چگونه هركول شويم؟!
مصرف عوامل نيروزاي دارويي و فيزيولوژيك (به كارگيري يك ماده يا روش) كه خارج از توان ژنتيك و اثرات تمريني باشد اصطلاحا دوپينگ ميگويند.
به نوشته تهران امروز؛ دوپينگ، بازي عادلانه، قانوني و جوانمردانه را از روند طبيعي ورزش فوتبال خارج ميكند و در كوتاهمدت يا درازمدت براي سلامتي ورزشكار مضر است.
اين پديده در واقع نوعي خودزني تدريجي محسوب ميشود. با توجه به برگزاري ساليانه بيش از 100 مسابقه در سال براي ورزشكاران حرفهاي كه آنها را مجبور ميكند تمرينات شديد و سختي را تحمل كنند و از طرفي اشكالات اساسي در برخي تمرينات غيرعلمي و دانش ضعيف بعضي مربيان در دوران آمادهسازي و فصل مسابقه (در اوج فوتبال حرفهاي در سال 2008 هنوز هم شاهد هستيم كه پرطرفدارترين تيم پايتخت را در اوج مسابقات به تپههاي داووديه ميبرند)، مشاوره و راهنمايي غلط به قهرمانان و تفكرات اشتباه برخي ورزشكاران و پولهاي هنگفتي كه در ورزش حرفهاي هزينه ميشود، گرايش به استفاده از مواد نيروزا را به عنوان يك شيوه كه عمدتا منشأ پزشكي و بيوشيمي دارد، به يك معضل بينالمللي تبديل كرده است.
براساس قوانين آژانس جهاني ضددوپينگ (WADA) عوامل نيروزا به پنج دسته طبقهبندي ميشوند:
1 - عوامل دارويي (داروهاي تقويتكننده عملكرد مثل آنابوليك و داروهاي محرك)
2 - عوامل فيزيولوژيك (دوپينگ خون)
3 - عوامل تغذيهاي (مكملهاي غذايي غيرمجاز)
4 - عوامل رواني (مثل هيپنوتيزم)
5 - عوامل مكانيكي (مثل پوشاك و تجهيزات)
در رشته فوتبال بر حسب نوع استفاده از سيستمهاي انرژي و نيازهاي مسابقه به برخي فاكتورهاي آمادگي جسماني موارد رويكرد به مواد نيروزا با ساير رشتهها تفاوت دارد كه برحسب پروتكلهاي بيولوژيك و سيستمهاي عملكردي در جريان فعاليتهاي بدني به اين صورت دستهبندي ميشوند:
محركها
مواد محرك با تاثير بر دستگاه اعصاب مركزي، عملكرد ورزشكار را بهبود بخشيده و موجب افزايش حالت رقابتي و قدرت ميشوند. از طرف ديگر افزايش فعاليت آدرنژيك ناشي از مصرف اين مواد ميتواند فشار خون سرخرگي و تحريكپذيري قلب را افزايش دهد. آمفتامينها، كافئين، افدرين، كوكائين، سالبوتامول، تربولين، مزوكارب، اكسي متازولين و داروهاي منقبضكننده عروق مثل آدرنالين جزو اين دسته هستند كه موجب كاهش سطح اسيد لاكتيك در عضلات، تحريك سيستم تنفسي و عروقي، تاخير در خستگي و افزايش سطح عملكرد در هنگام مسابقه ميشوند.
هورمونهاي پپتيدي و مصنوعات هورموني
با توجه به اينكه مصرف هورمونهاي صنعتي در بين ورزشكاران روبهرشد است، امروزه روشهاي استاندارد براي تشخيص آزمايشگاهي اين مواد در نمونههاي ادراري وجود ندارد چرا كه سازندگان اين داروها با استفاده از تكنيكهاي مهندسي ژنتيك ميتوانند ملكولهاي مشابه هورمونهاي درونزا توليد كنند كه مهمترين آنها عبارتنداز:
الف: هورمون ارتيروپويتين (EPO)
اين هورمون تعداد سلولهاي قرمز خون را تنظيم ميكند، از كبد ترشح شده و با رفتن به مغز استخوان باعث تحريك توليد گلبولهاي قرمز خون ميشوند. ورزشكاران فوتبال از اين هورمون براي افزايش اكسيژنگيري عضلات و زمان بيشتر دويدن استفاده ميكنند. ارتيروپويتين حجم حمل اكسيژن از ريه به بافتها را زياد ميكند. هر چند اين هورمون به طور طبيعي در هنگام تمرين در ارتفاع يا تمرينات استقامتي با كيفيت در بدن ساخته ميشود ولي فوتباليستها به صورت قابلتوجهي از آن استفاده ميكنند.
ب: هورمون رشد انساني (HGH) و هورمون عامل رشد شبه انسولين
اين هورمون باعث تحريك رشد، تحريك توليد پروتئين، تجزيه چربيها، افزايش توده غيرچرب بدن و افزايش ذخاير گليكوژن و ذخاير انرژي براي بالا بردن توان ورزشكار ميشود.
عوامل آنابوليك
اثر عمده استروئيدهاي آنابوليك تقويت روند توليد پروتئين و افزايش توده عضلاني ورزشكاران است. اين اثر به ويژه در پسران و زنان در هر سني بيشتر از مردان بالغ قابل مشاهده است. افزايش قدرت، ميل تهاجمي، رقابت و دوندگي مداوم از مزيتهاي استفاده از اين مواد است.
چنانچه نسبت غلظت ادراري تستسترون (T) به اپيتستسترون (E) يك فوتباليست شش به يك باشد، نتيجه آزمايش دوپينگ مثبت تلقي ميشود. تجمع آب و نمك و ادم، بالا رفتن فشار خون در اواخر مسابقه، گرفتگي عضلاني و ضعف مفاصل و رابط و رباطهاي صليبي از نشانههاي باليني مصرف اين مواد است. ناندرلون، تستسترون، متان، دينون، آندروستن، ديول و ديون و... جزو داروهاي اين خانواده هستند.
دوپينگ خون
خون غني شده خودي يا غيرخودي از يك گروه خوني كه در هنگام تمرين در ارتفاع يا شرايط آمادگي بالا در تمرينات گرفته شده و حاوي مقادير زيادي از گلبولهاي قرمز است، نزديك مسابقه تزريق ميشود و باعث افزايش و تقويت سطح عملكرد ورزشي و تاخير در خستگي در اواخر مسابقه كه بر اثر مواد افزاينده حجم پلاسما است ميشود. تغيير تركيب غلظت و تركيب مواد سرم تشكيلدهنده خون (هموگلوبين يا همان نوكريت) باعث شناسايي اين دوپينگ ميشود. تكنولوژي و سيستم پزشكي و طبي نگهداري خون گرفته شده تا روز مسابقه در اين نوع دوپينگ بسيار مهم است.
بنابلوكرها
بنابلوكرها حركات عصبي و تعادلات هيجاني را كنترل ميكنند. در ورزشهايي كه نياز به كار عضلاني با شدت كم، سطوح بالاي تعادل و تمركز حواس، كاهش اضطراب و لرزش، كاهش ضربان قلب و فشار خون سرخرگي و باعث بهبود عملكرد در ورزشهاي خاصي ميشود، بيشتر مورد استفاده غيرمجاز دروازهبانها قرار ميگيرد. نادولول، لايتالول، الپرانولول، موتالول و... جزو اين دسته هستند.
مواد مخدر
موادمخدر به بهانه ايجاد آرامش، كاهش درد و صدمات ورزشي و مهار آسيب مصرف شده ، باعث وابستگي جسمي و اعتياد و نهايتا ضعف ساختار عصبي- عضلاني و كاهش راندمان عملكرد ورزشي ميشود. مرفين، هروئين، متادون، پتيدين، پنتازوسين و... از اين دستهاند كه سريعا قابل رويت هستند.
در فوتبال ما نمودارها و آمار و اطلاعات در رابطه با گرايش به دوپينگ گوياي خيلي از واقعياتي هستند كه ريشه در دوران آمادهسازي و اشكالات شديد در شرايط جسماني بازيكنان دارد. وقتي بدن تحمل فشار مسابقات فشرده با كيفيت مستمر در سطح بالا در طول سال را ندارد، دوپينگ براي آماده نگه داشتن بازيكنان، اولين و آسانترين راه به نظر ميآيد.
تجارب و نتايج ضعيف دور برگشت ليگ برتر سال گذشته و عملكرد نه چندان خوب چهار تيم باشگاهي سهميه آسيايي، برآيند آماري دور رفت ليگ برتر از بازي هشتم تا هفته چهاردهم، سطح دوندگي ميانگين 7.5 كيلومتري بازيكنان فوتبال ما، نمودار ضعيف كيفي فني و جسماني در دور رفت، نشان ميدهد از تعداد كل بازيكنان حاضر در ليگ برتر در سال 88 چهار نفر در گروه A،0 2 نفر در گروه B، 125 نفر در گروه C و 284 نفر در گروه D قرار دارند. در ليگ 18 تيمي كه چهار نماينده در باشگاههاي آسيا دارد، فقط چهار بازيكن كيفيت لازم در حد استانداردها را دارند!
اين برآيندها و آمارها نشان ميدهد كه براي جبران شرايط سطح بالاي جسماني امكان گرايش به مواد نيروزا به عنوان گزينهاي جدي در جامعه فوتبال به صورت موج نگرانكنندهاي مطرح شده است.


