صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خاطرات يک «پيرمرد سيماني»

ورزشگاه پير سالهاست آنها را با بازترين آغوش مي پذيرد. ورزشگاه آزادي، اين پيرمرد سيماني، خود بخشي است از شکوه، عظمت و وحشتي که داربي به تو هديه مي دهد. وقتي روي زانوي اين پيرمرد مي نشيني و فرياد مي کشي، از چند صدمتر دورتر، شنونده اي احساس مي کند ديو سپيد از چاه رستم بيرون آمده! اين است تمام جاذبه داربي!
کد خبر: ۸۴۴۶۶
| |
3201 بازدید

جنون آميزترين آرايه کلامي که مي توان در مورد داربي تهران شنيد اين است: «اين بازي با بقيه بازيها هيچ تفاوتي ندارد!» و نمي‏دانيم کساني که سعي مي کنند ترس خود را پشت چنين جمله اي پنهان کنند، تابه حال چند بار به گوشه اي دويده اند تا مبادا لرزش ساق پاي شان را کسي در داربي تهران نبيند! جنون آميز است وقتي مي شنويم بين مثلاً داربي شيراز و تهران که اولي را هزار نفر هم نمي بيند و دومي چنان جمعيت بيننده اي دارد که شمارش اش مقدور نيست، هيچ تفاوتي وجود ندارد!

به قدس؛ ترسوها قاعدتاً عادت دارند داربي را بي اهميت جلوه دهند. اين باور که پذيرش عمومي خاص بودن داربي همواره باري است روي شانه ها و وزني است سنگين تر بر ساق، براي کساني که نه جرأت ريسک کردن دارند، نه شهامت رؤياپردازي، نه وجود برتري جويي هاي خاص در چنين روزي بزرگ، مادري مي شود براي چنين فرزنداني ترسو!

نگاه کنيد به آخرين به اصطلاح امروزي ها، داربي تهران... کسالت بار و سراسر بي حوصله! دست سازهاي بي ارزش مرداني که فقط از مبادايي سرافکندگي مقابل هواداران و هواخواهان، براي نخزيدن چند روزه به خانه هاي شان، تمامي وحشت خود را به تيم و در زمين بازي خلاصه مي کنند!

اين حقيقتي است نوشته شده بر پيشاني داربي پايتخت! چيزي غيرقابل انکار که در واقع تمامي بخش مميزي داربي با ساير بازيها و اين هفته با تمام هفته هاي سال محسوب مي شود.
داربي جاذبه اي ندارد، وقتي مي بينيم سال هاست بيش از يک بار هواداران هيچ يک از دو تيم زمين را براي چند ثانيه به مقصد آسمان براي شادي گل ترک نکرده اند! داربي فقط در قدرت تخيل گروهي هوادار عامي که شب را با رؤياي پيروزي محبوب خود طي مي کنند، تنها تا ساعاتهايي پيش از آغاز بازي جذاب مي شود و بعد در تمامي طول بازي، اين رؤيا مانند کوهي از يخ فرو مي ريزد!

داربي را اگر ساخته و پرداخته ساق بازيکناني که در زمين مي دوند و پرورش يافته فکر مربياني که آن را نقاشي کرده اند بدانيم، باز هم فاقد هرگونه طراوت و شادابي مي شود. سازنده تمامي گرماي داربي، همين جماعتي هستند، که ترس را به وجود محبوبان خود مي ريزند. مرداني که نيمه شب و بامداد جمعه، خانه را ترک و خانواده را رها مي کنند، به سوي غرب تهران مي روند و روي سکوي سيماني ورزشگاهي پير مي نشينند که براي ديدن شان ثانيه شماري کرده است.

ورزشگاه پير سالهاست آنها را با بازترين آغوش مي پذيرد. ورزشگاه آزادي، اين پيرمرد سيماني، خود بخشي است از شکوه، عظمت و وحشتي که داربي به تو هديه مي دهد. وقتي روي زانوي اين پيرمرد مي نشيني و فرياد مي کشي، از چند صدمتر دورتر، شنونده اي احساس مي کند ديو سپيد از چاه رستم بيرون آمده! اين است تمام جاذبه داربي!

***
شايد بايد يک بار براي هميشه دور وحشتي که از اين هيجان از کوچه و برزن، از شهر و روستا و از همين سکوهاي پير آزادي به زمين بازي منتقل مي شود را خط کشيد.

تاريخ گوياي حقايق است. اول بار آلن راجرز بود که چند ساعت قبل از بازي به تهران رسيد و پس از استراحتي کوتاه سراغ بازيکنانش رفت. راجرز استاد روحيه بود... انگار جملاتش مثل ميخي بودند که روي مغز بازيکنان حکاکي مي کردند.

راجرز، پس از چند هفته دوري اجباري از تهران بازيکنان اش را غافلگير کرد: «قرار است با تاج بازي کنيم. قاعدتاً ناراحت مي شدم اگر پيش از يک بازي بزرگ کنارتان نبودم، ولي هر چقدر فکر مي کنم دليلي براي اين نمي بينم! تاج تيمي نيست که نيازي به فکر کردن من داشته باشد. خودتان آنها را مي بريد!» و او چند ساعت بعد داشت براي رايکوف پير به نشانه پيروزي تاريخي 6- صفر مشتش را نشان مي داد!

چگونه مي توان تاريخ را تکرار کرد؟ داربي، امروز تمام جاذبه اش براي ما، براي تمامي هواداران سرخابي، در همين جنگ رواني و کري خواني و احساس برتري جويي که به زبان مي آوريم، خلاصه مي شود. داربي تهران بدون تک تک اين فاکتورها، هيچ از داربي شيراز بيشتر ندارد! پس لذت ببر، کري بخوان و فرياد بکش، که چنين احساسي تا آغاز، بيشتر پايدار نمي ماند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟