‌رسند، تأملي دارند. مي‌گويند كه فهم عمومي و رايج اين بود كه عمدتا ولايت بحثي در اصول دين محسوب مي‌شود، در حالي‌كه در عداد «كارها» و «اعمال ضروري» قرار گرفته است.

اين بعد عملي ولايت چيست؟ از مجموع روايات و آيات (و به‌خصوص ذيل همين حديث) به‌‎نحو خلاصه كارهاي چهارگانه زير را شامل است:

الف) بايد همواره دغدغه مشروعيت سيطره را داشته باشيم. اگر سيطره سياسي (ولايت) مشروع باشد، حمايت از او واجب و اگر نامشروع باشد، تعاون به اثم و حرام است.

ب) بايد ملاك‌هاي مشروعيت سيطره را بدانيم: سيطره مشروع از قماش سيطره نبي اكرم(ص) و از همان خط سيطره الهي است كه در زبان فقهاي مكتب اهل بيت به «ولايت فقيه» مشهور شده. لذا مسلمان پيرو ولايت دنبال هر كسي كه مدعي اصلاح و يا مبارزه و عدالت است به راه نمي‌افتد. چنين مسلماني بايد با ملاك حركت كند.

ج) باید مصداق ولي را در هر زمان بداند. در زمان حيات معصوم(ع) و در زمان غيبت معصوم(ع) و ولايت عامه فقها. يعني اگر كسي دنبال مصداق نگردد و مصداق را نشناسد، نماز، روزه، حج و زكات وي مقبول نيست.

د) وقتي مصداق را يافت بايد، تولي و تبري داشته باشد. بي‌تفاوتي نسبت به ولايت ولي، خلاف وظيفه ولايي است و از وظايف ضروري هر مسلمان به شمار مي‌رود، ملاحظه كند، مكتب اهل بيت، مكتب بيداري سياسي و بسيار پيشرفته در مسئله پايه‌هاي مشروعيت و عمل سياسي است.

9- مقصود من از اين تفصيل اين بود كه نشان دهم قرائت رحماني از اسلام در مكتب اهل بيت هيچ تناسبي با ادعاي حضرات ندارد كه خواستار تعطيل اسلام در بعد اجتماعي و سياسي - يعني حذف ولايت - و بي‌تفاوتي نسبت به اين امر هستند. «قرائت رحماني» آقاي موسوي همان نسخه «اسلام مالي» شده سكولارهاست كه بيشترين شباهت را به حرف‌هاي فرق بهائيت دارد تا مكتب اهل بيت و اسلام ناب محمدي(ص)! اين هم مانند ساير ادعاهاي ديني حضرات است كه سوء استفاده از نمادهاي ديني را پيشه كرده‌اند. با يك «شال سبز» تمام مباني اهل بيت عصمت را زير پا گذاشته‌اند؛ و يا با حرف‌هاي عرفاني‌مزاج و درويش‌مآبانه مدعي رحمانيت مي‌شوند. رحمانيت قرآني كجا اين انحراف آشكار كجا؟!

10- البته بايد از ظهور جريانات منحرف هم عبرت گرفت و هم ريشه‌يابي كرد: عبرت از اين جهت كه خسارات زيادي به اين ملت از باب انحرافات تحميل شده است. نزديكترين نمونه آن منافقين بودند. اين‌ها در دوران رژيم طاغوت با عرق اسلامي، ولي تحت تأثير ماركسيسم به مبارزه پرداختند. مبارزه‌اي كه با معيار ولايت همراه نبود و عاقبت به نفاق كشيده شدند و جمع كثيري از بي‌گناهان را جنايتكارانه به شهادت رساندند و نهايتا به دامان صدام و اجانب پناه بردند و البته از جوانان اين مرز و بوم هم جمعي را منحرف کردند و به فلاكت و هلاكت كشاندند. امروز هم جريان اصلاح‌طلبي لنگه همان قضيه است و همان عاقبت نفاق‌آلود را مبتلا شده و همان خسارات را بر ملت تحميل كرده است. منتها در وجه جديد تلقي انحرافي از اسلام، گرايشي به سوي ليبراليسم سكولار به جاي ماركسيسم مطرح است!

ريشه‌يابي هم لازم است: منافقين اسلام خود را از مرحوم بازرگان و مرحوم شریعتي گرفته بودند و هر دوي اين اسلام‌ها علم‌زده - به معناي علوم مادي - مدعي مبارزه بدون توجه به رهبري و ضرورت حفظ مبناي ولايت بوده‌اند و همه اين اشكال‌ها از يك جا حاصل مي‌شود و آن ادعاي فهم اسلام بدون توجه به نقش عالمان ديني و فقهاي اسلام است.

از آن هم فراتر: اين خط فكري مدعي بود كه فقهاي اسلام، تلقي مندرس از دين دارند، حرف‌هاي آنان ارسطويي است، به دنبال خرافات هستند، به آثار باقي از معصومين (عليهم السلام) با ديد ترديد نگاه مي‌كردند و فقط «مبارزه» را ملاك مي‌دانستند، آن هم مبارزه بي‌ملاك را! مرحوم شريعتي در اين ضديت با روحانيت و فهم فقيهانه از دين، كار را به جسارت و توهين به علما كشاند و لذا عجيب نيست كساني كه دين خود را از مرحوم شريعتي گرفته باشند، كارشان به نفاق مجاهدين و يا نفاق سبز كشيده شود.

در اسلام این افراد گورويچ يهودي، به‎علت موضع‌گيري به نفع فلسطين، از مرحوم مجلسي كه ميراث شيعه را احيا كرد، برتر است و خواجه نصيرالدين طوسي با آن همه خدمات علمي - فكري - سياسي چنين و چنان است! به هر صورت، مسئله حذف عالمان دين يعني آنان كه حلال و حرام را براساس مكتب اهل بيت مي‌دانند و از روات احاديث اهل بيت و خويشتن‌دار هستند، همان‌ها كه در لسان ائمه به «حصون» - يعني برج و باروهاي دين - معرفي شده‌اند، از جانب آنان به‌وضوح آشكار است.

 فارغ از اين كه دين بدون برج و بارو، ديني آسيب‌پذير در مقابل انحرافات است. در زمان حضرت امام (ره) همين آقاي موسوي مدعي قرائت رحماني از اسلام و آلوده به ننگ بزرگ خروج بر عليه نظام اسلامي و هم‌آوايي با دشمنان قسم خورده اسلام و ميهن، با شعار «فقه پويا» در مقابل احكام شرعي مي‌ايستاد و حضرت امام (قدس سره الشريف) با فراست فرمودند: فقه ما، فقه سنتي و فقه جواهري است. البته اقتضائات زمان و مكان جزو مبادي اجتهادي است كه خود جاي ويژه دارد.

مرحوم علامه امامي مازندراني (ره) نمونه كاملي از اين حساسيت در مقابل انحرافات بودند. علماي ما و فقهاي ما بايد پرده‌هاي تزوير و اغوا و شبهه‌افكني‌ها را با سرپنجه علم و شجاعت كنار بزنند و به مردم با زبان مورد استفاده و روان، نشان دهند كه پشت ادعاهاي به ظاهر اسلامي و دلسوزانه، چه توطئه‌هاي خطرناكي نهفته شده است؛ به‌خصوص بايد بر عليه اين خرافه معاصر كه اسلام را به حوزه خصوصي مي‌راند و آن را فاقد كارآمدي در حوزه عمومي معرفي مي‌كند، قيام كنند و نشان دهند كه اين حرف معادل حذف اسلام و بزرگترين دروغي است كه بر خدا و پيامبر او بسته شده است.

* این متن، بخشی از مقاله ارائه شده در کنگره بزرگداشت آیت‎ا... شیخ مهدی مازندارنی(ره) است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟