سوءاستفاده علنی از احساسات پاک آذریها
باشگاه تراکتورسازی در لیگ نهم فوتبال برخلاف دوران پیشین که در سطح اول این رشته فعالیت داشت، ظاهر شد و با آنچنان پشتوانه مردمی به میدان آمد که تعداد قابل توجهی از پیروزیهایش مدیون حضور آذریزبانان خونگرم شد و بسیاری از تیمهای شهرستانی که حکم میهمان تبریزیها را داشتند، به این حجم تماشاچی پرشور که همواره سکوها را با پرچمهای سرخ پوشانده بودند، غبطه میخورند اما این تنها بخشی از ماجرا است و همانطور که انتظار میرفت برخی اشخاص درصدد سوءاستفاده از این احساسات خالص بودهاند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ تماشاچی به عنوان یکی از ارکان اصلی فوتبال، همواره نقشه اصلی را در توسعه و رشد این رشته جذاب برعهده داشته و هرچه توجه مردم به این رشته افزایش مییابد، دارای ابعاد وسیعتری در زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میشود که به تبع این رویه آثارش نیز نزد مخاطبانش افزایش مییاید و در واقع عملاً اثرگذاری و اثرپذیری تماشاچی از تیمهای ملی و باشگاهی و متولیان بینالمللی، ملی و محلی یک فرایند متقابل است که رابطهای مستقیم را نیز تبیین میکند.
در سطوح داخلی باشگاههای پرسپولیس و استقلال و با فاصله قابل توجهی سپاهان به عنوان پرطرفدارترین تیمهای باشگاهی نزد عوام شناخته میشدند که در نهمین دوره لیگ برتر با صعود تراکتورسازی تبریز به لیگ برتر، این معادله به هم خورد و سکوهای سرخ که آذریها شکل داده بودند، تبریز را رقیب سرخابیهای پایتخت در جذب تماشاچی ساخت. حضور تماشاچیان ترک در دیدارهای خانگی و حتی خارج از خانه تراکتورسازی آنچنان گسترده بود که برخی هواداران این تیم حتی مدعی شوند پس از رئال مادرید دومین تیم پرطرفدار جهان هستند!
در همین شرایط بود که پرشورترین هواداران حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران با تحریک برخی عوامل حاضر در کنار این تیم و عوامل خارجی که بعضاً با انگیزههای سیاسی دست به چنین اقداماتی میزدند مواجه شدند و شعار "ترکتورسازی، تیم همه ترکهای ایران" را بارها و بارها تکرار کردند و حتی ترک شیراز، ترک قزوین و ترک زنجان را هم در ردیف هواداران این تیم قرار دادند، حال آنکه بسیاری از آذری زبانان طرفدار تیمهای دیگر از جمله پرسپولیس، استقلال و یا تیمهای بومی خودشان هستند و تعصب نسبت به این تیم که در گذشته اینچنین شدید وجود نداشت، عمدتاً در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و تا حدودی نیز اردبیل مشهود بوده است.

با این حال برخی مدیران و مربیان همچنان سوء استفاده از روحیات قومی گرایی را مقدم بر مسائل فنی کرده و هر روز به نوعی با بیان ادبیاتی خاص پیرامون هواداران این تیم، به تحریک فضا میپرداختند تا تعصب آذری زبانان وطن پرست را شدت ببخشند و از این عرق و احساسات پاک سوء استفاده کنند.
پرداختن به مسئله هواداران بافرهنگ و پرشور این تیم، پس از باخت یا توقف تراکتورسازی یکی از مواردی بود که معمولاً سایر مسائل و نقدهای فنی را در حاشیه فرو برده و حتی مجموعههای مختلف اعم از داوران را مقابل مردم آذری زبان قرار دادهاند، حال آنکه در بسیاری از این دیدارها، این تیم با مشکلات فنی مواجه بود و اگر هواداران این تیم نبودند، قطعاً در برخی دیدارها، تراکتورسازی نمیتوانست بخشی از همین پیروزیهاش را نیز به دست آورد.
همین امر باعث شد، تشنجات پیرامون نظرسنجی برنامه 90 برای انتخاب پرطرفدارترین تیم لیگ برتر فوتبال بالا بگیرد و دست آخر با تحریک برخی اشخاص، بیش از یکصد هزار هوادار ترکتورسازی در ورزشگاه هفتاد هزار نفری حاضر شود که میتوانست با تخریب بخشی از ورزشگاه، حادثهای ناگوار را رقم بزند.
این قبیل اتفاقات البته کمترین تعبیر امنیتی نسبت به کل به ماجرا است و اینکه قرار باشد عدهای آذریها را با تراکتورسازی در یک ظرف قرار دهند و این تیم را به عنوان آرمان و نماد آذریها برای مقاصد خود معرفی کنند، میتواند هزینههای فراوانی برای کشور به همراه بیاورد، چرا که همین عده پس از این در صورت در نظر گرفتن محرومیت انضباطی جدی برای این تیم، شعارهای نژادپرستانه سرخواهند داد و در واقع یک قوم را سپر امیال شخصی خویش خواهند ساخت تا میتواند منجر به آشوب شود.
اگرچه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال پیرو برخی مکتوبات برای تعدیل اوضاع، برای اشخاص تا اطلاع ثانوی محرومیت قائل شد اما گروهی بر طبل قومی ساختن این تیم میکوبند و در همین شرایط است که برخی گروههای منتسب به پان ترکیسم پرچمها و نمادهای جداییطلبانشان را نیز به ورزشگاه آورده و رفتارهای خلافشان را تلاش میکنند به جمعیت حاضر تسری دهند که همواره با هوشیاری آذری زبانان، درجا با مبلغین چنین حرکات سیاسی که سعی دارند، آذریها را با کاتالانها و باسکیهای اسپانیا قیاسی غلط کنند و به تحریک مردم وطن دوست بپردازند، برخورد میشود.
بر این اساس به نظر میرسد، افزایش دقت عمل دستگاههای نظارتی در ارتباط با این حرکات به افزایش هوشیاری مردم خونگرم آذری زبان در فاصله گرفتن از اشخاص شیادی که قصد دارند با سوءاستفاده از احساساتشان به مقاصد اقتصادی یا سیاسی خود دست یابند، کمک ویژهای خواهد کرد تا حساب خود را از این عده جدا کنند و با فاصله گرفتن از گروهی که اهدافی غیر از شور و نشاط ورزشی را دنبال میکنند و نگاهی سیاسی به این باشگاه فرهنگی ورزشی دوختهاند، این دسته را در رسیدن به امیال مرض آلود شخصیشان ناکام بگذارند.
"عمدتاً در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و تا حدودی نیز ارومیه مشهود بوده است"
!!!!!!
عمدتاً در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و تا حدودی نیز اردبیل مشهود بوده است.




