در غياب عناصر فوتبال وطني و «علي»ها
گروهبان آسيايي!
از همين حالا اطمينان ميدهيم هر تيمي كه امير قلعهنويي را به خدمت بگيرد، يك پاي قهرماني ليگ دهم است، فرقي نميكند سپاهان باشد يا پيكان يا شهرداري تبريز. ولي اگر جناب ژنرال مربيگري تيمي را برعهده بگيرد كه در ليگ آسيايي حضور دارد، قول ميدهيم كه بيش از شش مسابقه در مرحله گروهي حاضر نباشد و هزينه اياب و ذهاب زيادي روي دوش باشگاه نگذارد. به هر حال اين هم يك نوع صرفهجويي است و سپاهانيها هم كه ريشه در خاك اقتصادي اصفهان دارند، با اين مورد صرفهجويي خيلي ميانه خوبي دارند. مهم اين است تمام بازيهايشان دو نيمه متفاوت داشته باشد و هميشه هم آناليز ژنرال بين دو نيمه جواب دهد و قهرمان باشند.
کد خبر: ۹۵۸۵۷
| | 2122 بازدید
گل؛ 1- وقتي يك سرمربي طي 9 سال دو بار ليگبرتر را فتح ميكند و براي سومين مورد هم به يك فوت نياز دارد و در همين مدت دو بار هم قهرمان جامحذفي شده و يك بار هم تا فينال پيش ميآيد فقط يك معني و تعريف در مورد عملكردش ميتوان داشت! «بهترين مربي ايران» و جالب اينجاست كه اين آقاي مربي نزديك به دو فصلونيم را هم بيرون گود باشگاهي بوده است. آيا مربي بهتر از او در ايران سراغ داريد؟ شك نكنيد كه «امير قلعهنويي بهترين و موفقترين مربي ايران از لحاظ نتيجهگيري است و با ويژگيهاي منحصر به فردش كه به عقيده خيليها تكامل يافته شده ويژگيهاي علي پروين است، هر وقت در فوتبال ايراني گام به عرصه رقابت ميگذارد موفق ميشود. البته فراموش نكنيم كه در طول تاريخ هيچ گاه شايعاتي كه در مورد قلعهنويي وجود داشته و دارد هرگز در مورد علي پروين به گوش نرسيده است.
2- اما وقتي پاي قياس با علي پروين به ميان ميآيد، جدا از مورد شايعات، قلعهنويي يك جاي ديگر هم كم ميآورد و آن بحث افتخارات آسيايي است. اگر پروين در بازيهاي آسيايي پكن با تيمملي و در جام برندگان آسيا با پرسپوليس قهرمان ميشود، امير قلعهنويي تا به حال رنگ چهار تيم پاياني را در هيچ عرصه آسيايي نديده است. با تيمملي در جام ملتها و مرحله يك چهارم نهايي اوت ميشود، با استقلال در مرحله گروهي ليگ قهرمانان آسيا حتي يك برد هم به دست نميآورد و با سپاهان پرستاره هم بين چهار تيم سوم ميشود تا رنگ Playoff را نبيند و صعود به جمع 16 باشگاه برتر آسيا برايش تبديل به يك حسرت تمام عيار شود.
3- به جرات ميتوان گفت كه مخاطبان عام فوتبال كه جريانات اين رشته را فقط در قالب مسابقات و نتايج پيگيري ميكنند، از عدم موفقيت قلعهنويي در عرصه آسيايي به شدت شگفتزده ميشوند و مدافعانش هم زمين و زمان را در توجيه عدم نتيجهگيري ژنرال به هم ميدوزند و اگر هم اهل توجيه نباشند فقط بهتزده نظارهگر فجايع آسيايي او ميشوند، در حالي كه اهالي نكتهسنج فوتبال به راحتي ميتوانند دلايل ناكاميهاي او را متوجه شوند. هيچ نيازي به تفكر زياد يا كميته تحقيق و تفحص هم وجود ندارد چون «رنگ رخسار خبر ميدهد از سر ضمير» و با مقايسه شرايط جناب ژنرال در داخل و خارج از كشور ميتوان متوجه شد كه چرا تيمهاي او در آسيا مرتب ناكام ميمانند.
4- تمام ساختار موفقيتهاي ژنرال در عرصه فوتبال داخلي مبتني بر عناصر وطني است. وقتي داور ايراني، مسوول برگزاري مسابقات ايراني و اعضاي فدراسيون ايراني باشند، قلعهنويي پاي ثابت قهرمانيهاست ولي در آسيا قضيه فرق ميكند و كمك داوران خارجي متوجه نيستند كه يك طرف ميدان ژنرال است. برايشان 10 آفسايد با 15 آفسايد فرقي نميكند و براي شانزدهمين بار هم در صورت آفسايد بودن بدون ملاحظه پرچم خود را بالا ميبرند و ژنرال هم نميتواند سر خارجيها فرياد بكشد(!) داوران نميفهمند كه هيچ برخوردي در محوطه جريمه تيم زردپوش پنالتي نيست و در عوض هر برخوردي در محوطه جريمه حريف تيم زردپوش پنالتي است! تازه در آسيا «كليوم» هيچ كس زبان «علي»ها را نميفهمد! با اين اوصاف باز هم انتظار داريد اين ژنرال ما كه در آسيا مثل ناپلئون در جزيره سنت هلن تنها و بدون سلاح مانده، باز هم موفق شود؟
5- از همين حالا اطمينان ميدهيم هر تيمي كه امير قلعهنويي را به خدمت بگيرد، يك پاي قهرماني ليگ دهم است، فرقي نميكند سپاهان باشد يا پيكان يا شهرداري تبريز. ولي اگر جناب ژنرال مربيگري تيمي را برعهده بگيرد كه در ليگ آسيايي حضور دارد، قول ميدهيم كه بيش از شش مسابقه در مرحله گروهي حاضر نباشد و هزينه اياب و ذهاب زيادي روي دوش باشگاه نگذارد. به هر حال اين هم يك نوع صرفهجويي است و سپاهانيها هم كه ريشه در خاك اقتصادي اصفهان دارند، با اين مورد صرفهجويي خيلي ميانه خوبي دارند. مهم اين است تمام بازيهايشان دو نيمه متفاوت داشته باشد و هميشه هم آناليز ژنرال بين دو نيمه جواب دهد و قهرمان باشند.
6- واقعا خيلي ناراحت شديم كه جناب قلعهنويي خود را مقصر باخت به العين معرفي كرد چون در ادبيات ايشان كه 360 درجه(!) با ادبيات روان پارسي متفاوت است، مقصر يعني بيتقصير! هنوز فراموش نكردهايم بعد از حذف در جام ملتهاي 2007 آسيا ژنرال گفت «من مقصرم» ولي عادل فردوسيپور و دو كارشناس سپيد مويش يعني امير حاجرضايي و بيژن ذوالفقارنسب طي دو ساعت بحث نتوانستند به اندازه يك دانه ارزن تقصير را بر گردن قلعهنويي بيندازند و زير بار هيچ يك از موارد مربوط به شكست نرفت كه نرفت. حالا نميدانيم مقصر ناكامي تيم پرهزينه و پرستاره سپاهان در ليگ قهرمانان آسيا كيست؟ آيا مثل جام ملتهاي آسيا و ناكامي فصل گذشته استقلال در اين رقابتها باز هم همه تقصيرات گردن بدشانسي ميافتد؟ راستي چرا قلعهنويي در داخل ايران با اين بدشانسي لعنتي هيچ وقت مواجه نميشود؟
2- اما وقتي پاي قياس با علي پروين به ميان ميآيد، جدا از مورد شايعات، قلعهنويي يك جاي ديگر هم كم ميآورد و آن بحث افتخارات آسيايي است. اگر پروين در بازيهاي آسيايي پكن با تيمملي و در جام برندگان آسيا با پرسپوليس قهرمان ميشود، امير قلعهنويي تا به حال رنگ چهار تيم پاياني را در هيچ عرصه آسيايي نديده است. با تيمملي در جام ملتها و مرحله يك چهارم نهايي اوت ميشود، با استقلال در مرحله گروهي ليگ قهرمانان آسيا حتي يك برد هم به دست نميآورد و با سپاهان پرستاره هم بين چهار تيم سوم ميشود تا رنگ Playoff را نبيند و صعود به جمع 16 باشگاه برتر آسيا برايش تبديل به يك حسرت تمام عيار شود.
3- به جرات ميتوان گفت كه مخاطبان عام فوتبال كه جريانات اين رشته را فقط در قالب مسابقات و نتايج پيگيري ميكنند، از عدم موفقيت قلعهنويي در عرصه آسيايي به شدت شگفتزده ميشوند و مدافعانش هم زمين و زمان را در توجيه عدم نتيجهگيري ژنرال به هم ميدوزند و اگر هم اهل توجيه نباشند فقط بهتزده نظارهگر فجايع آسيايي او ميشوند، در حالي كه اهالي نكتهسنج فوتبال به راحتي ميتوانند دلايل ناكاميهاي او را متوجه شوند. هيچ نيازي به تفكر زياد يا كميته تحقيق و تفحص هم وجود ندارد چون «رنگ رخسار خبر ميدهد از سر ضمير» و با مقايسه شرايط جناب ژنرال در داخل و خارج از كشور ميتوان متوجه شد كه چرا تيمهاي او در آسيا مرتب ناكام ميمانند.
4- تمام ساختار موفقيتهاي ژنرال در عرصه فوتبال داخلي مبتني بر عناصر وطني است. وقتي داور ايراني، مسوول برگزاري مسابقات ايراني و اعضاي فدراسيون ايراني باشند، قلعهنويي پاي ثابت قهرمانيهاست ولي در آسيا قضيه فرق ميكند و كمك داوران خارجي متوجه نيستند كه يك طرف ميدان ژنرال است. برايشان 10 آفسايد با 15 آفسايد فرقي نميكند و براي شانزدهمين بار هم در صورت آفسايد بودن بدون ملاحظه پرچم خود را بالا ميبرند و ژنرال هم نميتواند سر خارجيها فرياد بكشد(!) داوران نميفهمند كه هيچ برخوردي در محوطه جريمه تيم زردپوش پنالتي نيست و در عوض هر برخوردي در محوطه جريمه حريف تيم زردپوش پنالتي است! تازه در آسيا «كليوم» هيچ كس زبان «علي»ها را نميفهمد! با اين اوصاف باز هم انتظار داريد اين ژنرال ما كه در آسيا مثل ناپلئون در جزيره سنت هلن تنها و بدون سلاح مانده، باز هم موفق شود؟
5- از همين حالا اطمينان ميدهيم هر تيمي كه امير قلعهنويي را به خدمت بگيرد، يك پاي قهرماني ليگ دهم است، فرقي نميكند سپاهان باشد يا پيكان يا شهرداري تبريز. ولي اگر جناب ژنرال مربيگري تيمي را برعهده بگيرد كه در ليگ آسيايي حضور دارد، قول ميدهيم كه بيش از شش مسابقه در مرحله گروهي حاضر نباشد و هزينه اياب و ذهاب زيادي روي دوش باشگاه نگذارد. به هر حال اين هم يك نوع صرفهجويي است و سپاهانيها هم كه ريشه در خاك اقتصادي اصفهان دارند، با اين مورد صرفهجويي خيلي ميانه خوبي دارند. مهم اين است تمام بازيهايشان دو نيمه متفاوت داشته باشد و هميشه هم آناليز ژنرال بين دو نيمه جواب دهد و قهرمان باشند.
6- واقعا خيلي ناراحت شديم كه جناب قلعهنويي خود را مقصر باخت به العين معرفي كرد چون در ادبيات ايشان كه 360 درجه(!) با ادبيات روان پارسي متفاوت است، مقصر يعني بيتقصير! هنوز فراموش نكردهايم بعد از حذف در جام ملتهاي 2007 آسيا ژنرال گفت «من مقصرم» ولي عادل فردوسيپور و دو كارشناس سپيد مويش يعني امير حاجرضايي و بيژن ذوالفقارنسب طي دو ساعت بحث نتوانستند به اندازه يك دانه ارزن تقصير را بر گردن قلعهنويي بيندازند و زير بار هيچ يك از موارد مربوط به شكست نرفت كه نرفت. حالا نميدانيم مقصر ناكامي تيم پرهزينه و پرستاره سپاهان در ليگ قهرمانان آسيا كيست؟ آيا مثل جام ملتهاي آسيا و ناكامي فصل گذشته استقلال در اين رقابتها باز هم همه تقصيرات گردن بدشانسي ميافتد؟ راستي چرا قلعهنويي در داخل ايران با اين بدشانسي لعنتي هيچ وقت مواجه نميشود؟
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


