ما يك «تيم» واقعي هستيم
براي سعيد معروف كسب عنوان ارزشمندترين بازيكن آسيا آنقدر بزرگ و مهم است كه خودش عنوان ميكند ديگر چنين عنواني را به دست نخواهد آورد. پاسور باارزش واليبال ايران كه به گفته پارك كي وون كرهاي تمام شرقيها آرزوي داشتن پنجههاي طلايي اين بازيكن را در سر ميپرورانند.
در جام ملتهاي آسيا از اركان درخشش تيم ملي و صعود به فينال اين دوره از بازيها بوده است. معروف جوان كه حالا كاملاً باتجربه شده است سبكي بيشباهت به سبك و سياق پاسورهاي شرقي هم ندارد. او برخلاف پاسورهاي ايراني كه به استفاده از بازيكنان قدرتي علاقهمند هستند همواره تلاش كرد تا در نامتعادلترين شرايط هم ياران سرعتي را به راه اندازد و اين وجه تمايز او با سايرين است. واليباليست خوب كشورمان حسنهاي ديگري هم دارد كه خيليها از آن بيبهرهاند.
او وقتي در خط سرويس ميايستد همگان انتظار كسب چندين امتياز متوالي را دارند چرا كه سرويسهاي پرشي موجي او هر دريافتكنندهاي را به دردسر مياندازد. معروف مدافع خوبي هم روي تور است و با آن قامت خوبش هماهنگي خوبي با مدافعان مياني تيم ملي دارد. ارزشمندترين بازيكن آسيا در گفتوگو با ايران از جام ملتها و برنامههاي آينده گفته است.
عنوان باارزشترين بازيكن جام ملتهاي آسيا ظاهراً خيلي غيرمنتظره بود. از نوع خوشحاليات كاملاً اين موضوع پيدا بود.
بله. با توجه به مراحلي كه طي كردهام برايم عالي بود. خيلي كم اتفاق ميافتد كه به پاسور عنوان ارزشمندترين بازيكن آسيا را بدهند. من به كاپ پاسوري آسيا فكر ميكردم. انتظار اين عنوان را اصلاً نداشتم. بدون تعارف ميگويم شايد تا آخر عمرم هم ديگر چنين عنواني نگيرم. اصلاً تا لحظه آخر نميدانستم كه اين اتفاق رخ داده است. در لحظه آخر كه اعلام كردند اول اسم ايران را خواندند بعد هم شماره پيراهن بازيكن را من فكر ميكردم محمد كاظم برنده اين عنوان شده است. چون اصلاً انتظار اين عنوان را نداشتم به محمد كاظم تبريك گفتم كه يك دفعه ديدم بچهها ميگويند اين عنوان به من رسيده است.
تيم ايران نايب قهرمان جام ملتهاي آسيا شده است اما از جمع نفرات اين تيم فقط دو نفر را براي كسب جام معرفي كردند، آيا بازيكنان بيشتري از تيم ملي نميتوانستند در جمع بهترينها قرار گيرند؟
اتفاقاً جاي داشت نفرات بيشتري از ايران انتخاب ميشدند. فكر ميكنم باختمان در فينال يك مقدار روي انتخابها تأثير گذاشت. ما اگر ژاپن را ميبرديم ترديد نداشته باشيد وضعيت فرق ميكرد. به عقيده من حق محمد كاظم بود كه انتخاب ميشد. محمدكاظم مقابل كره استثنايي بازي كرد. يك تنه كره را شكست داد. نميدانم چرا انتخابش نكردند چون كه در تمام بازيها جزو بهترينها بود. خودم فكر ميكنم حق تيم ما بيشتر از اين بود. بايد كاپهاي بيشتري به ايران تعلق ميگرفت. متأسفانه فينال را باختيم و مسئولان برگزاري بازيها هم فقط دو نفر را از تيم ما برگزيدند. البته اين را از ته دل بگويم كه هر 12 نفري كه در اين دوره حضور داشتند با تمام وجود تلاش كردند. اگر يك نفر كم كاري ميكرد تيم نتيجه نميگرفت. هميشه كارگروهي چين، ژاپن و كره زبانزد بوده ولي اين سري تيم ايران فوقالعاده بود. آنقدر تيمتر از آنها بازي كرديم كه به فينال رسيديم. خود من يا موسوي اگر اين عناوين را به دست آورديم حاصل تلاش گروهي همه بچهها بود.
به نكته جالبي اشاره كردي. اينكه گفتي تيمتر شديم. واقعاً چه اتفاقي افتاد كه كار تيمي ما اينقدر پيشرفت كرده است. چرا نسلهاي قبلي نتوانستند چنين كاري انجام بدهند؟
نسل قبلي هم در مقاطعي مقامهايي كسب كرد. ببينيد يك حسني كه مربي خارجي دارد اين است كه تا به ايران ميآيد دنبال كار گروهي است. اصلاً در تمام رشتههاي گروهي ما اين يك ضعف است. وقتي گاييچ براي واليبال ايران آمد اين حس را به همه القا كرد كه بايد براي تيم كار كنند. بچهها پذيرفتند كه بايد براي ديگري كار كنند. آقاي معدني هم در اين دو ساله اكثراً روي همين موضوع تمركز كرد.
بازيكنها اگر براي همديگر باشند تيم راحتتر نتيجه ميگيرد. در واقع معدني هم راه گاييچ را ادامه داد ولي زودتر به نتيجه رسيد. گاييچ ميخواست سه، چهار ساله به نتيجه برسد كه اينطور نشد.
يك نكته جالبي كه در جام ملتها به چشم آمد اين بود كه شيميزو ژاپني جايي در بين بهترينها نداشت و در عوض كره كه سوم شد اكثر عناوين را درو كرد.
معمولاً در انتخاب بازيكنها بالا و پائين زياد ميشود. در دور قبلي مثلاً بهترين پاسور را دادند به يك اندونزيايي. اين دوره ظاهراً طبق آمار كار كردند. البته خودم انتظار داشتم كه شيميزو انتخاب بشود چون كه كلاس بازياش فوقالعاده است. من دو سه تا بازي سنگين ديگر ژاپن را ديدم. در اكثر بازيها شيميزو يك تنه كار را پيش مي برد ولي نميدانم چرا انتخابش نكردند. خيلي هم عجيب بود. مثلاً خودم فكر ميكردم رقابت پاسورها هم مثل چند سال گذشته بين من و بازيكن ژاپن باشد اما اين عنوان را به كرهاي دادند. كرهايها پاسور قبلي خود را كنار گذاشتند و يك پاسور جوانتر آوردند. كارش بد نيست. كلاً پاسورهاي چين، ژاپن و كره خوب هستند. جالب اينجاست كه آنها چندين و چند سال فقط با يك پاسور كار ميكنند.
خيليها كار تو را با پاسورهاي شرقي مقايسه ميكنند چون كه مثل سنت قبلي ايرانيها كار نميكني و فقط دنبال پاسهاي بلند و قدرتي نيستي.
الآن شرايط فرق كرده است. همه چيز با آناليز پيش ميرود. هر بازي سبك خاص خودش را دارد. اگر حريف قد كوتاه باشد سرعتي كار ميكنم. اگر هم قدبلند باشد سرعت كمتر ميشود چون كه دفاع بهتري دارند. خودم البته بيشتر دوست دارم از پاسهاي سرعتي استفاده كنم.
كره هميشه گربه سياه واليبال ايران بود اما در عرض كمتر از دو ماه اين تيم را دوبار شكست داديم. سال گذشته هم آنها را در جام كنفدراسيون آسيا شكست داديم.
نميشود گفت كره افت كرده است، اين تيم هنوز در ليگ جهاني بازي ميكند. واليبال ايران آنقدر پيشرفت كرده كه همه روي آن حساب باز ميكنند. ديگر آن دوران كه چين، ژاپن و كره چشم بسته ما را ميبردند، گذشت. به نظر من كره يك تيم خاص است. اين تيم اگر از حريف خود جلو بيفتد در حد اروپا كار را ادامه ميدهد ولي اگر عقب بيفتد خيلي با ترس و استرس ادامه ميدهد. ما با اين شناخت سعي ميكرديم كره را دنبال خودمان بكشيم. آنها مقابل ما خيلي استرس داشتند. دقيقاً وقتي كار به ست پنجم كشيد كارمان راحتتر هم شد.
در عوض دو بار به ژاپن باختيم.
بازي با اين تيم در خاك ژاپن واقعاً سخت است، اين سري كه در فيليپين بوديم خيلي فكر ميكرديم آنها را ببريم ولي نشد. به نظر من ژاپن را ميشود برد فقط اگر اوضاع عادي باشد. ما هشت بازي پشت سر هم انجام داده بوديم، بچهها خيلي خسته بودند. نميگويم اگر استراحت ميكرديم حتماً آنها را ميبرديم اما راحتتر بازي ميكرديم. حالا اواخر آبانماه باز هم بايد در توكيو با آنها بازي كنيم. فكر ميكنم اين دفعه بهتر كار كنيم.
تيم ملي يك ماه پيش براي رقابتهاي انتخابي جام جهاني به مصر رفت و دو بار متوالي به اين تيم باخت. ظاهراً مصريها ميزبان خوبي نبودند اما آيا واقعاً اينقدر حواشي روي كادر فني تيم ملي تأثيرگذار بود؟
ما شرايط غيرعادي داشتيم، از ژاپن برگشتيم. قرار بود مستقيم از دوبي به قاهره برويم كه گفتند ويزا آماده نيست بعد برگشتيم تهران. 20ساعت بعد دوباره رفتيم دوبي و از آنجا هم قاهره. هشت ساعت ما را براي صدور ويزا در فرودگاه نگه داشتند. در هتل هم اوضاع اصلاً خوب نبود. موقع رفتن به سالن هم كلي اذيت كردند. ديگر كسي رمقي براي بازي كردن نداشت. البته مصر دو سه تا بازيكن در ليگ ايتاليا دارد و يك سرمربي ايتاليايي هم به كار گرفته. آنها در حالت عادي به ما ميباختند اما شرايط اين دفعه اصلاً خوب نبود. حتي رئيس فدراسيون جهاني هم گفت كه عادلانه نبود. مصريها بعد از ما سر ژاپن را هم بريدند. آنها ناجوانمردانه عمل كردند.
به نظر ميرسد تيم ملي هنوز در دريافتهاي اول مشكلاتي دارد. با اين دريافتها مقابل برزيل، امريكا، صربستان و لهستان در جام بزرگ قهرمانان به مشكل برنميخوريم؟
نمي شود راجع به اين بازيها الآن خيلي صحبت كرد. همين كه تلاش ميكنيم آبرومندانه بازي كنيم و برنده شويم خيلي مهم است. آنها بهترينهاي دنيا هستند. ما بايد با تمام وجود بازي كنيم تا دست و پا بسته نباشيم. فكر ميكنم بازي با تيمي مثل برزيل براي همه يك افتخار است. من خودم پاسور برزيل را خيلي دوست داشتم اما مدتهاست كه آسيب ديده و بازي نميكند. به هر حال اگر همينطور ادامه بدهيم و خدا بخواهد فكر ميكنم سال آينده ليگ جهاني باشيم. همين حالا هم از دو سه تيم حاضر در ليگ بهتريم.
مهمترين ضعف و قوتهاي فني تيم ايران در اين شرايط كدامند؟
من كه بازيكن هستم و نبايد صحبت كنم. فقط ميگويم هنوز هم بايد تيمتر بشويم. هر كدام از بازيكنان ایران در تيمهاي ژاپن، چين يا كره باشند بدون ترديد فيكس خواهند بود چون شايستگي آن را دارند. الآن ما بيشترين رشد را در دفاع داريم. هميشه مقابل شرقيها كه سرعتي هستند در دفاع مشكل داشتيم ولي الآن وضع فرق كرده است.
گاييچ و معدني چقدر در اين پيشرفت تأثيرگذار بودهاند؟
اولاً بگويم ديگر هيچ وقت در هيچ رشته ورزشي مربي در سطح گاييچ نخواهيم داشت. وي در مدت يك سال و نيمي كه مربي ايران بود كلاً تفكرات واليبال ايران و زندگي حرفهاي بازيكنان را تغيير داد و ما را به يك مسير جديد برد. معدني هم چون خودش پاسور بود و ميگويند پاسورها خوشفكر هستند خيلي با هوش عمل كرده است. او اختلاف سني زيادي با بچهها ندارد و شرايط آنها را بهتر درك ميكند. معدني كارش را خيلي دوست دارد و فقط دوست دارد رو به جلو گام بردارد. او به آينده و كارش فكر ميكند و از همه چيز شناخت دارد. يكي از حسنهاي معدني اين است كه از اول شكلگيري اين تيم در كنار گاييچ قرار داشت و با اهداف و تفكرات اين مربي آشنايي كامل داشت. اينكه بچهها با معدني رابطه خوبي دارند و به لحاظ فني كاملاً او را پذيرفتهاند خيلي مهم است.
در چند سال اخير بارها به عنوان بهترين پاسور آسيا و تورنمنتهاي مختلف انتخاب شدي ولي هنوز نتوانستي به يك تيم خارجي بروي.
خب فعلاً پيشنهادي ندارم.
اما بعيد است كه نخواهي لژيونر شوي؟
فعلاً كه در ليگ ايران هستم. نميخواهم الآن فكرم را درگير اين موضوع بكنم. اگر خدا بخواهد يك سال ديگر براي رفتن تلاش خواهم كرد.
بعد از مسابقات جهاني ايتاليا؟
به هر حال اين مسابقات فرصت بزرگي براي هر بازيكني است.


