مربیگری؟ نه هرگز!
اغلب بازیکنان دنیای فوتبال وقتی تنش و استرسی که به مربیانشان وارد میشود را میبینند حتی اگر به مربیگری هم علاقهمند میشوند عطای آن را به لقایش میبخشند.
به نوشته خراسان؛آ برای این دسته از بازیکنان شغلهای دیگر در اولویت قرار میگیرد. به همین دلیل در اینجا به 10 فوتبالیستی اشاره میکنیم که پس از آویزان کردن کفشهایشان به شغلی به جز مربیگری روی آوردهاند.
10. بری فن آرل (هلند)، پستچی
جایگزین کردن هیجان بازی فوتبال هرگز کار سادهای نیست. با نگاهی به دوران گذشته درمییابیم که فوتبالیستها در زمانی که تلویزیون هنوز مظهر تبلیغات آنها نبود، تمام پولشان را در زندگی روزمره خرج میکردند. برای بری فن آرل هم زندگی چیزی جز این نبود. یک بازیکن هلندی که صاحب قهرمانیهای زیادی شده بود و در یورو 1988 بهترین دوران خود را تحت هدایت رینوس میشل گذراند اما پس از خداحافظی از فوتبال تصمیم گرفت پستچی شود. البته در میان فوتبالیستها او تنها کسی نیست که به شغل پستچی روی آورده بلکه پیش از او نیل وب هم پستچی دربار انگلیس بود.
9. ایمون دانفی (ایرلند)، روزنامهنگار
او بازیکن خوبی بود، فقط همین، این چیزی است که ایمون درباره خودش میگوید. در زمانی که بازی میکرد کتابی درباره زندگی واقعیاش نوشت. او در این کتاب از دوران حرفهایاش در روزنامهنگاری نوشته است. البته او اکنون با نوشتههایش میخواهد تراپاتونی را که اکنون هدایت تیم ملی ایرلند را برعهده دارد به چالش بکشاند.
8. توماس هسلر (آلمان)، مدیر شرکت ضبط موسیقی
او که عنوان قهرمانی جهان و اروپا را به همراه تیم ملی آلمان یدک میکشد، تنها در زنده کردن توپهای مرده مهارت نداشت بلکه ثابت کرد در دنیای تجارت هم حرفهایی برای گفتن دارد. او در سال 1996 اعتبار شرکت ضبط موسیقیMTM را به این شرکت بازگرداند. این اتفاق البته در زمانی رخ داد که هنوز بازی میکرد.
7. ژرژ وهآ (لیبریا)، سیاستمدار
در داخل میدان کمتر بازیکنی بود که بتواند با قدرت بدنی، سرعت و مهارت گلزنی او همخوانی داشته باشد. او که در زمان کودکی و نوجوانی طعم تلخ فقر را چشیده بود تصمیم گرفت تا در سال 2005 کاندیداي ریاست جمهوری حزب دموکرات لیبریا شود اما شهرت و محبوبیتش باعث نشد تا رقبایش را در انتخابات کنار بزند اما همچنان در قامت یک سیاستمدار باقی ماند.
6. گرهارد هاناپی (اتریش)، معمار
نام برخی از استادیومها به نام بازیکنان ثبت میشود ولی کمتر پیش میآید که یکی از آنها ادعا کنند که طرح استادیوم از خودشان است. اما گرهارد هاناپی جزو آن دسته است که میتواند بگوید ورزشگاهی که روزگاری در آن قهرمانی کسب کرده را خودش ساخته است. او 15 سال برای راپیدوین بازی کرد اما در سال 1965 تصمیم گرفت از فوتبال خداحافظی کند. او پس از آن به باشگاه پیشنهاد داد تا برایشان استادیومی به سبک انگلیسی بسازد که مورد قبول واقع شد.
5. رادولف کارگوس (آلمان)، هنرمند
«رودی» آنقدر بدشانس بود که درست در زمان اوج سپمایر به تیم ملی دعوت شد و به همین دلیل فقط سه بار فرصت عرضاندام پیدا کرد. اما زمانی که دستکشها را آویزان کرد تبدیل به یکی از موفقترین هنرمندان شد که حتی چندین گالری هم به نمایش عموم گذاشت.
4. کلاس اینگسون (سوئد)، چوببر
او به ناگاه در سال 2001 از فوتبال کنارهگیری کرد و از زمین زدن حریفان به سرنگونی درختان روی آورد. این هافبک بلندقامت سابق پس از پشت سر گذاشتن یک فصل نهچندان دلچسب در آخرین باشگاهش همه چیز را رها کرد و به کشورش بازگشت و به یک چوببر حرفهای بدل شد.
3. گوین پیکوک (انگلیس)، واعظ دینی
او که تجربه بازی در چلسی و کوئینز پارک را یدک میکشید تابستان گذشته تصمیم گرفت به همراه همسر و دو فرزندش به کانادا مهاجرت کند تا سه سال مشغول به فراگیری الهيات شود. نهایت هدف او این است که کشیش شود.
2. وینی جونز (انگلیس)، هنرپیشه
بله او مقطعی کاپیتان ولز بود ولی با لهجه روستاییاش کمی مورد تمسخر قرار میگرفت. او که فارغالتحصیل مدرسه هنرپیشگی دیوید هاسلهلف است در حال حاضر در لسآنجلس زندگی میکند و تبدیل به ستاره سینمایی شده است.
1.توماس برولین (سوئد)، خواننده پاپ، فروشنده جاروبرقی، مالک رستوران
جام جهانی 94 و یورو 92 جایگاه جولان او بود. وي پس از آن در سال 1995 به لیدزیونایتد منتقل شد و دو سال در آنجا به فوتبال پرداخت. اما رفتهرفته وزنش بالا رفت و از دنیای مستطیل سبز ناپدید شد. او حال سر خود را با این سه شغل گرم میکند.


