جنگی كه گنج شد
دلائل وقوع جنگ از نگاه رهبری
کد خبر: ۶۶۱۸۹
| | 4520 بازدید
آيتالله خامنهای از جمله شخصيتهای برجسته و ممتاز نظام جمهوری اسلامی میباشند كه نه تنها از نخستين ساعات شروع جنگ تحميلی تا پايان آن، در سطوح گوناگون مديريتی و نظارتی نقشهای مهمی را ايفا كردند، بلكه ماهها قبل از آن، با مشاهدهی نشانههای حمايت هدفدار كشورهای خارجی از عراق برای تجاوز به مرزها و قلمرو كشورمان، طی مصاحبه با خبرگزاری پارس در 20 فروردين 1359 نسبت به آن هشدار داده و خواستار اقدامات پيشگيرانه شده بودند.1
ایشان درحالیكه يك روحانی بوده و ظاهراً نسبتی با امور نظامی نداشتند، در سمتهای رسمی و غيررسمی، برای تقويت قدرت و اقتدار آن در شورای انقلاب و در سمتهايی نظير نمايندهی امام خمينی(ره) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمايندهی شورای انقلاب در وزارت دفاع، معاونت وزارت دفاع و نمايندهی امام در شورای عالی دفاع و سخنگوی آن شورا تلاش كردند و در اين مدت، درك عميق و صحيحی از ساختار نيروهای مسلح اعم از سپاه و ارتش و ضرورت هماهنگی و اقتدار آن دو نيرو كسب كرده بودند.
در سال اول جنگ تحميلی نيز به صورت مستقيم و بلافاصله با پوشيدن لباس نظامی در جبهههای جنگ جنوب و غرب كشور حضور يافتند و در كنار شهيد چمران و ستاد جنگهای نامنظم او، ضمن دادن روحيه به سپاهيان اسلام، از مسائل و مشكلات جبههها نيز اطلاعات دقيق و دستاولی تهيه و هر هفته زمانی كه برای اقامهی نماز جمعهی تهران و شركت در جلسههای شورای عالی دفاع به تهران میآمدند، به اطلاع امام خمينی(ره) میرساندند.
در طول دوران هشتسالهی رياستجمهوری نيز، گرچه امكان حضور ایشان در جبههها وجود نداشت، اما بهعنوان دومين مقام رسمی كشور و رياست شورای عالی دفاع و از سال 1365 به بعد با امور مربوط به جنگ و دفاع مقدس در ارتباط بوده و لحظهای از تجهيز و تقويت نيروهای مسلح و رفع نيازمندیهای آن و تلاش برای خودكفايی در توليد سلاح و مهمات و جنگافزارهای نظامی غافل نبودند. همچنين با بازديد از جبهههای جنگ و شركت در مراسمهای سان و رِژه و سخنرانی در جمع نظاميان، به تقويت روحيهی جنگاوری و دشمنستيزی آنها كمك میكردند.
در عرصهی سياست خارجی جنگ تحميلی نيز يكی از عناصر اصلی تصميمگيری و از اركان اجرايی و سياسی در امر مذاكرات سياست خارجی مربوط به جنگ و پشتيبانی از آن بودهاند. بنابراين همچون امام خمينی(ره) و ساير مسؤولان ارشد كشور به پيگيری امور مربوط به جنگ بهعنوان اولويت اول كشور نگاه میكردند. مذاكره با سازمانها، تعاملات و سران كشورهای خارجی، پيگيری حقوقی موضوع جنگ از طريق مجامع و سازمانهای بينالمللی، خنثیسازی تبليغات عراق و جهان استكباری برای وارونه نشان دادن حقايق جنگ و عدم پذيرش صلح تحميلی تا زمان بازگرداندن نيروهای متجاوز دشمن به مرزهای بينالمللی و مواردی از اين قبيل بخشی از تلاشهای ايشان بوده است.
از تريبون نماز جمعهی تهران نيز بهنحو شايستهای برای پيشبرد امور جنگ، تشويق و ترغيب مردم برای اعزام به جبهههای جنگ و كمكهای مردم به جبهههای جنگ و همچنين خنثیسازی تبليغات هدفدار و دروغين دشمن و حاميان آن و ذكر حقايق جبهههای جنگ بهرهبرداری مینمودند. پس از ذكر مقدمهای از نقش و جايگاه آيتالله خامنهای در رابطه با جنگ تحميلی و دفاع مقدس به ترسيم و تبيين موضوع جنگ تحميلی و دفاع مقدس از نگاه ايشان میپردازيم:
آيتالله خامنهای جنگ تحميلی عراق بر ضد نظام جمهوری اسلامی ايران را "جنگ ميان اسلام و كفر" میدانند كه قدرتهای استكباری و در رأس آنها آمريكا برای مقابله با انقلاب اسلامی طراحی و توسط دولت بعثی عراق اجرا كردند. ايشان در خطبهی نماز جمعهی 28 شهريور 1359، يعنی سه روز قبل از آغاز رسمی جنگ گفتند: "نيروهايی كه بايد با اسرائيل بجنگند، پشت مرزهای جمهوری اسلامی متمركز شدند. آمريكا میدانست كه حضور نظامی او در ايران برای او گران تمام خواهد شد، بسياری از نقشهها و هدفهای خود را به دست حكام بعثی پست و مزدور عراق انجام میدهد."2
بر مبنای ياد شده، جنبهی عقيدتی و ايدئولوژيكی دفاع مقدس بر ساير جنبههای معمول تقدم داشت و در واقع جنگ عقيده با عقيده بود. آيتالله خامنهای اهداف و انگيزههای تجاوز عراق به قلمرو جمهوری اسلامی ايران را به شرح زير برمیشمارند:
1. مقابله با اسلام و انقلاب اسلامی: "جنگ تحميلی هشتساله، محاصرهی اقتصادی و انواع حملات بیشمار سياسی و تبليغاتی و اقتصادی عليه جمهوری اسلامی، در حقيقت با انگيزهی فشار بر اسلام و دشمنی با آن انجام گرفت و ما افتخار میكنيم كه بهخاطر گوهر عزيز يكدانهای كه با خود داشتيم ـ يعنی ايمان به خدا و عمل به اسلام- سالها مورد خشم جنونآميز و انتقام سبعانهی قدرتهای جهانی قرار گرفته و سپر بلا شديم."3 در جای ديگری نیز اشاره میكنند: "غرب بهخاطر دشمنی با اسلام و ترس از اسلام مبارز، به عراق كمك كرد تا نگذارد كه جمهوری اسلامی در جنگ به پيروزی قاطع نظامی دست پيدا كند و عراق را از صحنه خارج نمايد."4
2. براندازی یا تضعیف نظام جمهوری اسلامی: "جنگ را به وجود آوردند، تا نظام اسلامی را از بين ببرند يا وادار به تسليم كنند، برای آنها فرقی نمیكرد. میخواستند يا جمهوری اسلامی بهخاطر اشغال و گرفتاریهای جنگ ساقط بشود، يا اگر ساقط نمیشود، همانطوری كه بيشتر كشورهايی كه به اين مصيبتها دچار میشوند و بالأخره رو به يك قدرتمند میكنند و پيش او دست دراز میكنند، شايد ملت ايران و نظام عظيمالشأن اين ملت هم مجبور بشوند در مقابل دشمنان تسليم بشوند، دست دراز كنند و بگويند خيلی خوب، تسليم هستيم. نگذاريد ديگر عراق اينقدر ما را بكوبد. بدون ترديد هدفشان اين بود؛ اما اين آرزو هم به دلشان ماند."5
ایشان در جایی ديگر اشاره دارند: "در اول انقلاب، استكبار با مطالعهی دقيق به اين نتيجه رسيد كه بايد ملت ايران را بهخاطر انقلابی كه به اسلام عظمت میبخشد، مورد فشار شديدی قرار بدهد تا به خيال خود، هم آنها را از انقلاب پشيمان كند و هم وضع ملت ايران برای كشورهای ديگر عبرتی بشود. جنگ كه به راه افتاد، همهی نيروهای قابل توجه دنيای كفر و استكبار، پشتسر رژيم جنگافروز قرار گرفتند. تصميم قطعی آنها اين بود كه جمهوری اسلامی را نابود كنند؛ اما ارادهی خدای متعال غير از اين بود."6
3. جلوگيری از سازندگی و آبادانی كشور: "اين جنگ را بر ما تحميل كردند، يكی از هدفهای عمدهاش همين بود كه نگذارند كشور ما ساخته بشود، نگذارند اين نيروهای كار مانند چشمهای بجوشند، نگذارند پول بيتالمال كه در اختيار دولت است، خرج وضع محروميت بشود؛ خواستند ما را دائم به جنگ و به حملهی خارجی سرگرم نگهدارند"7
4. تجزيهی كشور: "آن نيروی مجهز به همهی ابزارهای مدرن جنگی، نيامده بود كه برود. مگر ارتش عراق به ايران آمده بود كه برگردد؟ اگر میخواست برگردد، نمیآمد؛ آمده بود كه خوزستان را از آن خود كند، منابع نفت را از جمهوری اسلامی بگيرد و اين ننگ و ذلت را بر پيشانی جمهوری اسلامی ابدی كند و بگويد جمهوری اسلامی نتوانست يك استان ثروتمند و نفتخيز خودش را حفظ كند."8
البته جنگ ابعاد وسيعتری داشت و خسارات مادی و انسانی فراوانی بهبار آورد اما چون به عرصهی تجلی و تأثير معنويت و ايمان سپاهيان ايرانی تبديل شد. لذا علاوه بر خنثی كردن همهی توطئههای دشمن، عناصر سازندگی و خودكفايی نيز از دل دفاع مقدس جوشيد و اهداف و انگيزههای حمله به جمهوری اسلامی ايران به ضد خود تبديل شد: "جنگ تحميلی هشتساله، ملت ما را عزيزتر كرد. اگرچه طراحان اين توطئه میخواستند به جمهوری اسلامی ضربه بزنند، اما ملت بزرگ ما با ايستادگی و مقاومت خود در راه خدا، اين توطئه را به وسيله و نردبانی به سمت قلهی آرزوها و ارزشهای اسلامی و وسيلهای برای پيشرفت تبديل كرد."9
بنابر آنچه گفته شد در سايهی نظام ولايی به رهبری امام خمينی(ره) و ايمان راستين به خدا و نگرش عقيدتی به دفاع مقدس، نظام جمهوری اسلامی و ملت ايران همه به الگويی برای استقلال و پيشرفت ملتها تبديل شد و همه پرچمدار عزت و سربلندی اسلام و در داخل نيز موجب اتحاد و انسجام مردم گرديد و ارزشها و پيامهای انقلاب ايران از اين رهگذر به سراسر جهان صادر گرديد.
تهیه و تنظیم: سجاد راعی گلوجه كارشناس اسناد و پژوهشگر تاريخ معاصر و انقلاب اسلامی
منبع: khamenei.ir
پی نوشت:
1. در مكتب جمعه؛ مجموعه خطبه¬های نماز جمعهی تهران، ج 2، به كوشش مركز مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی، 1364، ص 341.
2. همان، ص 310.
3. حديث ولايت؛ مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، ج 1، به كوشش دفتر مقام معظم رهبری، تهران، سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامی، 1375، صص 224 ـ 223.
4. همان، ج 4، ص 55.
5. همان، ج 8، ص 118.
6. همان، صص 256 ـ 255.
7. همان، ج 7، ص 280.
8. همان، ج 1، ص 294.
9. همان، ج 5، ص 112.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





