صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
بازخواني مفهوم فوتبال به‌زبان كاتالان

مأموريت سياسي كرويف

آنها می‌دانند تا زمانی که به عضویت سازمان ملل متحد درنیایند شانسی برای عضویت در فیفا یا یوفا نخواهند داشت پس امیدشان را به نام معتبر کرویف بستند تا شاید از قبل او شهرت تیمشان چنان فراگیر شود که همه چیز را عوض کند. کرویف هم وقت را تلف نکرد و به ملاقات رودرروی آرسن ونگر شتافت تا اجازه حضور فابرگاس برای دیدار دوستانه با آرژانتین را بگیرد.
کد خبر: ۹۰۴۷۷
| |
2318 بازدید

وقتی یوهان کرویف به عنوان چهره شاخص کاتالونیا به سرمربیگری تیم شبه‌ملی این منطقه شمال‌شرقی اسپانیا برگزیده شد، ناسیونالیست‌های افراطی کاتالان بلافاصله چنین بهانه‌ای درست کردند: چرا کرویف از صحبت کردن به زبان بومی کاتالان طفره می‌رود و با بازیکنانش به اسپانیایی حرف می‌زند؟ اما بشنوید واکنش سریع کرویف به این انتقاد را: «پس از 35 سال اقامت در بارسلونا، من به سختی می‌توانستم اسپانیولی حرف زدن را فرا بگیرم پس قطعا هرگز علاقه‌ای برای تغییر یا کنار گذاشتن زبان کاتالان نداشته‌ام».

به نوشته وطن امروز؛ 13 سال پس از آخرین سمت مربیگری مرد هلندی، نوامبر سال گذشته میلادی (پاییز 88) او به عنوان مربی جدید کاتالونیا منصوب شد و بلافاصله پس از یک معرفی کوتاه، یک دیدار دوستانه افتخارآمیز با آرژانتين برای روز 22 دسامبر 2009 ترتیب داد. مسابقه‌ای که 53 هزار هوادار را به نوکمپ کشاند تا شاهد جشن پیروزی 4بر2 تیم کرویف مقابل تیم مارادونا در نخستین تجربه مربیگری ملی (یا شبه‌ملی) باشند.

تیمی که 6 بازیکن ترکیب ابتدایی‌اش را ستاره‌های بارسا؛ ژاوی، والدس، پویول، جرارد پیکه، بویان و سرجیو بوسکتس تشکیل می‌دادند. کرویف بخوبی می‌داند که شما نمی‌توانید در کاتالونیا فوتبال را از سیاست مجزا کنید و به همین خاطر هم هست که رابطه میان او و کاتالان‌ها به یک ماجرای عشقی واقعی بدل شده است؛ ماجرایی عشقی که از 1973 آغاز شد، زمانی‌که هندریک یوهانس کرویف با بارسلونا امضا کرد. یوهان کبیر، شعبده هلندی‌اش را از آژاکس به کاتالونیا آورد و تیم جدیدش را مالامال «فوتبال کامل»‌ ناب کرد. تازه کرویف وقتی اعلام کرد به‌خاطر وابستگی قدیمی رئال مادرید به ژنرال فرانکو، دیکتاتور اسپانیا، هرگز برای آنها بازی نمی‌کند، شیفتگان تازه‌ای برای خود دست و پا کرد.

کاتالونیا یکی از گوشه‌های بشدت ملی‌گرای کشور اسپانیاست که خود را یک ملت می‌داند و زبانش را در سطح بین‌المللی منتشر می‌سازد و برای خودش سفارتخانه‌هایی در سراسر جهان دارد. در مدارس همه درس‌ها به زبان کاتالان تدریس می‌شوند و دانش‌آموزان تنها 3 ساعت در هفته اسپانیایی می‌آموزند. قانون زبان‌های بومی که پس از مرگ فرانکو در اسپانیا تصویب شد، هر کار و کسبی را در این منطقه مجبور به استفاده از زبان کاتالان می‌کند که در غیر این صورت با جریمه‌ای سنگین مواجه می‌شود.

این زبان در کنار عزم منطقه‌ای برای داشتن یک تیم ملی، هر 2 ریشه در تمایلات سیاسی ناسیونالیست‌های کاتالان دارند که دولت نیمه خودمختار ایالتی را اداره می‌کنند. البته وقتی قرار شد کرویف سرمربی آن تیم شود، یوردی کاسالس، رئیس فدراسیون فوتبال کاتالونیا (FCF) در پاسخ به انتقاداتی که در ابتدا وصفش رفت، گفت: «اینکه او کاتالانی صحبت نمی‌کند مرا نگران نمی‌سازد چون تیم کاتالونیا از نظر بین‌المللی شناخته شده است ولی اگر یک مربی شناخته نشده داشتیم آن وقت قضیه به همین سادگی نبود، اما او (کرویف) می‌تواند خیلی راحت به آرسن ونگر زنگ بزند و درباره سسک (فابرگاس) با او صحبت کند یا می‌تواند با بلاتر (رئیس فیفا) یا پلاتینی (رئیس یوفا) همکلام شود. ما سعی داریم چند کشور را قبل از جام جهانی آینده به اینجا بکشانیم و مقابل آنها بازی کنیم».

در واقع کاتالان‌ها که از داشتن یک تیم ملی رسمی زیرمجموعه یوفا و فیفا محروم هستند در نوع خود در حال تجربه یک جام جهانی ناپیوسته هستند.

FCF فدراسیون فوتبال آنها سال 1904 تاسیس شد ولی بازی‌های تیم کاتالونیا تا هنگام مرگ ژنرال فرانکو چندان مجال شکوفایی نیافتند. مرگ رئیس حکومت اسپانیا در سال 1975 منجر به ایجاد 17 منطقه نیمه‌خود‌مختار در اسپانیا شد که هر یک اجازه یافتند تیم ملی خودشان را در هر ورزشی داشته باشند ولی FCF این موضوع را بیش از دیگر نهادهای ورزشی مناطق 17 گانه جدی گرفت. ملی‌گرایان کاتالان سال‌هاست با رقبای ملی تحت پوشش فیفا و یوفا مصاف می‌دهند اما هرگز طعم مقدماتی جام جهانی یا جام ملت‌های اروپا را نچشیده‌اند.

در عوض کاتالان‌ها هر سال 2بار مسابقاتی دوستانه در بالاترین سطح ملی ترتیب می‌دهند؛ درست در شب‌هایی که لالیگا و لاسلکسیون (تیم ملی اسپانیا) کرکره را پایین می‌کشند. آنها می‌دانند تا زمانی که به عضویت سازمان ملل متحد درنیایند شانسی برای عضویت در فیفا یا یوفا نخواهند داشت پس امیدشان را به نام معتبر کرویف بستند تا شاید از قبل او شهرت تیمشان چنان فراگیر شود که همه چیز را عوض کند. کرویف هم وقت را تلف نکرد و به ملاقات رودرروی آرسن ونگر شتافت تا اجازه حضور فابرگاس برای دیدار دوستانه با آرژانتین را بگیرد.

خود باشگاه بارسلونا همین امروز همانند دوران جنگ داخلی اسپانیا به چشم سمبل غیررسمی افتخار کاتالان‌ها نگریسته می‌شود و در نتیجه مردم کاتالان پشت سر این دستگاه ایستاده‌اند. فرانکو آنها را از زبان، پرچم محلی و داشتن پرچمی برای باشگاه‌شان منع کرده بود ولی این کار زمین بارسا را به یکی از تنها اماکنی تبدیل کرد که تمام سمبل‌های هویت کاتالان مجال عرضه می‌یافت؛ چیزی که از شعار اصلی آنها هویداست؛ فراتر از یک باشگاه. این شعار کاتالان‌ها عملا باشگاه بارسلونا را به موسسه‌ای فراتر از یک باشگاه تبدیل کرد و مفهوم دیگری به جنگ آنها بر ضد رئال‌مادرید بخشید؛ یعنی باشگاه رقیب که همواره با همدستی با رژیم دیکتاتور گذشته و دولت مرکزی متهم می‌شده است.

امروز بازیکنان و مربیان اغلب از مواجهه با پرسش‌هایی از این دست طفره می‌روند چون می‌ترسند دردسری برای‌شان درست شود ولی کرویف مطمئنا هرگز از اینکه خود را با توصیف مفاهیم سیاسی پشت سر بارسا از گذشته تا حال به دردسر بیندازد هراسی به دل راه نداده. در حقیقت او نقش یک سخنگوی داوطلب برای آزادی کاتالونیا را با طیب خاطر بازی می‌کند. او همچنین عضوی برجسته از «الفانت بلائو» (فیل آبی) محسوب می‌شود که جنبشی است برای استقلال کاتالونیا از اسپانیا که دیگر عضو برجسته فوتبالی‌اش کسی نیست جز «ژوان لاپورتا».

خود عنوان «فیل آبی» اقتباسی است سیاسی از سمبل جمهوریخواهان ایالات متحده که نشان از ماهیت افراطی ناسیونالیست‌های این جنبش و عزم جدی‌شان برای تشکیل جمهوری مستقل کاتالونیا دارد. ماموریت فعلی کرویف این است که کاتالونیا را روی نقشه فوتبال جهان وارد کند و سازوکار رسیدن به این هدف برگزاری بازی‌های ملی آنچنانی تحت پوشش فدراسیون کاتالان است.

پس درک ایده سینیور کاسالس برای بازگرداندن کرویف به نیمکت مربیگری به هر قیمت ممکن دیگر چندان دشوار نیست. فوتبال اسپانیا هرگز بی‌تاثیر از سیاست نبوده است تا آنجا که می‌توان گفت دنبال توپ دویدن برای مردم شبه‌جزیره ایبریا در دوران 40 ساله خفقان‌بار فرانکو حتی از خون‌های ریخته شده در جنگ داخلی هم حیثیتی‌تر بوده است.

در واقع فوتبال را می‌توان تجسم‌بخش نظریه‌های سیاسی متخاصم در اسپانیا فرض کرد. در حقیقت در هیچ کشور دیگری جز اسپانیا ورزش اين‌چنين با دسته‌بندی‌های سیاسی- قومیتی تنیده نشده است. اگر کاتالونیا فقط به بازی‌های استانی مرسوم در تعطیلات کریسمس با تیم‌های شبه‌ملی دیگر مناطق اسپانیا رضایت نمی‌دهد دلیل دیگری ندارد و آوردن یوهان کرویف به تیم ملی کاتالونیا بزرگ‌ترین نماد این ملی‌‌گرایی در مستطیل سبز است.

بارسلونا در سال 1992 به لطف سرمایه‌گذاری‌های بومی و بین‌المللی گسترده بود که میزبانی بازی‌های المپیک را به دست آورد و در نتیجه این شهر با برخورداری از سطح بالاترین امکانات تمرینی ورزشی همانقدر که یک شهر سیاسی است یک شهر ورزشی هم محسوب می‌شود.

با همه اینها اینکه کرویف در نهایت بتواند در نبرد با فیفا و یوفا و البته فدراسیون پادشاهی اسپانیا، کاتالونیا را وارد نقشه رسمی فوتبال کند مساله‌ای کاملا متفاوت است، اما تردیدی وجود ندارد که او بازوها را بالا زده تا خدماتش به این مردم را کامل کند و از طریق اعتبار خود و بازی‌های درخشان و دعوت از مطرح‌ترین ستاره‌های کاتالان که تا پیش از این باشگاه‌هایشان را به این تیم ملی غیررسمی ترجیح می‌دادند، تیترهای بیشتر و بیشتری را در رسانه‌های جهانی برای تیم ملی کاتالونیا بخرد. و تاریخ معاصر بارسا گواه است که این استاد هلندی چه کارها که نمی‌تواند بکند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟