صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تحليل کليات برکناري منصوريان؛

وقتي همه مقصرند

اين نتيجه گيري «ظاهراً» درست است، اما فوتبال فقط ظاهر ندارد و پديده اي يک لايه و تخت نيست. باطن فوتبال که حتي از چشم رسانه ها دور مي ماند، ظاهرش را مي سازد. پشت گوارديولا و موفقيتهاي بارسا، تيمهاي مشاوره قدرتمندي قرار دارند که مانع خراب شدن او مي شوند.
کد خبر: ۶۷۸۲۹
| |
1788 بازدید

چند دقيقه پس از پايان بازي پاس- راه آهن عليرضا منصوريان روبروي خبرنگاران مي ايستد و نتايج ثبت شده تيمش را ضعيف توصيف مي کند. منصوريان که از اوليايي هشدار گرفته بود،تقريباً بدون هيچ بهانه اي بايد نيمکت پاس را تحويل مربي ديگري بدهد.

به نوشته قدس؛ ساختار و روابط مديريتي در پاس به گونه اي است که حرف آخر در مورد انتخاب سرمربي را منصور پورحيدري مي زند، نه اوليايي. در تابستان امسال هم اگر انتخاب با اوليايي بود، احمد طوسي يا بهمن فروتن به نيمکت پاس مي رسيدند، اما پورحيدري در نقطه مقابل مديرعامل باشگاه، انگيزه و عطش منصوريان جوان را به تجربه و تخصص فروتن و طوسي ترجيح داد و تيم پاس را وارد مسيري خطرناک کرد؛ مسيري که به قعرنشيني و تغييرات ناگريز ختم شد.


* کُپي برداري از سطح يک اتفاق
نمي توان حکم صادر کرد که مربي باتجربه و متخصص هميشه بهتر از مربي جوان جواب مي دهد. در واقع اين موضوع با يک جمله کوتاه قابل توضيح و تفسير نيست و مشکل فوتبال ايران هم دقيقاً همين است که مي خواهد با جمله در مورد مسائل مهم تصميم گيري کند.

مديران ما ظاهر فوتبال اروپا را مي بينند و به اين نتيجه مي رسند که وقتي گوارديولا و کلينزمن و دونادوني نيمکتهاي مهم را در اختيار مي گيرند، وقتش رسيده که منصوريان و هم نسلان او هم سرمربي تيمهاي ليگ برتري شوند.

اين نتيجه گيري «ظاهراً» درست است، اما فوتبال فقط ظاهر ندارد و پديده اي يک لايه و تخت نيست. باطن فوتبال که حتي از چشم رسانه ها دور مي ماند، ظاهرش را مي سازد. پشت گوارديولا و موفقيتهاي بارسا، تيمهاي مشاوره قدرتمندي قرار دارند که مانع خراب شدن او مي شوند.

چنان که در تيم ملي آلمان، کلينزمن گروه مشاوره قدرتمندي پشت سر خود داشت و در بايرن هم از چنين گروهي برخوردار بود و ناکام ماند. مربيان جوان ايراني اما ساختار و سازمان کارشان هيچ تفاوتي با مربيان مسن و باتجربه ندارد؛ همان طور که جلالي و فروتن و فيروز کريمي 90 درصد کار را روي دوش خود دارند، منصوريان هم بايد 90 درصد پروژه را خودش پيش ببرد.

اين کپي برداري از ظاهر چيزي، بدون تعمل و تحقيق روي باطن ماجراست؛ کاري که در فوتبال ايران زياد انجام مي شود و ناکاميها را به توان دو رسانده است. مربي هرچه جوانتر باشد، گروه پشتيبان قويتر و پرکارتري مي خواهد. از زاويه اي ديگر به موضوع نگاه کنيد؛ انتخاب يک سرمربي جوان ريسک بزرگي است. حالا براي پايين آوردن درصد ريسک بايد چه کار کرد؟ بايد پشت سرمربي را حسابي پُر کرد. مثل اينکه وقتي شما با يک هافبک دفاعي بازي مي کنيد، مدافعان بايد بيشتر و بهتر کار پوشش و حمايت را انجام دهند تا زماني که تيم با سه هافبک دفاعي بازي مي کند.


* ترس از کار گروهي
بله، خود سرمربي جوان هم ترجيح مي دهد دور و برش خلوت باشد و گروه پشتيبان فني نداشته باشد، البته اگر خواهان همکاري با چنين گروهي هم باشد، خوبش پيدا نمي شود، اما روحيه حاکم بر جامعه ما و جامعه فوتبال ما به گونه اي است که اغلب آدمها از کار گروهي فرار مي کنند و آن را خود ويرانگرانه مي دانند؛ ترس از زير آب زني، از دست دادن جايگاه نفر اولي و فروخته شدن اطلاعات تيم، ترسهايي است که نشانگر عقب افتادگي اجتماعي اين فوتبال است.

پس ما وقتي مي خواهيم يک اتفاق مثل برکناري عليرضا منصوريان را تحليل کنيم، نبايد با يک جمله تقصير را گردن مدير يا سرمربي بيندازيم. مجموعه اي از ضعفها در قسمتهاي مختلف است که توليد ناکامي مي کند؛ ترس سرمربي از کار گروهي، نبود گروه مشاوره قوي در اين فوتبال، نگاه سطحي مديران به استفاده از مربيان جوان و در نهايت، کم آوردن در کار سختي به نام فوتبال که بعضي وقتها تيمهاي بزرگ دنيا هم در آن به بن بست مي خورند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟