پیشرفت با سرعت یک لاکپشت
چهار سال پس از برداشته شدن موانع موجود بر سر راه فوتبال زنان ايران، اين رشته همچنان مشكلات فراواني دارد. باشگاهها حاضر نيستند سرمايهگذاري كنند.
به نوشته فرهیختگان؛ مربيان داخلي به اندازهاي كه لازم است آموزش نميبينند، ارتباط با فوتبال روز زنان دنيا محدود است و در نتيجه فاصله بين فوتبال زنان ايران با فوتبال زنان روز دنيا، در كوتاهمدت و در ميانمدت پرنشدني به نظر ميرسد. شهراد مظفر، سرمربي چهار سال گذشته تيم ملي فوتبال زنان ايران در گفتوگويي با برنامه «ورزش بدون ويرايش» راديو گفتوگو از اين مشكلات حرف زده و البته از جنجالي كه اخيرا يكي از مديران باشگاهي فوتبال ايران درباره وجود دوجنسهها در فوتبال زنان به راه انداخت.
خانم مظفر! آخرين بار كه تيم ملي فوتبال زنان ايران تشكيل شد، شما سرمربي بوديد. ولي مدتي است كه ديگر خبري از اين تيم نيست و اصلا معلوم نيست كه شما همچنان سرمربي هستيد يا نه؟
در آخرين مسابقات كه مقدماتي جام ملتهاي آسيا بود و در تايلند برگزار شد، ما در خدمت تيم ملي بوديم ولي از وقتي برگشتيم بحث سرمربي خارجي در فدراسيون مطرح شد. من هم هميشه اين حق را براي فدراسيون قائل بودهام كه در اين مورد هر تصميمي كه ميخواهند بگيرند.
اين را هم بگويم كه خانم شجاعي، نايبرئيس زنان فدراسيون فوتبال، در مدتي كه بوديم هميشه از ما حمايت كردند. همينطور آقاي كفاشيان و ديگر مديران فدراسيون فوتبال. به هرحال من ديگر از تيم ملي كنار رفتهام و اينكه قرار است فدراسيون چه تصميمي بگيرد، خبر ندارم.
ميگوييد همه از شما حمايت كردهاند اما نتيجه اين شده كه ديگر در تيم ملي نيستيد. به نظر ميرسد داريد تعارف ميكنيد.
بله، البته حمايت آنطور كه دلمان ميخواست نبود و مشكلات زيادي در اين مسير داشتيم. منتها من خودم واقعا به اين نتيجه رسيدهام كه آوردن مربي خارجي به نفع فوتبال زنان ايران است، اگرچه ممكن است در اين ميان افرادي مثل ما قرباني شوند. فدراسيون توجهش به سرمربي خارجي بسيار بيشتر از مربي داخلي است و سود اين توجه درنهايت به بچههاي تيم ملي ميرسد.
من هميشه گفتهام فدراسيون نميتواند به سرمربي خارجي نه بگويد. هر طور شده از زير سنگ هم كه شده خواستههايش را برآورده ميكنند در حالي كه خيلي راحت به ما نه ميگويند. وقتي با اين حقيقت روبهرو هستيم ميتوانيم پيشبيني كنيم كه تيم ملي با مربي خارجي نتيجه بهتري هم بگيرد.
البته به نظر ميرسد نگاهي كه شما داريد فقط يكي از زواياي اين داستان است.
به هرحال بايد بپذيريم كه فوتبال زنان ايران كه نوپا هم است، ارتباط زيادي با فوتبال روز دنيا ندارد. آوردن يكي از نتايج سرمربي خارجي ميتواند باز شدن درهاي فوتبال دنيا به روي فوتبال محصورشده زنان ايران باشد؛ و اين دستاورد كمي نيست.
من با حرف شما كاملا موافقم كه بايد درهاي فوتبال دنيا به روي فوتبال زنان ايران باز شود ولي معتقد نيستم كه اين در با آوردن فقط يك مربي خارجي در سطح بزرگسالان باز ميشود. اگر ميخواهيم فوتبال زنان را توسعه دهيم اين راهش نيست. در حال حاضر ما براي مربيان داخلي هيچ كاري نكردهايم. كلاسهاي مربيگري خيلي دير به دير برگزار ميشود و خيلي كند است.
خود شما الان چه مدرك مربيگرياي داريد و آيا فكر ميكنيد سطح دانشي كه داريد براي اداره تيم ملي كفايت ميكند؟
من مدرك مربيگري B آسيا را دارم و اين بالاترين مدرك مربيگري در بين مربيان زن فوتبال ايران است. يعني بالاترين كلاس مربيگري كه براي خانمها در ايران برگزار شده B است، البته قرار است تا آخر امسال كلاس A هم برگزار شود. يكي دو كلاس بينالمللي هم در خارج از كشور رفتهام؛ در قطر و مالزي كه زير نظر فيفا بوده و چند تا دوره هم فيفا در ايران گذاشته كه آنها را هم گذراندهام.
مطالعاتي هم در منابع اينترتي داشتهام. من معتقدم با هزينهاي كه امروز براي آوردن مربي خارجي ميكنيم، ميتوانيم نتايج بهتري در فوتبال زنان بگيريم. حرف من اين است كاري كنيم كه نتايجش بلندمدت باشد. مثلا بيايم ٣٠، ٢٠ نفر مربي داخلي خوب پرورش بدهيم تا اينها بتوانند سطح فوتبال زنان ايران را در بلندمدت بالا ببرند.
يك مربي خارجي براي تيم بزرگسالان به تنهايي نميتواند فوتبال زنان ايران را توسعه دهد. در فوتبال آقايان آوردن مربي خارجي توجيه دارد، اما در فوتبال خانمها كه هيچ كار زيربنايي انجام نشده و مشكلات زيادي در باشگاهها داريم، چه نتيجهاي ميخواهيم با صرفا يك مربي بگيريم؟ بالا رفتن از يك مسير نياز به صعود پله به پله دارد. ولي ما الان داريم از روي چند تا پله ميپريم و النتظار داريم خيلي زود به مقصد برسيم. خدا شاهد است كه اين حرفها را به خاطر خودم و اينكه بخواهم در تيم ملي بمانم، نميزنم.
شما چند سال سرمربي تيم ملي بوديد؟
چهار سال. يعني از روز اولي كه اين تيم تشكيل شد تا همين مسابقات مقدماتي جام ملتهاي آسيا. راستش يك جورهايي هم خسته شده بودم. ولي حرفم اين است كه براي توسعه فوتبال زنان بايد سياست درستي انتخاب كنيم.
فدراسيون فوتبال، نايبرئيس امور زنان دارد. آيا تصميمها را ايشان مستقل ميگيرند يا رئيس فدراسيون؟ مثلا درمورد آوردن سرمربي خارجي؟
اگر بخواهم حرف راست زده باشم بايد بگويم نميدانم!
عجيب نيست شما كه چهار سال سرمربي بودهايد از اين موضوع بياطلاعيد؟
اينجوري به نظرم ميآيد كه در حال حاضر سياست ورزش ما به سمتي رفته كه به مربي خارجي علاقه بيشتري نشان داده ميشود.
منظورتان از اينكه ميگوييد به مربي خارجي توجه بيشتري ميشود، مشخصا چيست؟ شما چه امكاناتي خواستهايد كه فراهم نشده؟
من الان ميتوانم وضعيت تيم فوتبال زنان را با تيم فوتسال زنان كه سرمربياش يك اوكرايني به نام خانم «لوسا» است مقايسه كنم. در اين مدت امكاناتي كه به تيم ملي فوتسال دادند، بيسابقه بود. تقريبا ميتوانم بگويم هر چيزي كه خواستند، مهيا شد.
در اوكراين اردوي تداركاتي گذاشتند، در تايلند اردوي تداركاتي گذاشتند، بازيهاي تداركاتي خوبي انجام دادند، هفتهاي پنج روز در اردو بودند با همه هزينههايي كه براي جمع كردن بازيكنهاي شهرستاني وجود دارد.
در حالي كه قبل از مسابقههاي مقدماتي جام ملتهاي آسيا تقريبا هيچكدام از خواستههاي ما براي تيم ملي فوتبال برآورده نشد. براي ورود به مسابقاتي در آن سطح اهميت، فقط دو بازي تداركاتي با تيمهاي داخلي ملوان انزلي و پالايش و پخش ايلام برگزار كرديم. حتي يك بازي تداركاتي خارجي نتوانستند براي ما بگذارند.
نتوانستند يا نخواستند؟
به دلايل مختلف نشد. حتي نتوانستيم فدراسيون را قانع كنيم كه شرايط آب و هوايي تايلند - ميزبان بازيهاي مقدماتي جام ملتهاي آسيا - با تهران تفاوت زيادي دارد و لازم است ما چند روز زودتر مثلا در ويتنام اردو بزنيم و چند بازي تداركاتي هم با تيمهاي محلي آنجا انجام دهيم. با ويتنام مذاكره كرديم به توافق هم رسيديم ولي نشد.
چهار سال است كه ممنوعيت فعاليت فوتبال زنان ايران در ايران برداشته شده. سرعت پيشرفت ما در اين چهار سال آيا منطقي بوده و ميتوان اميدوار بود كه در ميانمدت با همين سرعت، فاصله موجود با فوتبال زناني مانند كرهشمالي، كرهجنوبي، چين و ژاپن كم شود؟
من سعي ميكنم هميشه مثبت نگاه كنم.
البته خواهش ميكنم اين سوال را واقعبينانه جواب دهيد.
واقعيت اين است كه در اين چهار سال قدمهاي خوبي برداشته شده اما معتقدم ميتوانستيم از اين هم بهتر باشيم. خيليها معتقدند در بسياري از رشتههاي ورزشي زنان، مديران ما بيش از هر چيزي به فكر نمايش هستند و اينكه گفته شود ايران هم فلانرشته ورزشي زنان را دارد. يعني وقتي نگاه ميكنيم، اين رشتهها در همين حد هم جدي گرفته ميشوند.
مثلا ما امروز ليگ برتر فوتبال زنان داريم با ١٨ تيم اما خندهدار است كه هيچ دستهاي پايينتر از ليگ برتر نداريم. كجاي اين ليگ ميتواند برتر باشد؟ اصلا آيا فوتبال زنان ايران ظرفيت داشتن ١٨ تيم ليگ برتري دارد. اينجا است كه آدم ميگويد ظاهرا چيزي كه مهم است نمايش داشتن ليگ برتر فوتبال زنان است، نه توسعه درست اين رشته.
من كاملا با شما موافقم و ميگويم اين همان پريدن از پله است كه مثال زدم و اينكه سلسلهمراتب را طي نميكنيم. با اين وجود در مورد ليگ برتر ١٨ تيمي تاحدودي به خانم شجاعي هم حق ميدهم. ايشان مجبور بودند باشگاهها را ترغيب كنند تا تيم زنان تشكيل بدهند. متاسفانه در آن مقطع يادم هست كه بيشتر باشگاهها ميگفتند اگر ليگ برتر نباشد تيم تشكيل نميدهند!
اين اواخر بحثي حاشيهاي پيش آمد در مورد تعدادي از بازيكنان فوتبال زنان. ميگفتند اينها مشكل هورموني دارند يا اينكه شبيه مردها هستند. توجهي كه رسانهها هم به اين موضوع نشان دادند شايد بيشتر از همه توجهي بود كه در چهار سال گذشته به فوتبال زنان در ايران شده بود. فدراسيون فوتبال با قاطعيت موضوع را تكذيب كرد. آيا شما هم تكذيب ميكنيد؟
خيلي از خبرنگاراني كه به خود من زنگ زدند با وجود اينكه ما تازه از مسابقههاي مقدماتي جام ملتهاي آسيا در تايلند برگشته بوديم، چيزي از مسابقات نپرسيدند و سراغ همين موضوعي را كه شما اشاره كرديد، گرفتند. چند تا نكته هست: قبل از هر اعزامي فدراسيون پزشكي از بچههاي تيم ما تست ميگيرد. اگر چنين مشكلي بود قطعا فدراسيون پزشكي اعلام ميكرد.
بحث شما تيم ملي است يا ميگوييد كلا در فوتبال زنان ايران چنين مشكلي وجود ندارد؟
من وجود چنين مشكلي را كلا تكذيب ميكنم. ممكن است مشكلات هورموني در هر رشتهاي وجود داشته باشد. اين مختص ورزشكارها هم نيست، منتها ورزشكارها بيشتر در چشم هستند، ممكن است بگويند چرا اين زورش اينقدر زياد است چرا استقامتش بالا است، اندامش چرا درشت است يا حتي بگويند چرا فلاني شبيه مرده است ولي اصطلاحي كه براي اينها به كار برده شد - دوجنسيتي –براي مشكلاتي كه داشتند خيلي زياد بود. تمام بازيكناني كه بحث در موردشان وجود دارد در AFC تست دوپينگ دادهاند و جواب تستشان هم منفي بوده است!
اين موضوع ربطي به دوپينگ دارد؟
بله چون يكسري از تستهاي دوپينگ به هورمونها ربط دارد! پشت اين داستان يكسري غرضورزيهاي شخصي بود! به نظرم بايد مواظب باشيم ببينيم چه كساني را وارد فوتبال زنان ميكنيم چون حساسيت در اين حوزه بسيار زياد است. فدراسيون بايد دقت كند ببيند چه كساني شايستگي داشتن تيم در فوتبال زنان را دارند.
اين نظارت الان نيست؟
اگر بود به نظرم اين جنجال به وجود نميآمد. پشت اين مساله كاملا غرضورزي شخصي وجود داشت و متاسفم كه براي اغراض شخصي با آبروي چند تا بچه بازي شد. اينها بچههاي ١٩-١٨ ساله هستند و اين جنجال اثر منفي زيادي رويشان گذاشت تا جايي كه تصميم گرفته بودند فوتبال را كنار بگذارند.
كاملا حق با شما است كه نبايد بيدليل آبروي كسي برده شود ولي ميخواهم بگويم در عين حال اين موضوع الان در دنياي ورزش زنان وجود دارد. همين چند وقت پيش مدال طلاي جهان را از دونده آفريقايجنوبي پس گرفتند چون آزمايشها نشان داد هورمونهاي مردانه در او وجود دارد. وقتي ورزش حرفهاي ميشود اين مسائل هم به وجود ميآيد.
ممكن است همين ترديدها در مورد همين دختران تيم ايران در مسابقات خارجي پيش بيايد و لازم باشد از آنها تست گرفته شود. پس بهتر نيست اين موضوع را بيدليل «تابو» نكنيم؟
اين حرف درستي است. ببينيد ما رفته بوديم با تيم فوتبال ميانمار بازي كنيم، تمرينشان را كه ديديم فكر كرديم تيم مردانشان است. زمان برد تا بفهميم اينها دختر هستند. تيپ ورزشي تيپ خاصي است. مثلا موهايش را كوتاه ميكند، روي دستگاه ميرود و عضلاتش بزرگتر از عضلات يك دختر معمولي به چشم ميآيد، ممكن است يك دختر ورزشكار ظرافتهاي يك دختر عادي را نداشته باشد. اما این دلیل نمیشود بگوییم پسر است.
من هم با حرف شما موافقم كه اگر كار به جايي رسيد كه وجود يك نفر در فوتبال زنان به مصلحت نبود، حتما بايد برخورد كنيم ولي حقيقت اين است كه ما الان به هيچوجه در چنين مرحلهاي نيستيم و چنين خطري وجود ندارد.



