صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نظرات خوانندگان و آه رضایی

علی احمدی
کد خبر: ۷۵۸۲۴
| |
9698 بازدید
کنار محسن رضایی نشسته بودم یک نفر اظهار نظرهای خوانندگان تابناک مربوط به مصاحبه ایشان که در آن سایت منتشر شده بود را به دست اش رساند . به من گفت ببخشید وشروع به مطالعه آنها کرد چند دقیقه ای گذشت. دیدم چهره اش گرفته شد وبعد ناخودآگاه آهی کشید، گفتم اتفاقی افتاده است؟ تاملی کرد و گفت:" با این انسان های پاک اما احساسی ما تا پنجاه سال دیگر هم توسعه پیدا نمی کنیم. می ترسم که با نبود نهادهای سیاسی واجتماعی درجامعه ما، آدم های کلاهبردار و عوامفریب از احساسات مردم سوء استفاده کنند و با همین شیوه وقت و زمان طلایی مردم رابه هدر بدهند." کامنت ها راگرفتم تعدادی راخواندم .گفتم خیلی ها هم که ازمصاحبه شما تعریف کرده اند . در پاسخ گفت: " منظورم باهردوگروه هست وقتی خوش آمدن و بد آمدن ما از افراد جنبه احساسی داشته باشد، راهی طولانی تا رسیدن به آرمانهایمان درپیش داریم." و در ادامه اضافه کردند:"البته همین احساسات یک انقلاب دهساله رادوساله به پیروزی رساند ویک جنگ بیست ساله را هشت ساله باموفقیت قرین کرد. لذا می توان گفت که احساسات هم پلکان ترقی ملت ماست وهم میدان مین اوست ".
 
دکتر رضایی با لحنی توام با حسرت ادامه داد: " احساسات مردمی درمسائل خارجی وملی، پلکان پیشرفت است ولی درتوسعه ومسائل داخلی میدان مین است به همین دلیل است که برخی از دشمنان عاقل ملت ما، می گویند با ایرانیان وارد جنگ نشوید، چون در این شرایط متحد می شوند و همه با هم به صحنه می آیند و اختلاف ها را فراموش می کنند. ولی درمسائل داخلی چی ؟ می گویند آنها رابه حال خود بگذارید، چون همدیگر را له می کنند بعد که ضعیف شدند چند نفر راه می اندازیم آنهارا سرنگون می کنیم مگر درمشروطه همین طور نشد ؟ مگر درملی شدن صنعت نفت اینگونه نشد ؟ رضاخان و سپهبد زاهدی کار مهمی نکردند دوگروهی که به جان هم افتاده بودند و همدیگر را تضعیف وانقلاب مشروطه وملی شدن صنعت نفت را به لبه پرتگاه رسانده بودند از لبه پرتگاه هل دادند و سقوط کرد. امروز زن و مرد می آیند درخیابان ها پلیس هم آنها را با باتوم می زند. خارجی ها هم عکس وفیلم می گیرند و کف می زنند. آنها که ازاین دعوا حمایت می کنند لقب شجاعت می گیرند کسی که می گوید وحدت داشته باشید وقانون رامعیار قرار دهید، مراقب باشید دشمن درکمین است ترسو و منافق لقب می گیرد." کامنتها را از من گرفت، تا کرد و درجیب خود گذاشت . رو به من کرد و با لحنی که حزن و صداقت در آن موج می زد گفت: "دعا کنید شهید شوم، آبروی من که درانتخابات وپس ازآن کاری نکرد شاید خون من کاری بکند."

تحت تاثیر ایشان واقع شدم و بهتر است بگویم احساساتی شدم، دست به قلم بردم و این مطالب را نوشتم که درسایت منعکس شود. به اصل مصاحبه ایشان درمجله پنجره و متن موجود شده دردفتر ایشان مراجعه کردم.

اولا متوجه شدم که بخشی ازمصاحبه ایشان که به نقد تندروی برخی از مدعیان ولایت اشاره کرده بود حذف شده است . ثانیا درحاشیه مصاحبه ایشان هم فضا سازی های بیست سال اخیر که ایشان نظامی است و رای ندارد و هر چند ایشان را با برنامه ترین می دانند ولی مردم روی خوش نشان نمی دهند، پرداخته وقلم فرسایی شده بود. به مظلومیت ایشان بیشتر پی بردم و تعجب از اینکه چه ترسی از او دارند که به این صورت با او برخورد می کنند. انگیزه ام بیشتر شد که مقداری درباره رفتارهای محسن رضایی بگویم .

اول می خواهم نکته ای که دررفتار ایشان دیده شده است و در برخی از کامنت ها به آن اشاره شده بود را بازگو کنم .

"یکی به نعل ویکی به میخ"

من شاهد بوده ام که محسن رضایی درطول این چند ماه آرامش نداشت و در ایجاد آرامش و وحدت و کمتر شدن درد و رنج مردم تلاش های زیادی کرد. از یک طرف از مردم و از طرف دیگر از نظام دفاع می کرد.

دهها نفر بی گناه راکه اشتباهی بازداشت شده بودند آزاد کرد و از طرف دیگر از مردم می خواست که کسی به نیروی انتظامی و بسیج حمله نکند. علیه نظام شعار ندهند.

ایشان می توانست سکوت کند وکاملا کنار بکشید وخودرا درگیر مسائل نکند ولی، از یک طرف در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری شرکت کرد و از طرف دیگر از رئیس قوه قضائیه خواست که دادگاه دوم را برای نیروهای متخلف و لباس شخصی هایی که به کوی دانشگاه حمله کرده بودند تشکیل دهد. از یک سو به نظر شورای نگهبان تمکین کرد ـ هرچند که معترض بود ـ واز دیگر سوی کمیسیون ملی انتخابات را مطرح کرد. از یک طرف از مردم دفاع می کند و از طرف دیگر از نظام . کسی که منطق محسن رضایی را و به خصوص سابقه ایشان را نمی شناسد فکر می کند که ایشان یکی به میخ می زند و یکی به نعل. یک روز به شوخی به ایشان همین مساله راگفتم. پاسخ داد: " خودم هم شنیده ام" و با حالتی کنایه آمیز گفت: "آخر چه کارکنم که هم میخ و هم نعل نیاز به کمک دارند. نعل کج شده باید صافش کرد و میخ هم ضربه می خواهد تا موثر شود."

ازجمله اصول ایشان این است که اگر یک نظام را قبول داریم باید از قانون آن که توسط نمایندگان مردم نوشته می شود و بالاتر از آن از قانون اساسی تبعیت کنیم. و یا آنکه ایشان معتقد است که، هدف سیاست، مردم هستند . اگر قانون بامنافع مردم تضاد دارد باید در اولین فرصت قانون را اصلاح کرد. ولی تا اصلاح نشده باید برای جلوگیری از هرج ومرج وبی قانونی به قانون گردن نهاد . البته شرایط جنگ و دفاع، قانون خودش را دارد.

"قانون ،اعتقاد وحق"

ایشان به نتایج انتخابات اعتراض کرد. و گفت که آراء مردم ناموس مردم است. تمام تلاش خود را کرد که از طریق قانونی ابهامات وسئوالات مردم را بیان کند تاحق کسی پایمال نشود. بعد که متوجه شد به دلیل پایان یافتن فرصت قانونی و عدم همکاری برخی از نهادهای حکومتی به نتیجه ای نمی رسد و پیش بینی می کرد که ادامه این کشمکش ها وضعیت امنیتی کشور رابه هم می زند چند ساعت قبل از اعلان نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان، ازادامه پی گیری های خود دست کشید. آن وقت از او می پرسیدیم شما اعتراضی نداری؟ می گفت: "قانون راچه کارکنم ؟ باید به قانون تمکین کنیم ولو هم اعتراض داشته باشیم. البته قانون راباید در اولین فرصت اصلاح کرد." وبعدا هم دیدیم که ایشان طرح کمیسیون ملی انتخابات را ارائه کرد. و روی آن هم ایستاده است. با وجود آنکه به ایشان اهانت های زیادی صورت گرفته ولی عقب نشینی نکرده است. یا آنکه گفت "نمی توانم همه دلایل رابگویم. آیا جامعه و مسئولان ظرفیت دارند که بگویم خطر در کمین است. البته در اطلاعیه ها سربسته اشاره کرده ام" با خود اندیشیدم که، اگر قانون وجلوگیری از خطرات معیار اداره کشور است ایشان درست عمل کرده و باید همانطور که جایزه اخلاق و برنامه را در انتخابات گرفت جایزه عمل به قانون و دوراندیشی را پس از انتخابات به او داد. اگر حق خواهی معیار باشد رفتار ایشان جای تامل دارد. البته باید روشن شود که، حق و یا قانون و حفظ کشور کدام درست است .

مصدق و کاشانی در اداره کشور اختلاف پیدا کردند. مصدق مجلس رامنحل کرد. درآن موقع خیلی ها او را تحسین کردند. شجاعت به خرج داده بود. احساسات حامی او بود . حق هم با مصدق بود. ولی قانون با مصدق نبود. نمی دانستند که بهترین بهانه را به دیکتاتورها داده اند. وقتی قانونی و مجلسی که نخست وزیر را تعیین کرده نباشد و مصدق بدون پشتوانه قانونی باشد اگر او را بردارند آب از آب تکان نخواهدخورد. ولی احساسات به مصدق می گفت حق با توست آیا در آن زمان یک آدم عاقلی نبود که به مصدق بگوید آقا جان حق در مقابل قانون باید تعظیم کند وکنار برود درغیر اینصورت بلایی از بی قانونی برسر این مملکت می آید که آن طرفش هم ناپیداست . البته این درست است که باید قانون را اصلاح کرد . نه آنکه چون قانون حق ما را نتوانسته احیا کند او را زیر پا می گذاریم . وهمین طور است اعتقاد وقانون . اگر ما به نتیجه قانون اعتقاد نداشته باشیم و قانون را زیر پا بگذاریم . بعدا بی قانونی است که رواج پیدا می کند . همه اعتقادات ما را درمعرض خطر قرار می دهد. البته نقد ونصیحت مجریان قانون هم حق است و هم قانون وهم اعتقاد عمومی جامعه وحکومت وباید باشد، حتی اعتراض هم حق است ولی درگیری و زد و خورد آن هم طولانی مدت و رها شده، چه حاصلی خواهد داشت؟
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۵۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
با سلام خدمت تابناکی ها
می شه اگه از کسی مطلبی رو چاپ می کنید در پاورقی عنوان شغل یا اطلاعاتی راجع به اون فرد بدید.مثلا من نمی دونم این آقای دکتر احمدی کی هستن.بیشتر راجع به نویسندگانتون اطلاعات بدید.ضمنا این اولین نظر من برای این سایت ساده اما پر مطلب هستش.امیدوارم بتونم با شما همکاری کنم یا حد اقل نظراتم رو منتقل کنم
با تشکر
ناشناس
|
Australia
|
۰۳:۳۹ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
اقای دکتر رضایی مثل یک پدر دلسوز و زحمتکش و البته درمانده صحبت کرده اند و آه کشیده اند!
چرا باید کار به اینجا می کشید؟! اقای رضایی واقعا همه نظرات را خوانده اند؟؟؟؟
اقای رضایی عزیز بهترین و درست ترین راه برای برون رفت از این موضوع، این است که با مردم صادق باشید و انها را درک کنید و به نظرشان احترام بگذارید....
ایا واقعا بزرگترین مشکل در حال حاضر احساساتی بودن مردم ماست؟! با ناامیدی و بی اعتمادی و.....
اگر بخواهیم واقعیات را نبینیم، راه به جایی نمی بریم و روز به روز وضعیت بدتر می شود، یه کاری بکنید لطفا!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۱۱ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
قانون اول بايد از طرف سران حكومت رعايت شود و الا هيچ نتيجه اي نخواهيم گرفت.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۸ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
خدا ان شالله شما رو برای ایران هرجور صلاح می داند حفظ و ذخیره گرداند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۰ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
سردار جنگ ديروز و سردار فكر و انديشه و عمل امروز.بهترين لقب براي دكتر رضايي است.بهترين گزينه براي انتخاب شدن بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۷ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
تیتر از این خاله زنکی تر؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۰ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
در عملیات بدر هنگام عقب نشینی آقا محسن همراه شهید صیاد شیرازی در جلوترین سنگر خط مقدم دیدم که نشسته بودند اکنون نیز آقا محسن در خط مقدم دفاع از کشور قرار دارد خدا یارش باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۱ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
رضائي خدا نگهدارت باشد اي خدمتگذار مردم و حامي واقعي ولايت كاش آدمايي مثل تو در اين كشور زياد بود تا كشورمان آبادتر و قدرتمند ميشد
ناشناس
|
United States
|
۱۰:۵۳ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
آقاي دکتر رضائي درود خدا بر شما فقط بگويم اميدوارم يک مو از سر شما کم نشود همين وبس .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
بی خود با احساسات مردم بازی نکنید مردم به دنبال محافظه کار نیستند دیگه باید حسینی برخورد کرد
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟