قهرمان بی نشان
با گذشت بیست و هفت سال از ربوده شدن حاج احمد متوسلیان در لبنان، هنوز آنچنان که باید ابعاد وجودی او برای هموطنانمان به ویژه نسل جوان تبیین نشده است. در این میان بیشترین سهم جامعه ما برای درک حاج احمد، مسئله ربوده شدن وی در لبنان و حسرت اطلاع از وضعیت این فرزند رشید وطن بوده است، چنانکه در مناسبت ها ی مختلف و سالگرد مفقود شدن این عزیز و سه تن از دیپلمات های کشورمان همواره شاهد تکرار روایت های یکسانی از زندگی و فعالیت های آنان هستیم.
10 آذر بیست و هفتمین سالروز مفقود شدن حاج احمد متوسلیان و سه تن دیگر از دیپلمات های کشورمان در لبنان بود، به همین بهانه دفاعيات حاج احمد متوسليان در بيدادگاه رژيم شاهنشاهي ،که بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی جنگ ایران و عراق است را در ادامه آورده ایم.
شيعه از ريشه شيع به معني پيرو هدف مشخص ميباشد.
اولين ندايي كه در صدر اسلام عليه مقام پرستي و خودكامگيها بلند شد نداي شيعه بود كه به پيروي از عدالت و تواضع و خشع علي عليهالسلام نسبت به مظلومان، سير خود را تعيين و تاكنون نيز اين خط مشي به وسيله پاسداران حقيقي مذهب حقه شيعه امتياز خود را نسبت به مذاهب مقام پرست و استعمارگر و استعمار شده چه با ظاهر اسلامي و چه غيره حفظ كرده است.
چه بسا مشاهدات تاريخ و حقايقي كه در طول زمان تا به حال به وقوع پيوسته، خود شاهد اين مدعاست كه همواره رهبران حقيقي شيعه حتي اندك زماني فرصت زورگويي واستثمار به مقام پرستان معاصر خود نداده و با نداي ـ ان الحياه عقيده وجهاد ـ پوزه آنان را به خاك فلاكت ماليده و همواره در اين راه پيروز واقعي بودهاند.
بلي شيعه بدين ترتيب از همان اولين قدم زور و توطئه، حق را گفته و حق را خواسته و به حق عمل كرده و هم در اين راه شهدايي داده تا به وجود ظلم شهادت دهند و هدف شيعه برانداختن ظلم و حب جاه و مقام اصلاح جامعه و جايگزين كردن عدل و فراهم نمودن محيطي سالم جهت كليه افراد جامعه است. چون ريشه فساد همانا مظالم ـ مقام پرستيها ـ نيرنگبازيها ـ گزارشهاي كذب و بروكراسيهاي مزورانه و پرونده سازيهاي دروغين جهت كسب ارتقاي پايه، درجه و امثاله ميباشد.
يكي از خصلتهاي شيعه برانداختن فساد و فاسد، و جور و جبار، مي باشد. آنان كه براي گرفتن ستاره به آسمان ميپرند و بعد از به دست آوردن و فرودآمدن مظلومان و ستمديدگان و مستضعفين را زير پاي خود خرد ميكنند از جمله فاسدان و جباران ميباشند و قرآن به صراحت در سوري شوري آيه 41 درباره اينان ميفرمايد: انما السبيل عليالذين يظلمون الناس و يبغون فيالارض بغير الحق اولئك لهم عذاب اليم. يعني تنها راه مؤاخذه بر آنهايي است كه به مردم ظلم مي كنند و در زمين بناحق فساد برمي انگيزند بر آنها در دنيا انتقام و در آخرت عذاب دردناك است.
در آيه 43 همين سوره ميفرمايد:
و من يضلل الله فما له من ولي من بعده و تري الظالمين لما رأ و العذاب يقولون هل الي مرد من سبيل. يعني هر كه را خدا گمراه كند ديگر جز خدا بر او هيچ ياوري نيست و ستمكاران را بنگري كه چون عذاب قيامت را به چشم ببينند در آن حال با حسرت و پشيماني گويند اي خدا راه به بازگشت به دنيا براي ما هست.
آيه 44 همين سوه و ترايهم يعرضون عليها خاشعين منالذل ينظرون من طرف خفي و قال الذين آمنوا ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يومالقيمه الا ان الظالمين فيعذاب مقيم. يعني آن ظالمان را بنگري كه به دوزخ مينگرند و در آن حال مؤمنان گويند آري زيانكاران آنها هستند آنها كساني هستند كه خود و خانواده خود را روز قيامت به زيان انداخته اند و اي مردم بدانيد كه ستمكاران عالم به عذاب ابدي گرفتارند و نيز قرآن ما را به رفع فساد وظلم و از بين بردن آنها در سوره انبياء آيات 12-13-14 فرا ميخواند و ميفرمايد: لا تركضوا و ارجعوا الي ما اترفتم فيه و مسا كنكم لعلكم تسئلون ـ قالوا يا ويلنا انا كنا ظالمين. فما زالت تلك دعويهم حتي جعلينا هم حصيداَ خامدين . يعني مگريزيد كه گريز فايده ندارد بلكه رو به خانههاي خود آريد و به اصلاح فسادكاريهاي خويش كه روزي ممكن است بازخواست شويد بپردازيد. در آن هنگام ظالمان به حسرت و ندامت گفتند واي بر ما كه سخت ستمكار بوديم و پيوسته همين گفتار حسرت بار بر زبانشان بود تا آن كه همه را طعمه شمشير مرگ و هلاكت ساختيم.
آيا رجعت از فساد به نيكي و اصلاح برداريم بايد فاسدان و ظالمان را بشناسيم و حيلهها و نيرنگهاي واهي آنها را دريابيم. براي اين مقصود و من باب نمونه، توصيه من اين است كه به پرونده پر از اتهامات كذب اينجانب مراجعه شود. اين اتهامات تماماَ دروغ و عاري از حقيقت است كه اينان با شكنجههاي سخت و طاقت فرسا و اعمال شنيع ضد انساني كه به جرأت مي توانم بگويم حتي در حيطه حيوان هم جايز نيست سعي كردهاند براي آنها از من اعتراف بگيرند. آيا مگر يك انسان چقدر قدرت تحمل دارد كه به همان صورت كه عرض شد شكنجه شده و به او انواع توهينهاي ركيك ناموسي و عقيدتي بشود.
من كه ديگر حتي تحمل خود را نداشتم، فكر كردم كه اين اعترافات هر بلايي كه به سرم ميآورند عيبي ندارد ولي مقابلم به دين و عقيده و ناموس و حيثيتم توهينهاي سفيهانه نشود. از اين لحاظ چيزهايي را كه آنان ديكته كردند من نوشتم و حال از آن رياست محترم تقاضا دارم كه جهت روشن شدن موضوع حتي براي خودم مداركي را كه به اصطلاح از من گرفته شده به عنوان جرم من در پرونده درجه گرديده در حضور دادگاه ارائه شود به دفاعيات شفاهي در اين مورد ادامه دهم.
در خاتمه با توجه به ايماني كه به وعده خداوند دارم كه فرموده: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا فيالارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين. يعني ميخواهيم منت بگذاريم بر كساني كه ضعيف نگهداشته شدهاند در زمين قرار دهيم آنان را پيشوايان و وارثين. از رياست محترم و قضات عظيمالشان كه در اين دادگاه حضور دارند تقاضامند است كه واقع بينانه و از روي عدل و حكم وجدان بيدار و بينظري كامل در اين مورد قضاوت نمايند.
ان الله يدافع عنالذين آمنوا ان الله لايحب كل خوان كفور. يعني همانا خداوند از ايمان آورندگان به حقيقت دفاع ميكند و خداوند هرگز خيانتكار و ناسپاس را دوست ندارد.
السلام علي من اتبع الهدي و دين الحق
برای انها که در حال حاضر زنده و در داخل هستند چه کار کرده ایم که برای ایشان بکنیم؟؟؟؟
جای این مرد با اراده توی این لحظه های حساس خالیه
اونایی که راست و حسینی طرفدار ولایت فقیه بودن.






