آبرویت را بردار و فرار کن!
غلام پيرواني آبرويش را برداشت و گريخت. كاري كه سيموئز كرد و فراري شد تا همان رزومه كارياش هم در فوتبال صد آشپز ايران شور يا بينمك نشود! اما سرنوشت اين تيم چه خواهد شد؟ در فدراسيون فوتبال و كميته ملي المپيك باز هم دعوايي تازه شروع خواهد شد.
کد خبر: ۹۲۸۶۶
| | 2955 بازدید
استعفاي غلام پيرواني از سرمربيگري تيم اميد، نمونه بارزي بود از شور شدن آشي كه دو آشپز را بالاي ديگ خود ميديد. اختلافات ريز و درشتي كه هر روز غلام پيرواني را وادار به اظهار نظر در مورد بقا يا جدايياش از اين تيم ميكرد، سرانجام او را به جايي رساند كه يكي از بزرگترين آرزوهاي خود را به دست فراموشي سپرد و از مربيگري تيم اميد استعفا داد.به نوشته جام جم؛ داستان، داستانی قديمي است كه باز هم روي پرده فوتبال ملي ايران اكران ميشود. اختلافاتي از جنس خودنمايي مديريتي كه ميتوان آن را در حوزه كميته ملي المپيك و فدراسيون فوتبال ديد.
علي كفاشيان كه سالهای سال در قامت دبيركل كميته ملي المپيك خود را مكلف ميديد در امور مربوط به تيم ملي اميد به عنوان متولي تيمهاي حاضر در المپيك اظهار نظر كند، اين بار وقتي بر صندلي رياستي فدراسيون فوتبال جلوس كرد و نقش خود را در كميته المپيك كمرنگتر از هميشه يافت، در تغيير موضعي آشكار نقش متولي كميته را زير سوال برد و آنچه را افشارزاده به عنوان راهكار نشان فدراسيون ميداد، ناديده گرفت.
داستان، همان روايت قديمي فراموش شدن وعدههاست! علي كفاشيان براساس آنچه نايب رئيس اول او ميگفت (نه آنچه خود از فوتبال ميداند) غلام پيرواني را روي نيمكت تيم اميد نشاند و اين آغاز دعوايي بود كه فدراسيون فوتبال و كميته ملي المپيك دو سوي آن را شكل ميدادند. چه چيزي در اين ميان ميسوخت؟ عنصري مانند زمان و انرژي و البته تيم اميد!
اسباب بازي بودم!
غلام پيرواني پس از يك سال تمرين دادن تيم اميد سرانجام از اين مجموعه كنار ميكشد و مدعي ميشود بقاي او نه به سود تيم اميد خواهد بود و نه به سود حيثيت جمع كردهاش طي تمامي سالهاي گذشته. وقتي بسراغ او ميرويم، چندان ميلي براي بيرون ريختن حرفهايش نميبينيم، اما لااقل اين ويژگي را دارد كه كمتر در قبال سوالات سكوت ميكند.
غلام پيرواني حرف آخر را همان ابتدا ميزند: «تيم ما بچهاي شده بود كه مادرش را نميشناخت! هميشه سردرگم بوديم و نميدانستيم اصلا هفته ديگر در اين تيم خواهيم بود يا نه. سعي كردم آبرويم را بردارم و بروم.»
غلام پيرواني دقيقا آرزوهايش را از دست داد و رفت. اويي كه سالها روي بازيكنان جوان سرمايهگذاري ميكرد، شايد ميتوانست يكي از بهترين گزينهها براي هدايت تيم اميد باشد. اما خودش به نكتهاي كليدي اشاره ميكند: «فكر ميكنم مرا انتخاب كردند چون ميدانستند سالها با بيبضاعتيهاي فجر سپاسي ساختم. مرا آورده بودند كه باز هم در اين شرايط كار كنم. اما من هميشه ميگفتم داستان ما در فجر سپاسي و مقاومت با تيم اميد فرق ميكرد. ما در شيراز تيم ميبستيم كه سقوط نكنيم. اما در تيم اميد بايد جوري آماده ميشديم كه به المپيك برسيم. مردم توقع داشتند و من نميتوانستم قبول كنم با اين شرايط ادامه بدهم...»
او در حقيقت خيلي زود آينده را در آينه تيمش ديد. خودش مدعي است تيمي داشت كه لياقت صعود به المپيك را در هر بازيكنش ميديد، اما كدام يك از مربيان تيم اميد را سراغ داريد كه چنين اميدواريهايي را در بازيكنانش نديده باشد؟ از كوردس آلماني گرفته تا مربياني مانند مايليكهن، فركي، برانكو و حتي حسن حبيبي و... هميشه شعارهايي دلنشين را پيش از رسيدن به رقابتها در گوشمان ميخواندند و اما وقتي به روز عمل ميرسيديم، خيلي زودتر از حد مقرر المپيك را باز هم يك حسرت دست نيافتني ميديديم. غلام پيرواني هم بايد ميشد يكي از همين مربيان... مرداني كه در نهايت روي صفحات رسانههاي نوشتاري سيبلي ميشدند براي مرداني كه طي سالهاي اخير خوب خود را در پس مربيان شكست خورده پنهان ميكنند.
براي تيم اميد نه تورنمنتي در نظر گرفته شد و نه بازي دوستانهاي. وقتي به پيرواني ميگوييم يك سال بودجه و زمان فدراسيون و كميته ملي المپيك با هم سوخت، او هم موافقت خود را نشان ميدهد و هم مخالفتش را: «من مقصر نيستم. اين اختلافي بود كه فدراسيون فوتبال و كميته ملي المپيك با هم داشتند.
من معتقدم هر مربي بايد براي خودش شخصيتي قائل شود تا ديگران هم براي صنف مربيان ارزش بگذارند. من ميدانستم اينگونه ادامه دادن من در تيم اميد بيارزش كردن شغلم است. هيچ هفتهاي نبود كه از زبان آقاي افشارزاده مصاحبهاي نخوانيد كه در آن اسم يك مربي اروپايي و آمريكايي براي تيم اميد مطرح نشده باشد. اگر با من مخالف بوديد، چرا از روز اول اجازه داديد با من قرارداد ببندند؟
اگر قرارداد بستيد پس چرا با شخصيت كاريام بازي ميكنيد؟ من نبايد ادامه ميدادم. ترجيح ميدهم در خانهام بنشينم و هيچ تيمي نداشته باشم، اما يك مربي دم دستي براي آقايان نشوم. من مربي دم دستي آنها بودم... .»
احساسم میگفت موفق میشوم
پيرواني كه قرار بود براي تيم اميد معجزه كند، پس از يك سال فقط تمرين دادن بازيكنانش از كار كردن با اين فدراسيون فوتبال و آن كميته ملي المپيك كنار رفت و آرزوهايش را به دست فراموشي سپرد: «هيچ مربي عاقلي را پيدا نميكنيد كه قول قهرماني بدهد.
كساني كه هر روز قول ميدهند كه ما تيم را قهرمان ميكنيم ميخواهند خودنمايي كنند. شما هيچ وقت نميبينيد كه فابيو كاپلو قول قهرماني بدهد. كي ديده كه مربي بارسا حرفي از قهرمان شدن بزند؟ من هم اهل قول دادن و شعار دادن نيستم. اما احساسم به من ميگفت ميتوانيم به المپيك برسيم. من سالها مربي بچهها بودم و ميدانستم بايد با چه زباني با آنها حرف زد. به هرحال اميدم را هيچ وقت از دست نميدهم. هنوز وقت هست و هنوز ميتوانم به آينده اميدوار باشم....»
آيا اين جملات غلام پيرواني بدين معني است كه ميتوان منتظر بازگشت غلام پيرواني به اين تيم بود؟ پيرواني خنده تلخي ميكند: «نه! شرايط مهيا نيست. من استعفا دادم تا دست همه براي انتخاب باز باشد. اگر ميخواستند با من همكاري كنند كار به جايي نميرسيد كه راهي جز جدا شدن نداشته باشم. اميدوارم مربي بعدي با مشكل نداشتن بازي تداركاتي روبهرو نشود...»
غلام پيرواني آبرويش را برداشت و گريخت. كاري كه سيموئز كرد و فراري شد تا همان رزومه كارياش هم در فوتبال صد آشپز ايران شور يا بينمك نشود! اما سرنوشت اين تيم چه خواهد شد؟ در فدراسيون فوتبال و كميته ملي المپيك باز هم دعوايي تازه شروع خواهد شد.
روزهاي خاكستري
باز هم دو آشپز بر سر ديگ ميافتند. زور كدام يك بيشتر خواهد بود؟ دومي اما بيكار نخواهد نشست. همينطور كه وقتي فدراسيون غلام پيرواني را انتخاب كرد، كميته ملي المپيك براي دفع او از هيچ كوششي فروگذاري نكرد. حالا شايد نوبت به تلافي رسيده باشد و كفاشيان ميدان را براي افشارزاده باز كند.
يک سال اردوهاي بيحاصل و هزينههاي بيدليل و صرف شدن وقت همه بيهوده و بينتيجه بود. مردي جديد با تفكراتي تازه روي نيمكت اين تيم خواهد نشست و بيشك نقطه را در ته خط پيرواني ميگذارد و همه چيز را از نو آغاز خواهد كرد. آيا به آينده اين تيم اميدي داريد؟ تيمي كه هيچگاه با برنامهريزيهاي فدراسيون و كميته ملي المپيك راه به جايي نبرد، اين بار چگونه ميتواند در روزهايي كه تمام اختلافات علني شده آرزوی 3 دههای فوتبال ايران را برآورده كند؟
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


