ابتذال به اسم خوشمزگي
1 -ابتذال، يک جانبه نمي شود. نمي شود يک طرف از ظرف غذا فاسد باشد و قسمت ديگر ظرف، بوي تازگي بدهد. ابتذال فوتبال ما هم تنها در مسائل فني نيست. در ادبيات گفتاري و رفتاري هم ابتذال تا مغز استخوان نفوذ کرده است. به اسم بامزگي يا سياه بازي، حرفهايي زده مي شود که نه هيچ ظرافت فکري در آن ديده مي شود و نه ظرافت رسانه اي.
به نوشته قدس؛ فراز کمالوند در پاسخ به انتقاد سرپرست استيل آذين اعلام مي کند که مسؤول تدارکات تراکتورسازي بايد جواب فرد مورد نظر را بدهد. کمالوند که خيلي دوست دارد تکرار فيروز کريمي باشد، يک چيزهايي درباره بامزگي و رفتار جذاب رسانه اي شنيده و بر اساس شنيده هاي خود، عمل مي کند.
2 -در فوتبال اروپا يک خوزه مورينيو هست که با تحقير حريف در رسانه ها پيش مي رود و همين يک نمونه هم هر روز مورد حمله مربيان، بازيکنان و رسانه ها قرار مي گيرد. زاکروني مي گويد:«مورينيو بايد در دوران موسوليني مربي مي شد.
او 50 سال جابه جا شده...» در واقع مربي اي در کلاس مورينيو هم تقبيح مي شود، اما آگاهانه و عامدانه حريفان را نسبت به خودش حساس مي کند تا بازيکنان و مجموعه تيمش، با حداقل فشار ممکن، کارشان را انجام دهند. مورينيو با يک فرمول روشن، مشي رفتاري اش را انتخاب کرده تا سپر تيمش باشد و فشار را از بازيکنانش دور کند. اين استراتژي آگاهانه، اما نماي زشتي دارد.
3 -کمالوند هم دچار سؤ برداشت شده و چون اصل ماجرا را نگرفته، کارهايي مي کند که بدتر فشار را روي تيمش چند برابر مي کند. وقتي شما يک فرمول را غلط ياد بگيريد، آن را غلط هم اجرا ميکنيد و طبيعتاً به نتايج نادرست هم خواهيد رسيد.
حالا مربي يک تيم متوسط ايران که نه جاذبه رسانه اي دارد و نه با سياست دفع فشار از تيمش جوسازي مي کند، دارد مجموعه خود را به سمت مشکلات ويژه پيش مي برد. اين از عواقب فهم نادرست يک فرمول است.
4 -ابتذال تنها در جنگ سرد بي پايان قلعه نويي و مديران استقلال نيست. اجراي مبتذل يک فرمول که باعث سقوط يک تيم مي شود نيز از مصاديق ابتذال است؛ ابتذالي که البته گاهي به اسم خوشمزگي، جلب توجه هم مي کند و اين ذهنيت غلط در غلط را براي مجري ابتذال ايجاد مي کند که چه شاهکاري زده و بايد به راه غلط خود ادامه دهد.
5 - فرهنگ کري خواني و جنگ رسانه اي هم بايد با بسته بندي مناسبي عرضه شود تا سليقه يک جامعه را به ابتذال نکشاند.
در فوتبال ايران بسته بندي کري خواني ها و مصاحبه هاي مربي عليه مربي و بازيکن عليه بازيکن آنقدر سطح پايين است که سليقه عمومي هم تحت تأثير بدسليقگي مربي و بازيکن، خراب شده است. اگر روي حرف هاي بي مزه و آماتوري يک مربي، اسم خوشمزگي گذاشته نشود، به تدريج مي توان ابتذال را کنترل کرد. بله، شايد اين ابتذال از بين نرود، اما مي توان تا حدودي کنترلش کرد.



