بهترین شاهد برای چرایی دوپینگ
موضوع دوپینگ وزنه برداران ایرانی یک بار دیگر و درشرایطی که به نظر می رسید جامعه ورزشی کشور درحال فراموش کردن ضایعه محرومیت 9 وزنه بردار کشورمان است، باعث تکدرخاطرهمه اهالی و دوستداران نه تنها ورزش بلکه عزت ایران گردید.
مسئله حائز اهمیت در این خصوص، چرایی روی دادن این مشکل و خطرناک تر از آن رشد تصاعدی و قارچ وار معضل دوپینگ و استفاده از داروهای نیروزا غیرمجاز در میان جوانان علاقمند به ورزش و به خصوص ورزش قهرمانی است.
واقعیت آن است که برخی مسائل را نمیتوان تنها از یک بعد مورد بررسی قرار داد و به نظر می رسد از منظر جامعه شناختی روی دادن و فراگیرشدن چنین اتفاقاتی در جامعهای با مختصات جامعه ایرانی که در آن موضوع فرهنگ و هنجارهای اجتماعی، جایگاهی بسیار تعیین کننده و استراتژیک دارد، زنگ خطری بسیار جدی نسبت به بنیان های فرهنگی و نظام اخلاقی جامعه میباشد.
ورزش و به خصوص ورزش قهرمانی به عنوان فعالیتی که فعل وانفعالات درون آن به علت تاثیرپذیری و تاثیرگذاری محسوس از و بر جامعه، می تواند تا حد قابل ملاحظه ای منعکس کننده واقعیات فرهنگی واخلاقی حاکم بر سطوح و حوزه های گوناگون آن جامعه باشد. برای اثبات تاسف برانگیز این ادعا میتوان به مواردی مشابه در دیگر بخش ها اشارهای کوتاه نمود.
گسترش بی رویه اخذ مدارک تحصیلی غیرمعتبر به صور گوناگون، بهره گیری از حیل مختلف به منظور گردآوری و چاپ مقالات وکتب علمی و دانشگاهی با هدف کسب امتیازات علمی و... ، اثربخشی و کارایی و درمجموع بهره وری پایین و تاثربرانگیز نیروی انسانی شاغل در دستگاه های دولتی، نحوی عزل و نصبهای بیضابطه و نردبانی و... در سطح مدیریت های گوناگون و دهها مورد و موضوع دیگر همه و همه دلایلی هستند بر وجود وضعیتی بحرانی در نظام اخلاقی وفرهنگ ایرانی و اسلامیمان!
پرواضح است درچنین شرایطی خیلی نمی توان انتظارداشت مدیر و مربی و ورزشکار حرفهای و ارشد ما رفتاری 180 درجه متفاوت و مغایر با روند معیوب اما موجود جامعه داشته و به قول معروف برخلاف جهت آب شنا کنند!
چرا راه دور برویم. احتمالا بهترین شاهد مدعا همین نحوی رقابت نامزدهای انتخاباتی در دوره های گوناگون انتخاباتی ست که مردم کوچه وبازار با هر نوع گرایش و مسلکی به عینه مشاهده میکنند که مدیران ارشد برای پیروزی بر رقیب از هر نوع ابزاری ولو مغایر با روحیات و اخلاقیات ملی و مذهبی بهره برده، و با نشراکاذیب، توهین و ترعیب و بسیاری راهکارهای غیراخلاقی دیگر قصد شکست و گاه حتی حذف دائمی رقیب را دارند...!
حال در چنین شرایطی چگونه میتوان انتظار داشت یک یا چند جوان 20 و چند ساله به وسوسه کسب افتخار آن هم در میادین بین الملی که توجیهی به بزرگی برافراشتن پرچم مقدس کشورشان و نواخته شدن سرود ملیشان نیز یدک میکشد، اقدام به انجام اعمالی ننمایند که در نهایت، هم خود و هم کشورشان را درگیر موضوعی مغایر با بازی جوانمردانه که شعار اصلی المپیک است، ننماید؟!


