صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

کرانچار: کاشانی نتیجه می‏خواهد

من و آقاي کاشاني از دو جنس مختلف هستيم. من براي مربيگري ساخته شده ام و ايشان براي مديريت. من نمي توانم در مورد مسائلي که مربوط به شرح وظايف ايشان است اظهار نظر کنم، همان طور که يک مدير حق ندارد وارد برنامه هاي سرمربي اش شود!
کد خبر: ۷۷۸۰۵
| |
2057 بازدید

او براي استراحتي سه روزه ايران را ترک کرد و وقتي برگشت با اعلام رسمي حبيب کاشاني در مورد ضرب الاجل به او براي پايان همکاري با وي در صورت از دست دادن پيروزي مقابل پاس همدان روبه رو شد. پيدا کردنش راحت نيست، اما حرف زدن با او در اين روزها از آرامش وي حکايت دارد. آرامشي که در دل بسياري از مربيان کروات مي توان يافت.

مصاحبهقدس با کرانچار که يک روز پيش از ديدار با پاس همدان گرفته شد را ملاحظه مي کنيد:

******
* شايد بدانيد از روزي که پاي تان را به ايران گذاشتيد خيلي ها ثانيه شماري را براي اخراجتان آغاز کردند. کساني که باور دارند زندگي کردن مربي خارجي در فوتبال ايران کم و بيش غيرممکن مي شود!
** اين اتفاق عجيبي نيست. هر مربي طول عمر مشخصي در يک تيم دارد. بعضي ها مي آيند و خيلي زود مي روند و بعضي ها هم چند سالي در تيم مي مانند و گرنه همه مربيان همان طور که يک روز جاي کسي را پر کرده اند بايد يک روز از هم تيم جدا شوند و جاي خودشان را به مربي بعدي بدهند.

* ولي مربيان خارجي زمان کمتري براي نشان دادن خودشان دارند.
** طبيعي است. من مي توانم اين مسأله را براي خودم به شکلي منطقي حل کنم. پرسپوليس مي توانست گزينه هاي زيادي از داخل ايران براي هدايت تيم خودش داشته باشد. اما به سراغ يک مربي بين المللي رفت، چون مي خواست خيلي زود تحول را در تيمش ببيند. پس وقتي نتيجه نمي گيرد، يا به عبارتي بايد بگويم وقتي خيلي زود نتيجه نمي گيرد، در تصميم خودش تجديد نظر مي کند. مربيان غيربومي هميشه محکوم هستند.

* در همه جاي دنيا؟
** نه! ولي اين عموميت بيشتري دارد. وقتي به تهران مي آمدم مي دانستم چند روز وقت دارم و وارد چه فضايي مي شوم. اگر به کار خودم اعتماد نداشتم، هرگز وارد چنين ريسک خطرناکي نمي شدم.

* براي کسي که در جام جهاني مربيگري کرده است پرسپوليس خطرناک نيست!
** اتفاقاً اشتباه فکر مي کنيد. اگر شما در جام جهاني شکست بخوريد و اخراج شويد توجيهات زيادي وجود دارد. شما مقابل بهترينهاي دنيا باختيد، ولي وقتي اين اتفاق در يک ليگ آسيايي مي افتد، خب ديگر هيچ توجيهي وجود نخواهد داشت. من با وجود تمامي مشکلات اين ريسک را قبول کردم.

* شايد به اين دليل که از نظر مالي براي زلاتکو کرانچار بسيار ايده آل بود.
** بسيار ايده آل؟ نه! من آدم دروغگويي نيستم. ادعا نمي کنم براي من مبلغي که در قراردادم نقش مي بندد هيچ اهميتي ندارد، ولي نمي توانم قبول کنم که همه دليل من از اين انتخاب فقط پول بود. مربي مثل من هميشه بخت کار کردن را دارد، ولي من دنبال هر کاري نمي روم. مي شنيدم که مربيان زيادي از کرواسي به ايران سفر مي کنند. شايد نوعي حس ماجراجويي مرا تحريک مي کرد که ببينم ايران چه فضايي براي کار دارد.

* حتماً با دوستان سابقتان هم مذاکره کرديد. ميروسلاو بلاژويچ و برانکو ايوانکوويچ!
** فرصت کافي براي حرف زدن نداشتم. اما سعي کردم هرآن چه برانکو در مورد اين فوتبال مي داند را از او بيرون بکشم. به هرحال گمان مي کنم 6 سال زندگي ايوانکوويچ در ايران مي توانست گنجينه ارزشمندي براي من باشد. من با اطلاعات وارد تهران شدم.

* لابلاي حرفهاي شما تناقض مي بينيم. شما حدود سه سال در هيچ تيمي مربيگري نکرديد و بعد ناگهان در حالي سرمربي پرسپوليس شديد که اين تيم کمتر از يک هفته بعد بايد در ليگ حاضر مي شد. نه کسي را مي شناختيد و نه بازيکني را آورده بوديد. چطور مي گوييد تنها دليل شما براي حضور در پرسپوليس قراردادتان نبوده؟
** من اسمش را مي گذارم ماجراجويي!

* با تيمي که حتي نمي توانستيد اسمش را در روزهاي اول تلفظ کنيد!
** ولي مي دانستم پرهوادارترين تيم ايران است. اين را برانکو بارها به من تأکيد کرد.

* از بحث اصلي دور نشويم. روز اولي که به ايران آمديد گمان مي کرديد تا امروز در اين تيم دوام بياوريد؟
** تا امروز؟ من حداقل هدفم در ايران رسيدن به ليگ قهرمانان باشگاههاي آسيا بود. هنوز هم هست. وقتي به تهران آمدم، به هيچ کس قولي براي قهرماني ندادم. گفتم من مي خواهم و مي توانم قهرمان هم باشم. ولي فوتبال چيزي نيست که شما بتوانيد مثل نوستراداموس در موردش حرف بزنيد. هيچ پيش بيني در مورد فوتبال دقيق نيست. پس من قولي در مورد قهرماني ندادم. مي دانستم بايد شديد کار کنم. خيلي زياد و با جديت. بازيکناني را مي ديدم که برانکو تا حدودي آنها را برايم تشريح کرده بود. بسيار مستعد، اما کاملاً غيرحرفه اي! تازه فهميدم که من در ايران وظيفه بزرگتري دارم. چيزي که مثل قهرماني ماندگار باشد. من خواستم روي فکر بازيکنان کار کنم.

* البته تصور مي کنم اين حرفها را هم از برانکو ياد گرفته باشيد. انگار به شما هم ياد داده که خيلي خوب به ما بفهمانيد که مربيان کروات نوعي فرشته نجات هستند که مي آيند به بازيکنان ايراني فوتبال را بفهمانند!
** من در مورد مربيان هموطنم حرفي نزدم. گفتم بايد قبول کنيد که بازيکنان ايراني هم ضعفهايي دارند که بايد برطرف کنند. من مي ديدم بازيکنان در دقايق مختلف روحيات مختلفي در زمين دارند! اين نشان از تفکر غيرحرفه اي بازيکنان حکايت دارد.

* پس به ايران آمديد تا بازيکنان فوتبال ما را تربيت کنيد. نمي خواهم وارد اين بحث شوم چون به درازا مي کشد. پرسپوليس شما را در طول فصل و در آستانه مهمترين بازي کنار گذاشت و حذف کرد. اما دوباره شما برگشتيد و روز بازي داربي روي نيمکت نشستيد. اين به غرور حرفه اي شما ضربه نمي زد؟
** من اخراج نشدم. آن يک دعواي خانوادگي بود يا بهتر است بگويم تلاش بعضي از مديران باشگاه براي خودنمايي و ابراز قدرت! شايد بايد من هم در اين ميان گوشه اي از اين بار را تحمل مي کردم.

* منظورتان دعواي انصاري فرد با حبيب کاشاني است؟
** نمي خواهم از کسي اسمي بياورم. آن روز مشکلاتي داشتم و اکنون با مشکلاتي ديگر روبه رو هستم. من بايد تقريباً هر روز با مشکلاتي خاص بجنگم!

* اوضاع با رفتن انصاري فرد و آمدن کاشاني بهتر نشد؟
** (کمي فکر مي کند) ما مثل يک موج هستيم. به سمت جلو حرکت مي کنيم و سر و صداي زيادي راه مي اندازيم. حرکت پر پيچ و خمي داريم که در طول مسير تغييرات زيادي ايجاد مي کنيم و البته تغيير هم مي کنيم. اين داستان ما در پرسپوليس است. ما حرکت زيبايي داشتيم، اما بسيار خطرناک بود و آزاردهنده. من در اين فصل روزهاي متفاوتي را ديدم. روزهايي که مديرعامل همه چيز را به گردن من انداخت و من توسط مردي که حتي تاکنون يک بار هم او را نديده بودم در تيم ماندم. شما بگوييد... آيا عجيب نيست؟

* حالا همان مرد هم به شما هشدار نهايي را داده که در صورت نتيجه نگرفتن در بازي بعدي مقابل پاس از کار برکنار مي شويد.
** مي توانم اين را بگويم که من در هر بازي فقط به آن مسابقه مي انديشم و بس! اکنون براي من پيروز شدن در بازي از هر چيزي مهمتر است و سعي مي کنم فکرم را به چيزي غير از اين مشغول نکنم.

* خب اين هم با اصل گفته هايتان در تضاد است. گفتيد در ابتداي حضورتان هدفي داشتيد مثل تغيير تفکر بازيکنان. چيزي که بي گمان فقط در يک بازي به دست نمي آيد و يک فرآيند بلندمدت است. ولي بعد ادعا مي کنيد در هر بازي به نتيجه همان مسابقه فکر مي کنيد.
** دقيقاً. من اين دو را با هم آميخته ام. يعني سعي مي کنم بازيکن را تربيت کنم که در هر بازي به اهدافي که تشريح شده فکر کند. اهداف ما همان تفکر حرفه اي است که بايد در ذهن بازيکن آرام آرام نقش ببندد. برنامه من اين نبود که ناگهان همه چيز را تغيير دهم و در عين حال مي دانستم بازيکناني دارم که از هوش بالايي سود مي برند.

* همين بازيکنان باهوش مي دانند اين شايد آخرين فرصت کرانچار باشد.
**... و شايد آخرين فرصت خودشان! اگر من بروم شايد مربي بعدي به آنها اطمينان کاملي نداشته باشد. ما همه با هم هستيم. پس اگر يکي از ما جدا شود، ممکن است بقيه هم ضرر کنند. من البته سعي مي کنم زياد فکر و ذهن خودم را درگير موضوع بودن يا نبودن خودم در تيم نکنم. من يک حرفه اي هستم و مي دانم هر مربي روزي مي آيد و روزي مي رود. تا وقتي هستم کارم را با تمام وجود انجام مي دهم. هر صبحي که خورشيد از آسمان طلوع مي کند مي تواند آخرين روز کاري يک مربي باشد و البته هر روزي که مربي از خواب برمي خيزد بايد يک برنامه جديد براي موفقيت تيمش داشته باشد.

* چند سؤال خاص. اول اينکه اگر قرار باشد جاي شما و حبيب کاشاني تغيير کند و شما در مورد کادر فني تيم تصميم بگيريد آيا باز هم براي زلاتکو کرانچار بازي با پاس را آخرين فرصت تعيين مي کنيد؟
** من تا اين لحظه هيچ ضرب الاجلي از مدير دريافت نکرده ام. اين اولين توضيحي است که بايد به شما بدهم. مسأله دوم هم اين است که من و آقاي کاشاني از دو جنس مختلف هستيم. من براي مربيگري ساخته شده ام و ايشان براي مديريت. من نمي توانم در مورد مسائلي که مربوط به شرح وظايف ايشان است اظهار نظر کنم، همان طور که يک مدير حق ندارد وارد برنامه هاي سرمربي اش شود!

* به نظر مي رسد پاسخي دوپهلو داديد! حبيب کاشاني در مسائل فني دخالت مي کند؟
** به هيچ وجه! او به من آزادي عمل کافي داده و در عين حال هم از من نتيجه مي خواهد. احساس مي کنم در اين زمينه توانستيم تعامل خوبي با هم داشته باشيم.

* ولي تصور کردن و رؤياپردازي غيرممکن نيست. پس باز هم مي خواهم با هم همين رؤياپردازي را ادامه دهيم. اگر کرانچار را اخراج کنند و بعد از او بخواهند سرمربي جانشين خودش را انتخاب کند چه کسي را معرفي خواهد کرد؟
**(مکث مي کند) من نمي توانم به چنين سؤالي پاسخي بدهم. من مربيان ايراني را نمي شناسم.

* شما مقابل همه تيمهاي ليگ بازي کرديد. پس به شناختي نسبي از تيمهاي حريف و تفکر مربيانشان رسيده ايد!
** نه! اين مقدار شناخت کافي نيست.

* ولي حسين عبدي را هم معرفي نمي کنيد!
** اين برداشت شخصي شماست! من و حسين همکاران خوبي براي هم هستيم.

* ولي خيلي ها معتقدند با هم تعامل خوبي نداريد. مثلاً در مورد اشپيتيم آرفي. عبدي به بازي او اعتقاد کامل دارد و شما اصلاً او را نمي پسنديد.
** اين اختلاف سليقه ها در هر تيمي هست. ما سعي مي کنيم با هم به يک نقطه نظر مشترک برسيم. در حالي که گمان مي کنم حسين بايد هنوز چيزهاي زيادي ياد بگيرد. او استعداد خوبي دارد و بي شک يکي از بهترين مربيان ايراني خواهد بود.

* اين تعارفات را کنار بگذاريد. حقيقت کمي با چيزي که مي گوييد در تضاد است!
** اگر شما حقيقت را اين گونه مي خواهيد که ما با هم مشکلي داريم پس بايد بگويم من چنين چيزي نمي گويم. چون اين يک داستان خيالي است! اما بايد اين مسأله را هم متذکر شوم که هميشه در هر تيمي اين سرمربي است که بايد جوابگوي هوادار و مديرعامل باشد. پس من بايد حرف آخر را بزنم.

* حتما شنيده ايد که حبيب کاشاني اعتقاد خاصي به حميد استيلي دارد؟
** او را زياد نمي شناسم.

* چه کسي را مي شناسيد؟ بدون ترديد حرفهاي شما را بايد باور کنيم. چون شنيده ايم شما زياد فيلم بازي حريفانتان را آناليز نمي کنيد. پس نمي توانيد از مربيان حريف شناخت خوبي به دست آورده باشند. ولي بد نيست بگوييم حميد استيلي همان مربي جواني است که پرسپوليس را در تهران با استيل آذين شکست داد.
** تيمهاي ديگري هم ما را شکست دادند. مثلاً مربي استقلال اهواز هم به اين نتيجه رسيد. آيا تمام آنها بايد جاي مرا بگيرند؟ اين استدلال را قبول ندارم!

* اين استدلال را که استيلي يکي از دوستان نزديک حبيب کاشاني است را چطور؟
** اين در دايره اختيارات من نيست که در چنين زمينه هايي صحبت کنم. آقاي کاشاني مي تواند با هر مربي يا بازيکني رفاقتي صميمانه داشته باشد.

* و سؤال آخر! ما شما را تا کي روي نيمکت پرسپوليس مي بينيم؟
** به شکلي کار مي کنم که انگار قرار است تا آخر عمر مربي پرسپوليس باشم، هرچند مي دانم خيلي ها انتظار خداحافظي کردن با من در فرودگاه را مي کشند!

* مثلاً چه کساني؟
** شما گفتيد پرسش پيش آخرين سؤال بود!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟