كـابـوس زميـن سبـز
پارگي رباط صليبي مشكلي است كه همواره دامنگير ورزشكاران و به خصوص فوتباليستها بوده است. در اين ميان فوتباليستهاي ايران به دلايلي همواره با اين مشكل دست و پا مي زنند و ليگي نيست كه بگذرد و رباطي پاره نشود. پارگي رباط صليبي به کابوس زمين سبز معروف است. ماه ها دوري از ميادين فوتبال و تمرينات سخت و مشقت بازگشت به زمين بعد از دچار شدن به مصدوميت پارگي اين رباط از يک طرف و از طرف ديگر مخارج سنگيني که باشگاهها متحمل ميشوند طعم تلخ اين كابوس را به ورزشكاران مصدوم مي چشاند.
سيامک صديقآزادي - فوق تخصص فيزوتراپ ورزش و بدنسازي از آکادمي بينالمللي علوم ورزشي از هلند طي يادداشتي به ايسنا، به علت و راههاي پيشگيري و درمان پارگي رباط صليبي پرداخته است.
واژه رباط صليبي (Anterior Cruciate Ligament-ACL ) در بين ورزشکاران بخصوص بازيکنان فوتباليست واژه ايي آشناست. اين رباط بي دليل لقب کابوس زمين سبزرا بخود اختصاص نداده است. بازيکناني که اين معضل گريبانگيرشان شده است طعم تلخ اين کابوس را تجربه کرده و آن را به زودي فراموش نخواهند کرد. ماه ها دوري از ميادين فوتبال و تمرينات سخت و مشقت بازگشت به زمين بعد از دچار شدن به مصدوميت پارگي اين رباط از يک طرف و از طرف ديگر مخارج سنگيني که باشگاهها متحمل ميشوند از جمله دلايلي است که باعث شده تا محققان در سالهاي اخير تحقيقات گسترده اي را در ضمينه رباط هاي صليبي انجام دهند.
از جمله تحقيقات بعمل آمده در اين مورد مربوط به وظيفه اين رباط ، نحوه مصدوميت آن و روشهاي پيشگيري اين معضل مي باشد که تنها در يک مورد محققان جملگي در آن تفاهم دارند و آن هم وظيفه اين رباط ميباشد.
پس از مطالعه تحقيقات متعدد بعمل آمده در مورد دلايل مصدوميت اين رباط متاسفانه بدليل پيچيدگي مکانيزم تخريب (گستردگي عوامل متعددي به نظير نوع کفش، زمين بازي، آمادگي بازيکن، نحوه بدنسازي و ... که در تخريب اين رباط ميتوانند شراکت داشته باشند) نمي توان از يک عامل اصلي بعنوان مجرم شماره يک نام برد.
درکل نوع مصدوميت اين رباط به دو دسته تقسيم شده:
1) مصدوميت غير کنتاکتي (بدون تماس با بازيکن مقابل)
2)مصدوميت هاي کنتاکتي (بعد تماس با بازيکن مقابل)
بدليل غير قابل پيشگيري بودن مصدوميت حاصله از برخورد با بازيکن ديگر من فقط به مصوميت هاي غير برخوردي اشاره خواهم کرد.
نقش فيزيوتراپ تيم
فعاليت نادرست هر يک از اعضاء بدن که نقشي در کنترل كاهش سرعت يکباره بدن در حين بازي را دارند ميتواند ريسک مصدوميت رباط آ.س.ال را بالا ببرد. سفتي عضلات ساق پا، ضعف عضلات همسترينگ، سفتي عضله ايليوپسوآس، ضعف عضلات شکم از جمله دلايلي هستند که به هنگام كاهش سرعت يکباره بدن باعث وارد شدن فشار مضاعف برروي رباط آ.س.ال شده و احتمال مصدوميت آن را ميتوانند بالا ببرند. اعتقاد من براين است که فيزيوتراپ تيم ميتواند اين ضعف ها را با روش هاي پيگيري كند. چک آپ هاي دورهاي بازيکنان ميتوانند کمک موثري در اين راه باشند.
نقش مربي بدنساز
از عوامل پارگي رباط آ.س.ال فاکتور آمادگي بدني از جمله فاکتورهاي مهمي است که ميتواند بر روي اين مصدوميت تاثيربگذارد. در اين مورد مطالعات و تحقيقات بعمل آمده نشانگر آن است که با اجراي تمرينات خاص (پيشگيري) مي توان شانس مصدوميت به پارگي اين رباط را کاهش داد. اين تمرينات که بنابه توصيه محققان حداقل 15-20 دقيقه طول مي کشد و شامل حرکات درتي، پليومتريک و بالانس مي باشد. توصيه بر اين است که در طي هر هفته حد اقل 2 جلسه تمرکز خاصي بر روي اين تمرينات گذاشته شود. در ضمن قابل تذکر است که تنوع در اين تمرينات و غير قابل پيش بيني بودن تمرين و جهت حرکت در اين نوع تمرينات از جمله فاکتورهاي موثر در پيشرفت اين تمرينات محسوب ميشوند. چراکه نه تنها تمرين عضلات براي بالا بردن کيفيت قدرتي آنها بلکه رفلکس و سرعت واکنش عضله به فرمان دريافتي از مرکز اعصاب حرکتي نيز سهم بسزايي در پيشگيري مصدوميت و پارگي اين رباط را دارد. با تمرينات واکنشي ميتوان ديواره هاي اعصاب حرکتي (غلاف هاي آکسني) را به مرور زمان ضخيم تر کرد. اين کار باعث تسريع پيام رساني اعصاب حرکتي خواهد شد و قدرت واکنش بازيکن به يک موقعيت از پيش تعيين نشده را بالا خواهد برد. به اين صورت سنسورهاي موجود در اعضاي حرکتي اطلاعات مورد نياز را از مرکز اعصاب حرکتي به موقع به اعضاي حرکتي مي رساند تا بدون وقفه واکنش مورد نياز صورت بگيرد.
بنابراين تا حد ممکن بازيکنان را با تمرينات متنوع که ميکسي از سرعت، قدرت، جهش، بالانس و... ميباشد آشنا کنيد.
نقش پزشک تيم
درقلب رفتارهاي فيزيکي بستري از فيزيولوژي قرار دارد که ناديده گرفتن آن تمامي زحمات از پيش کشيده را به باد خواهد داد. بدن بازيکن بر اثر فشارهاي وارد شده در طي تمرينات و يا مسابقه ها تحت تغييرات فيزيولوژيکي قرار ميگيرد که در طي آن بدن در واکنش به نياز هاي خود شروع به تخريب بافت هاي عضلاني ميکند تا به انرژي مورد نياز خود دست پيدا بکند. پس از اين تخريب بدن شروع به دوباره سازي ميکند (ريکاوري).
اين دوباره سازي تنها تحت شرايطي ويژه صورت مي پذيرد. محيا نکردن اين شرايط باعث ريکاوري ناقص و حتي انباشتگي فرسودگي بافت (از جمله عضلات) ميشود. بنابراين حتي اگرسرتا پا مسلح به تمرينات پيشرفته بدنسازي شويم اما اصول ريکاوري صحيح را نديده بگيريم مطمئنا در مقطعي از فصل ناخواسته به ويروس مصدوميت خوش آمد خواهيم گفت.
پزشک تيم با جمع آوري اطلاعات لازمه مربوط به خصوصيات فيزيولوژيکي بازيکنان و مونيتور کردن تغييرات بعمل آمده پس از تمرينات و مسابقه ها مي تواند از ريسک گريبانگير شدن بازيکنان به مصدوميت هايي از قبيل پارگي رباط آ.س.ال بکاهد.
در کنار تحقيقات بعمل آمده در مورد فاکتورهاي فيزيکي و فيزيولوژيکي به تاثيرات کيفيت زمين بازي (چمن طبيعي يا مصنوعي) و نوع کفش استفاده شده نيز اشاره شده که به نظر ميرسد که اين عوامل شايد تاثيرگذار باشند ولي باعث پارگي اين رباط نميتوانند باشند.
چراکه اگر بازيکن در سطح آمادگي ايده آل و برتر خود باشد رباط صليبي آ.س.ال آخرين عضوي خواهد بود که تحت فشار و ريسک مصدوميت قرار خواهد گرفت. به عبارت ديگر اگر ترمز ماشين به خوبي کار نکند و شما براي ايستادن ماشينتان پي در پي مجبور به استفاده از ترمز دستي بشويد بدون شک ترمز دستي دير يا زود دچار اصطحلاک شده و از کار در خواهد آمد چراکه ساختار ترمرز دستي براي استفاده مکرر نبوده ودراصل براي کاستن سرعت از آن استفاده نميشود. رباط هاي صليبي نيز همانند ترمز دستي براي مواقعي ساخته شده اند که دستگاه عضلاني ما قادر به کنترل ومهار کردن نيروهاي وارده به زانو نيستند.
در عين حال رعايت اصول يادآوري شده از چک آپ هاي دوره اي تا تمرينات پيشرفته و تغذيه و ريکاوري صحيح هيچکدام به ما اين گارانتي را نميدهند که بازيکنان ما گرينبانگيرپارگي اين رباط نخواهند شد. تنها گارانتي کاهش درصد احتمال رويارويي با اين کابوس زمين سبز مي باشد.


