چرا تجار آمريكايي در فوتبال انگليس به بنبست رسيدهاند؟
به رنگ تنفر
اوج احساس تنفر هواداران شیاطین سرخ حتی به پیروزی یا شکست نیز بازنمیگردد، زیرا درست به یاد داریم که پس از پیروزی منیو برابر میلان در جریان رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا آنها باز هم شالهای زرد و سبز خود را به پرواز درآوردند. حتی در آن شب دیوید بکام نیز به خاطر حمایت بیدریغ تماشاگران در انتهای بازی با انداختن شالگردن زرد و سبز جهتگیری و موضع خودش را نسبت به مالکان آمریکایی منیو نشان داد.
کد خبر: ۹۲۳۰۸
| | 3321 بازدید
چه شوربختند این آمریکاییهای متمول که در فوتبال انگلیس سرمایهگذاری کردهاند؛ مردانی که به خیال برداشتن گامهای بلند اقتصادی، ثروت هنگفتشان را که اکثرا از طریق گرفتن وامهای کلان به دست آوردهاند پای فوتبال آنگلوساکسونها ریختهاند، اما زهی خیال باطل به این همه ولخرجی! بله، منظور اصلیمان به مالکان منچستریونایتد، گلیزرها و «پت و مت»های لیورپول، ژیلت و هیکس بازمیگردد.
به نوشته وطن امروز؛ برای استدلال این موضوع میتوانید نگاهی به جایگاه هواداران «منیو» در اولدترافورد بیندازید؛ سکوهایی که نشانه اعتراضش با پرواز شالهایی به رنگ «زرد و سبز» در تئاتر رویاها به نمایش درمیآید. تودهای از هواداران بزرگترین باشگاه انگلیس نمیتوانند قبول کنند که سایه آمریکاییهای متمول روی سرشان باشد.
حتی از لحاظ روانشناسی نیز میتوان به این نکته پی برد، مردمانی که در جامعه «استعمار پیر» تنفس میکنند، «استعمار نو» یا همان آمریکاییها را به هیچ عنوان قبول ندارند. شما فکر میکنید جامعهای که خودش را «سرزمین تمدن فوتبال» میداند چگونه حاضر است به هجمه یانکیها واکنش مثبت نشان دهد؟ هواداران تیمهای بزرگ جزیره حاضرند حضور سرمایهداران روس، عرب و حتی هندی را تحمل کنند ولی تنفرشان را از آمریکاییها پنهان نمیکنند.
اوج احساس تنفر هواداران شیاطین سرخ حتی به پیروزی یا شکست نیز بازنمیگردد، زیرا درست به یاد داریم که پس از پیروزی منیو برابر میلان در جریان رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا آنها باز هم شالهای زرد و سبز خود را به پرواز درآوردند. حتی در آن شب دیوید بکام نیز به خاطر حمایت بیدریغ تماشاگران در انتهای بازی با انداختن شالگردن زرد و سبز جهتگیری و موضع خودش را نسبت به مالکان آمریکایی منیو نشان داد.
چه شوربختند این آمریکاییهای متمول که در فوتبال انگلیس سرمایهگذاری کردهاند؛ مردانی که به خیال برداشتن گامهای بلند اقتصادی، ثروت هنگفتشان را که اکثرا از طریق گرفتن وامهای کلان به دست آوردهاند پای فوتبال آنگلوساکسونها ریختهاند، اما زهی خیال باطل به این همه ولخرجی! بله، منظور اصلیمان به مالکان منچستریونایتد، گلیزرها و «پت و مت»های لیورپول، ژیلت و هیکس بازمیگردد. برای استدلال این موضوع میتوانید نگاهی به جایگاه هواداران «منیو» در اولدترافورد بیندازید؛ سکوهایی که نشانه اعتراضش با پرواز شالهایی به رنگ «زرد و سبز» در تئاتر رویاها به نمایش درمیآید. تودهای از هواداران بزرگترین باشگاه انگلیس نمیتوانند قبول کنند که سایه آمریکاییهای متمول روی سرشان باشد.
حتی از لحاظ روانشناسی نیز میتوان به این نکته پی برد، مردمانی که در جامعه «استعمار پیر» تنفس میکنند، «استعمار نو» یا همان آمریکاییها را به هیچ عنوان قبول ندارند. شما فکر میکنید جامعهای که خودش را «سرزمین تمدن فوتبال» میداند چگونه حاضر است به هجمه یانکیها واکنش مثبت نشان دهد؟
هواداران تیمهای بزرگ جزیره حاضرند حضور سرمایهداران روس، عرب و حتی هندی را تحمل کنند ولی تنفرشان را از آمریکاییها پنهان نمیکنند. اوج احساس تنفر هواداران شیاطین سرخ حتی به پیروزی یا شکست نیز بازنمیگردد، زیرا درست به یاد داریم که پس از پیروزی منیو برابر میلان در جریان رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا آنها باز هم شالهای زرد و سبز خود را به پرواز درآوردند. حتی در آن شب دیوید بکام نیز به خاطر حمایت بیدریغ تماشاگران در انتهای بازی با انداختن شالگردن زرد و سبز جهتگیری و موضع خودش را نسبت به مالکان آمریکایی منیو نشان داد.
با همه این تفاصیل، آنها یعنی همان آمریکاییهای متمول که با بحران والاستریت نیز بیشتر به بنبست اقتصادی رسیدهاند در تجارت و فوتبال با بریتانیاییها به آخر خط رسیدهاند.
چرا آمریکاییها در تجارت و فوتبال ناموفقند؟
واقعا چرا فکر میکنید مالکان متمول آمریکایی نمیتوانند در فوتبال انگلیس به اهداف خود نزدیک شوند؟ آنها از نظر جامعه فوتبال انگلیس همان یانکیهایی هستند که به درد تجارت و فوتبال نمیخورند، چون از نگاه انگلیسیها مالکانی مانند گلیزرها در منچستر یا شرکاي (ژیلت و هینکس)، فقط با گرفتن وامهای کلان باشگاه را تا خرخره در قرض و بدهی فرو میبرند! در حالی که این نگاه نسبت به دیگر خارجیهای جزیره صدق نمیکند.
اما باید به این مساله اشاره کنیم که این موضوع بیشتر به خاطر بحران مالی جهانی است. بحران مالی جهانی به باشگاههای فوتبال انگلیس نیز سرایت کرده است و برخی از این باشگاهها از جمله لیورپول و منچستر یونایتد با مشکلات مالی بزرگی مواجه شدهاند. مشکلات مالی موجب شده است باشگاههای انگلیسي تا حد زیادی اشتهای خود را برای خرید ستارگان بزرگ فوتبال از دست بدهند و برخی از آنها نیز دستمزد بازیکنان و مربیان خود را کاهش دادهاند.
در چنین وضعی، توجه بازرگانان و ثروتمندان عرب بویژه شهروندان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به خرید باشگاههای فوتبال انگلیس جلب شده است. بهطور عادی هر باشگاهی که پول بیشتری داشته باشد میتواند ستارگان بیشتری برای بازیهای خود بخرد و درآمد خود را از محل تبلیغات برای شرکتها (اسپانسرها) و واگذاری حق پخش تلویزیونی بازیهایش افزایش دهد.
نگاهی به هزینه نقل و انتقالات بازیکنان بین باشگاههای انگلیس بخوبی تاثیر بحران مالی را بر این باشگاهها نشان میدهد. هزینه نقل و انتقالات بازیکنان در باشگاههای انگلیس در ژانویه سال 2007، 60میلیون پوند بود که به 150میلیون پوند در ژانویه 2008 و 170ميليون پوند در ژانویه 2009 رسید. این رقم در ژانویه امسال به علت کاهش خرید و فروش بازیکنان کاهش شديدي یافت.
مشکلات مالی باشگاههای دسته برتر انگلیس مانند لیورپول و منچستر یونایتد و وستهام موجب جلب توجه شرکتها و افراد ثروتمند عرب برای استفاده از موقعیت و خرید سهام این باشگاهها شده است. رکود بخش مسکن نیز یکی از علل توجه صاحبان سرمایه به باشگاههای ورزشی است.
طرفداران باشگاه فوتبال لیورپول پس از آنکه صاحبان ثروتمند و آمریکایی این باشگاه وامی سنگین به نام باشگاه گرفتند، بسیار سرخورده شدند. این باشگاه مجبور خواهد بود آنقدر در زمین، بازی خوبی از خود نشان دهد تا بتواند اقساط سنگین این وام را با بهره زیادش پرداخت کند. بنا بر برآوردها این اقساط سالانه بالغ بر 30میلیون پوند معادل 3/59میلیون دلار آمریکا خواهد بود.
حامیان تیم لیورپول میگویند صاحبان این باشگاه جورج ژیلت و تام هیکس فشار خطرناکی را بر آینده این تیم تحمیل کردهاند. هماکنون آنها دست به دست هم دادهاند تا تشکیلاتی را برای خرید سهام این باشگاه به شدت مقروض تاسیس کنند. اما مسلم است که نمیتوان روی هواخواهان دیگر تیمهایی که صاحبان باشگاههایشان ثروتمندند در کمکرسانی به این باشگاه حساب کرد. در عوض تیمهایی که صاحبان باشگاهشان میلیاردر هستند و به سرمایهگذاری اشتیاق دارند، میتوانند به عنوان نیروی پرتوانی در این جریان ظاهر شوند.
برجستهترین مثال در اینباره باشگاه چلسی و مالک آن رومن آبراموویچ است. این روس، غول خرید و فروش کالاهاست. با خرید این تیم در سال 2003 بیش از یکمیلیارد دلار در این باشگاه سرمایهگذاری کرد. او با گشادهدستی سعی در جذب استعدادهای کمنظیر دارد، تجهیزات آموزشی در سطح جهانی برای باشگاه فراهم کرده است و به این ترتیب اجازه دارد آنقدر آزمون و خطا را تجربه کند تا در نهایت در رتبهبندیها سیر صعودی را طی کند.
این سیاست آبراموویچ موثر افتاد. در سال 2005، این باشگاه تاسیس شده در لندن برای اولین بار پس از سال 1955 فاتح لیگ برتر شد. سپس توانست این پیروزی را در سال 2006 نیز تکرار کند. براستی چه چیزی موجب افتراق آبراموویچ از ژیلت و هیکس میشود؟ یک مساله این است که مالکان لیورپول ثروتمندند، اما مالک چلسی ابرثروتمند است.
وقتی فوربس در ماه مارس سال 2007 ارزش دارایی میلیاردرهای جهان را برآورد کرد، معلوم شد که آبراموویچ دارای ثروتی بالغ بر 7/18میلیارد دلار است. در حالی که مجموع داراییهای هیکس و ژیلت تنها کسری از داراییهای آبراموویچ است. اما موضوع دومی که موجب تفاوت آبراموویچ با ژیلت و هیکس میشود، علاقه او به خرج کردن است. آبراموویچ یک طرفدار واقعي برای تیم چلسی است و مدام برای آن پول خرج میکند.
او با این کار امید موفقیت را در تیم روزافزون میکند. وی معتقد است این یک سرمایهگذاری است که در آینده سودش را بهدست خواهد آورد. از سوی دیگر ژیلت و هیکس از مالکان قدیمی تیمهای ورزشی هستند که تاریخچهای مملو از برداشت پول از تیمهایشان را در سوابق کاریشان رقم زدهاند. ژیلت در سال 2006 از یک باشگاه هاکی 72میلیون دلار مطالبه کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


