فوتباليست ها کجاي قانون هدفمندسازي اند؟
يارانه کنجد سنگک در جيب ستاره ها!
اقتصاددان نيستيم، چنانکه دولتمرد نيز؛ اما به عنوان يک شهروند ايراني، يک انسان متمول طرح هدفمندسازي و البته يک مخاطب فوتبال، به دولت توصيه مي کنيم که اگر نگران توزيع ناعادلانه يارانه هاست، اگر گمان مي کند نظام فعلي تقسيم يارانه ها به «عدالت» نمي انجامد و اگر گمان مي برد در نظام فعلي اقتصادي، به ناحق سبيل برخي ها چرب و چرب تر مي شود، گوشه چشمي هم به فوتبال داشته باشد.
کد خبر: ۷۲۶۶۰
| | 2377 بازدید
1 ) اين روزها بحثهاي فراواني درباره لايحه هدفمند کردن يارانه ها در فضاي سياسي- اقتصادي کشور رواج يافته است.
به نوشته قدس؛ دولت دهم مصمم است پروژه ناتمام اسلاف خودش در قوه مجريه پيشين را به سرانجام برساند و با از ميان بردن قانون فعلي توزيع يارانه ها، آن را طوري که صلاح مي داند و گمان مي برد عادلانه تر است بين مردم تقسيم کند.
گمانه زني هاي گوناگون، دامنه بحث را تا مرز رسيدن نرخ کالاهاي اساسي و مايحتاج اصلي مردم به قيمت آزاد و واقعي خودش پيش برده است و آنچه مسلم به نظر مي رسد، آن است که تمام مردم بايد با اراده دولت براي «آنچه عادلانه توزيع کردن يارانه ها» خوانده مي شود، کنار بيايند.
2 ) سيب زميني گران مي شود، مثل پياز، مثل نان، مثل بنزين، مثل گوشت، مثل آب بها يا پول گاز و برق و تلفن. شايد از اين به بعد لازم باشد براي خريدن 5 قرص نان سنگک براي تناول يک فقره آبگوشت خانوادگي، «ايران چک» خدمت آقاي نانوا پيشکش کني!
همه اين اتفاقات دارند رخ مي دهند تا جامعه به عدالتي که مد نظر مديرانش مي باشد، نزديک شود. در اين ميان، يک پرسش اساسي هم وجود دارد که گوشه ذهن فوتبالدوستان پيگير و علاقه مند را مي خراشد؛ دولت، کي قصد دارد يارانه هاي چند صد ميليارد توماني فوتبال بي خير و برکت ايران را از سرش باز کند؟!
ديري است که اين فوتبال ايستا، پس رو، ناموفق و سترون، «بار خاطر» دولت شده و گرداننده اصلي امور کشور را «تلکه» مي کند، بي آنکه در قبال اين همه رسيدگي، سر سوزن پيشرفتي نشان بدهد يا ذره اي جبران مافات کند. امروز که دولت محترم به هر دليلي که خودش مي داند و با هر جمع بندي که از طريق کارشناسان و صاحب نظران فن اقتصاد به آن رسيده، ترجيح مي دهد به باز توزيع يارانه ها نگرشي تازه را حاکم کند، تکليف پرداختهاي آن چناني و سرسام آور به ستاره هاي کاغذي چه خواهد شد؟
چگونه است که يک خانوار آسيب پذير کم درآمد، بايد از اين به بعد بهاي آب و برق مصرفي اش را «واقعي» بپردازد تا دولت خودش تکليف دريافتي استحقاقي آن را معلوم کند، اما همچنان که کوچک ترين اراده اي براي مهار توسن لجام گسيخته بذل و بخششهاي باشگاه هاي دولتي به بازيکناني که از انجام دادن يک استپ سينه ساده عاجزند، وجود ندارد؟
پول کمک هزينه خريد سيب زميني و خيار و گلابي و نرخ کنجد اضافي روي بربري هاي قد و نيم قد تنوري را از توده مي گيرند تا دوباره به هر کس - به اندازه سهمي که گمان مي کنند- بدهند، اما ناز آن بازيکني که مثلاً چون عدد «هفت» دوست دارد، 777 ميليون تومان براي يک فصل از يک باشگاه دولتي مطالبه مي کند، همچنان خريدار دارد؛ يا للعجب!
3 ) اقتصاددان نيستيم، چنانکه دولتمرد نيز؛ اما به عنوان يک شهروند ايراني، يک انسان متمول طرح هدفمندسازي و البته يک مخاطب فوتبال، به دولت توصيه مي کنيم که اگر نگران توزيع ناعادلانه يارانه هاست، اگر گمان مي کند نظام فعلي تقسيم يارانه ها به «عدالت» نمي انجامد و اگر گمان مي برد در نظام فعلي اقتصادي، به ناحق سبيل برخي ها چرب و چرب تر مي شود، گوشه چشمي هم به فوتبال داشته باشد.
ببيند چطور دو بازيکن برزيلي متوسط و کمتر از متوسط، بيش از يک و نيم ميليارد تومان براي باشگاه دولتي پرسپوليس هزينه در بردارند يا چگونه فلان بازيکن پر حاشيه که در کل طول نيم فصل به اندازه يک بازي کامل هم به ميدان نرفته، 200 ميليون تومان خرج روي دست ملتي مي گذارد که قرار است پول کنجد سنگک شان را از جيب خودشان بدهند! ستاره ها، کجاي قانون هدفمندسازي هستند؟!
به نوشته قدس؛ دولت دهم مصمم است پروژه ناتمام اسلاف خودش در قوه مجريه پيشين را به سرانجام برساند و با از ميان بردن قانون فعلي توزيع يارانه ها، آن را طوري که صلاح مي داند و گمان مي برد عادلانه تر است بين مردم تقسيم کند.
گمانه زني هاي گوناگون، دامنه بحث را تا مرز رسيدن نرخ کالاهاي اساسي و مايحتاج اصلي مردم به قيمت آزاد و واقعي خودش پيش برده است و آنچه مسلم به نظر مي رسد، آن است که تمام مردم بايد با اراده دولت براي «آنچه عادلانه توزيع کردن يارانه ها» خوانده مي شود، کنار بيايند.
2 ) سيب زميني گران مي شود، مثل پياز، مثل نان، مثل بنزين، مثل گوشت، مثل آب بها يا پول گاز و برق و تلفن. شايد از اين به بعد لازم باشد براي خريدن 5 قرص نان سنگک براي تناول يک فقره آبگوشت خانوادگي، «ايران چک» خدمت آقاي نانوا پيشکش کني!
همه اين اتفاقات دارند رخ مي دهند تا جامعه به عدالتي که مد نظر مديرانش مي باشد، نزديک شود. در اين ميان، يک پرسش اساسي هم وجود دارد که گوشه ذهن فوتبالدوستان پيگير و علاقه مند را مي خراشد؛ دولت، کي قصد دارد يارانه هاي چند صد ميليارد توماني فوتبال بي خير و برکت ايران را از سرش باز کند؟!
ديري است که اين فوتبال ايستا، پس رو، ناموفق و سترون، «بار خاطر» دولت شده و گرداننده اصلي امور کشور را «تلکه» مي کند، بي آنکه در قبال اين همه رسيدگي، سر سوزن پيشرفتي نشان بدهد يا ذره اي جبران مافات کند. امروز که دولت محترم به هر دليلي که خودش مي داند و با هر جمع بندي که از طريق کارشناسان و صاحب نظران فن اقتصاد به آن رسيده، ترجيح مي دهد به باز توزيع يارانه ها نگرشي تازه را حاکم کند، تکليف پرداختهاي آن چناني و سرسام آور به ستاره هاي کاغذي چه خواهد شد؟
چگونه است که يک خانوار آسيب پذير کم درآمد، بايد از اين به بعد بهاي آب و برق مصرفي اش را «واقعي» بپردازد تا دولت خودش تکليف دريافتي استحقاقي آن را معلوم کند، اما همچنان که کوچک ترين اراده اي براي مهار توسن لجام گسيخته بذل و بخششهاي باشگاه هاي دولتي به بازيکناني که از انجام دادن يک استپ سينه ساده عاجزند، وجود ندارد؟
پول کمک هزينه خريد سيب زميني و خيار و گلابي و نرخ کنجد اضافي روي بربري هاي قد و نيم قد تنوري را از توده مي گيرند تا دوباره به هر کس - به اندازه سهمي که گمان مي کنند- بدهند، اما ناز آن بازيکني که مثلاً چون عدد «هفت» دوست دارد، 777 ميليون تومان براي يک فصل از يک باشگاه دولتي مطالبه مي کند، همچنان خريدار دارد؛ يا للعجب!
3 ) اقتصاددان نيستيم، چنانکه دولتمرد نيز؛ اما به عنوان يک شهروند ايراني، يک انسان متمول طرح هدفمندسازي و البته يک مخاطب فوتبال، به دولت توصيه مي کنيم که اگر نگران توزيع ناعادلانه يارانه هاست، اگر گمان مي کند نظام فعلي تقسيم يارانه ها به «عدالت» نمي انجامد و اگر گمان مي برد در نظام فعلي اقتصادي، به ناحق سبيل برخي ها چرب و چرب تر مي شود، گوشه چشمي هم به فوتبال داشته باشد.
ببيند چطور دو بازيکن برزيلي متوسط و کمتر از متوسط، بيش از يک و نيم ميليارد تومان براي باشگاه دولتي پرسپوليس هزينه در بردارند يا چگونه فلان بازيکن پر حاشيه که در کل طول نيم فصل به اندازه يک بازي کامل هم به ميدان نرفته، 200 ميليون تومان خرج روي دست ملتي مي گذارد که قرار است پول کنجد سنگک شان را از جيب خودشان بدهند! ستاره ها، کجاي قانون هدفمندسازي هستند؟!
گزارش خطا