و اما پشت پرده...!!
کد خبر: ۹۳۷۶۶
| | 20237 بازدید
"تابناک"ـ احسان ترابی در داستان کوتاهی نوشته است: ـ با درود، "مؤسسه هنر مهاجرت". بفرمایید.
- سلام آقا، روزتون بخیر. لطفا راهی جلو پام بذارین، یک ماهه به هر دری می زنم بسته است.
- البته در مقابل کلید هنر ما هیچ دری بسته نیست، مطمئن باشین بانو. حالا بگین مشکلتون چیه و صدای لولاهای در رو بشنوین وقتی همون در بسته رو پاشنه می چرخه.
- راستش به سرم زده از این مملکت برم. اما به هر جا مراجعه کردم یا گفتن تحصیلات نداری یا تخصص یا یه چیز دیگه، میگن به دردشون نمیخوری که قبولت کنن. دَدی هم که دستش از جیبش بیرون نمیاد که به خاطر سرمایه اقامت بگیرم. پاک ناامید شده بودم تا دیشب که کامی تو چت شماره شما رو بهم داد و گفت می تونین کمکم کنین.
- درسته، باید این مژده رو بدم که شما به آرزوتون می رسین، ما باور داریم مهاجرت یک هنره. هنر کشف بذرهای واقعیت از زندگی شما و کاشت و پرداخت هنرمندانه اونها. درست مثل قصه جک و لوبیای سحر آمیز، شما از درخت بالا می رین و به چنگ سحرآمیز می رسین. راستی شما که قصد بازگشت ندارین؟
- نه، چطور مگه؟
- عالیه، همین کفایت می کنه، آخه از این درخت میشه بالا رفت اما پایین نمیشه اومد. حالا بعدا خودتون می فهمین.
- من که پاک گیج شدم. آخه لوبیا چه ربطی به رفتن من داره؟
- ببینین بانو... اسمتون چی بود؟
- دوستام پاییز صدام می کنن.
- بله، بانو پاییز این فقط یک شایعه بی اساسه که کشورهای آزاد دنیا تنها در صورتی پذیرای شما هستند که دردی ازشون دوا کنین، اتفاقا این کشورها در به در دنبال شما هستن، تا درد و رنج شما رو تسکین بدن به خصوص اگر رنجتون به اندازه یک بذر باشه. البته لازمه که هنر و روابط ما وارد عمل بشه، بذر رو بکاره تا درخت سحر آمیز رشد کنه و بالا و بالاتر بره. در حقیقت ما از شما و واقعیت های زندگیتون یک پرتره تهیه می کنیم تا توجه دل ها به اون جلب بشه.
- اما ددی با پرتره کشیدن مخالفه، میگه وقتی میشه عکس گرفت چرا آدم پولشو دور بریزه؟
- احتیاجی نیست شما هزینه ای پرداخت کنین. کسانی که دلشون برای حقوق ما و شما و همه می تپه، این هزینه رو قبلا پرداخت کردند.
- چه جالب، اما هنوز هم نفهمیدم قراره دقیقا چه اتفاقی بیفته.
- جلوتر که بریم واضحتر میشه، هیچ می دونستین صداتون خیلی غمگینه و از درد و رنج فراوان حکایت میکنه؟ انگار که روحتون پژمرده شده، طوری که از لحنتون میشه اسمتون رو حدس زد، انگار آرزوهای شما یکسره با تازیانه سرکوب مواجه شده. صداتون، شبیه یه سمفونی غمگینه که در طول سالها حبس و شکنجه تمام سازهای نوازنده هاش شکسته.
- راجع به درد کاملا درست حدس زدید، دندونم از دیشب کلافم کرده. بس که شیرینی خوردم. آخه میدونین از شدت علاقه به شیرینی از آبنبات جدا نمیشم، بچه هم بودم همین طوری بود، تازه علاقه من به شیرینی یک دردسر دیگه هم درست کرده بود، نه که تپل شده بودم هر کی از راه می رسید لپم رو می کشید و همیشه صورتم سرخ بود.
- خودشه، خودشه. منشأ این طنین رنج آلود صداتون همینه. تجاوز!
- چی میگین آقا، مراقب حرف زدنتون باشین ها!
- ببینین بانو پاییز، مگر نه اینکه بر خلاف میل شما لمستون میکردن؟ مگر نه اینکه شما راه فراری نداشتین؟ آیا زندان چیزی غیر از نداشتن راه فراره؟ پس شما بهترین سال های زندگیتون رو در زندان گذروندین و با شما کاری رو می کردن که بر خلاف خواستتون بوده. اگر دقت کنید، به وضوح رد پای یک جنایت خباثت آلود رو علیه بشریت، اونهم در دوران طفولیتش می بینید. واقعا خجالت آوره که افرادی اینقدر تمامیت خواه باشند که دنیای کوچک و آبنباتی یک طفل رو هم تحمل نکنن و بهش دست درازی کنن. این دردها به تدریج در وجود شما نهادینه شده، حتی بعید نیست که درد دندون شما ریشه روانی داشته باشه و به ضرب و شتم سال های زندان شما برگرده. راستش تا حالا به هیچ مورد تجاوزی که اینقدر دردناک باشه برنخوردم، دنیا باید صدای رنج شما رو بشنوه. این همون بذر واقعیته که با هنر ناب و خالص، هنری که از زمان و مکان و ریز و درشت رهیده، باید پرداخت و معرفی بشه. از زاویه ای متفاوت و با نگاهی خاص.
- وحشتناکه، غیر قابل تحمله، چه بلایی به سر من اومده!، حالا که بحثش شد، باید بگم بعضی ها به کشیدن اکتفا نمیکردن و گازی هم ضمیمه لپم می کردن...الهی بمیرم واسه اون روزام، چه رنجی می کشیدم....ببخشید، بذارین من یه دستمال بیارم...
- عالیه، عالیه...
- چی عالیه؟ رنج من؟
- نه، ابدا، اون که به جای خود خیلی دردناکه، اما الان دارم تصور می کنم ترکیب این صدای دردمند و بغض و گریه با تصویر رنج های گذشته شما، جلوی دوربین های آزادنما چه جلوه ای داره! مطمئنا در بیننده های سراسر جهان، حس خود چیز پنداری با شما رو تولید می کنه.
- واقعا باشکوه به نظر می رسه. راستی این یعنی من به آرزوم می رسم؟
- صد البته بانو، از همین حالا ساکتون رو ببندین و همه چیز حتی هیچ چیز رو به هنر ما بسپرید...
ادامه این داستان را قبلا خوانده اید...
منبع: وبلاگ رمز عبور
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


