66 كيلو طلا
مهدي تقوي ستاره كشتي آزاد ايران در مسابقات جهاني دانمارك است. اين اولين طلاي كشتي ايران پس از سه سال محسوب ميشود.
به نوشته تهران امروز؛ خبر طلاي تقوي را در برنامه 90 ديديم و شنيديم. گزارشگر فوتبال در نخستين برنامه نودش در فصل نهم ليگ برتر به سبك پهلوانان كشتي از همتاي شبكه «سهاي» خود كه رضا جاوداني باشد براي پرداختن يكي، دو دقيقهاي به كشتيهاي جهاني 2009 دانمارك از مجري و دستاندركاران برنامه «رخصت» رخصت گرفت و لحظاتي روي تصاوير قهرماني پسر مازندران صحبت كرد.
مهدي تقوي را نشان داد كه با گرفتن يك زير يك خم از «رسول ژوكايف» در لحظات پاياني او را از تشك خارج كرد و همين كافي بود تا بر بلندترين سكوي 66 كيلوييهاي كشتي آزاد جهان بايستد.
تقوي هنوز از هوا به زمين برنگشته بود كه خودش را در آغوش غلامرضا محمدي پيدا كرد كه او را ميبوسيد. سرمربي نسبتا جوان تيمملي شانه مهدي را بوسيد و او را براي آخرين بار روي تشك فرستاد تا داور دستش را پيش چشم روسها به هوا بلند كند. تقوي حالا اولين طلايي وزن 66 كيلوي تاريخ كشتي آزاد ايران لقب گرفته بود و عادلفردوسيپور هم از برنامه 90 اين طلاي غرورآفرين را به اهالي كشتي و ملت ايران تبريك گفت.
تقوي را دير شناختيم
مهدي تقوي را چقدر ميشناسيد. او از استان مازندران، منطقه زيرآب و شهرستان سوادكوه است. فرزند يك خانواده كشتيدوست كه 23 سال پيش (1365) ديده به جهان گشود.
نوزادي كه نميدانست در سال 2008 دوبنده المپيكي ايران را در يك صبح زود بر تنش ميكند تا در پكن روي تشك برود. او از همان دوران كودكي و در لابهلاي علفزارهاي سوادكوه دنبال طلا ميگشت. مهدي اتفاقا يك بچه محل هم داشت كه او چنين تصاويري را در ذهنش ورق ميزد اما ورق زدنهاي تقوي كجا و تصاوير ذهني سعيد داداشپور كجا؟! همان كه در اردوي تيمملي هم رقيب 66 كيلويي تقوي بود كه در نهايت آن سالتوي عجيب و غريب را از همزبانش خورد و از سوار شدن بر هواپيماي دانمارك بازماند.
مهدي تقوي در جمع دوستانش هم متين و سربهزير است. آن زمان كه در جهاني جوانان در كلمبيا قهرمان جهان شد، كارشناسان اهل فن به كادر فني بزرگسالان توصيه كردند كه اين تقوي را به بزرگسالان دعوت كنيد تا همچون پيشينيان خود از جمله رسول خادم و عليرضا دبير كه از جوانان به بزرگسالان آمدند در تيمملي هم طلا بگيرد اما گوششنوايي آنچنان كه بايد و شايد نبود. تقوي اما با اينكه از منطقهاي محروم سربلند كرده بود اين شانس را داشت كه اسم منطقهاش در عالم كشتي چندان محروم نبود.
بدون حاشيه تا المپيك
اين تقوي با اين قدرت و جسارت ميتوانست در المپيك پكن هم طلا بگيرد اگر او را زودتر مهياي چين ميكرديم. تقوي درست يك ماه پيش از المپيك فهميد كه بايد در كاروان ايران حضور داشته باشد. قطعا آنهايي كه در آن روزها چشمشان را دير به روي تقوي گشودند حالا خود را نميبخشند.
تاريخ ثابت كرده هرگاه قهرمان جوانان جهان را به تيمملي بزرگسالان آوردهايم طلاي جهاني را هم از آن ايران كرده است. از اين دست تقويها در ايران زياد هستند و استعدادهاي اينچنيني كم نداريم كه البته داشتن اين تقويها مستلزم برگزاري مسابقات انتخابي در تيم ملي است و بايد انتخاب انتصابي را از بين برد تا طلاييهاي ايران را بيشتر ببينيم.
جالب است بدانيد يكي از عوامل اصلي در طلايي شدن تقوي در جهان بدون حاشيه بودن اوست. برخلاف سعيد داداشپور هممحلهاي او در سوادكوه كه مسيرش را با اشتباه طي كرد. البته تقوي هم بايد مراقب راه پيش رويش باشد تا هرگز از مسير مستقيم خارج نشود. او بدون حاشيه تا المپيك 2012 لندن هم طلا ميگيرد.
ستاره تيمملي
مهدي تقوي فوقالعاده آماده بود. روي صندلي هواپيما هم ميشد مدال طلا را روي سينهاش ديد. چهره مصمم اين پسر سوادكوه لرزه بر تن همه رقبايش انداخته بود. شاهين رمضان قهرمان المپيك 2008 پكن كه در جايزه بزرگ باكو حاضر به رقابت در فينال برابر تقوي نشده بود در هرنينگ دانمارك هم دوبنده نپوشيد و از روي سكوها فقط نظارهگر هنرنمايي تقوي بود.
تقوي باور كرده بود كه بهترين 66 كيلويي دنياست. او در واقع ستاره تيم ايران در اين تورنمنت بود. حتي اگر ما در چهار وزن آخرمان هم بتوانيم طلا كسب كنيم اما رنگ طلاي تقوي طلاييتر از بقيه خواهد بود. پيش از او ما در 66 كيلو تنها نقره مسعود مصطفي جوكار در المپيك 2004 آتن را داشتيم و آن زمان كه كشتي هشت وزن داشت اكبر فلاح در 68 كيلو توانسته بود طلاي 1993 تورنتو كانادا را بر سينه بزند.
پس هيچ طلايي در اين وزن نداشتهايم و تولد يك كشتيگير صاحب سبك خبر خوبي براي جامعه كشتي پس از ناكامي در المپيك 2008 است. او مانند رسول خادم كار ميكند، باهوش،آرام و بامتانت. كشتيهاي باحوصله تقوي روح و روان حريفش را آزار ميدهد و بيشك مهدي با ادامه همين روند ميتواند طلاهاي ديگري را نيز در كلكسيون افتخاراتش ثبت كند.
تقوي خود در مورد اين قهرمانياش گفت: «9 ماه بود شبانهروز تمرين ميكردم و دائم در اردوهاي تيمملي بودم.» مهدي از اينكه توانسته بود حاصل زحمات خود را با طلا ببيند بيشتر خوشحال بود و كشتيهاي دانماركش را سخت توصيف ميكرد: «در دور دوم استادينك اوكرايني (نايب قهرمان المپيك) را بردم و اسپريدونوف قزاق هم حريف خوبي بود. در فينال هم ژوكايف روس را در دو تايم بردم كه البته هيچ امتيازي هم نتوانست از من بگيرد. به جز اينها با كشتيگيران تركيه و گرجستان هم رو در رو شدم.» تقوي معتقد است هرگز به يك مدال قناعت نخواهم كرد و حالا مسئوليتش هم بيشتر شده است.
محسن كاوه هم تقوي را تاييد ميكرد: «قصد ندارم بحث قرعه را مطرح كنم، اما تقوي هماني بود كه انتظارش را داشتيم و با ثبات مبارزه كرد تا قهرمان جهان شود.» اما در مورد تقوي جالب است اين را هم بدانيد كه او زماني كه در تيم نفت در ليگ برتر كشتي ميگرفت در مصاف رو در رو با تيم محلهاش (صدراي زيرآب) روي تشك نرفت. او كه البته چنين بندي در قراردادش نوشته نشده بود به صورت لفظي از سرمربي نفت خواست برابر بچهمحلهايش كشتي نگيرد و همين كشتي نگرفتن باعث برد 4 بر 3 زيرآبيها شد و نفت به نيمهپاياني راه نيافت. نكته جالب ديگر در مورد تقوي نوع آرايش موهايش است كه هر بار به يك شكل جديد تغيير ميكند. شنيديم چندي پيش از فدراسيون كشتي روسيه با روابط عمومي فدراسيون كشتي ايراني تماس ميگيرند و سراغ آرايشگر موي تقوي را ميگيرند. اين در حالي است كه تقوي هر بار در يك آرايشگاه مو كوتاه ميكند و گاهي اوقات هم به گفته خودش پدرش موهايش را ميزند.
تقوي به حال خود رها نشود
حالا كه پس از سالها توانستهايم در دسته سبك وزن يا تقريبا ميان وزن به چنين گوهري دست پيدا كنيم كه بتواند اينچنين با اقتدار عنوان قهرماني جهان را از آن خود كند بر مسئولان فدراسيون واجب است تا قدر اين گوهر را دانسته و او را به حال خودش رها نكنند.
او كه در رشته تربيتبدني تحصيل ميكند حالا بيش از هر زمان ديگري نيازمند توجه و حمايت مسئولان ورزش اعم از سازمان تربيتبدني و فدراسيون كشتي است. تقوي با اين تواناييها و اين سن و سال كم ميتواند تا مدتها تضمينكننده يك نشان طلا براي كاروان كشتي ايران باشد و اگر اندكي به او توجه شود خيال همه اهالي كشتي بابت اين وزن راحت خواهد بود.
تقوي را دريابيد كه رها كردن او به حال خودش به ضرر كشتي خواهد بود. اميد است يك هفته ديگر كه او به تهران و سپس به سوادكوه برگشت فراموشش نكنيم و همچون روسها او را از همين حالا مهياي بازيهاي آسيايي گوانگجو و جهاني 2010 كنيم تا زمينهساز موفقيتهايش در المپيك 2012 لندن باشيم.
پشتوانه سازي
حضور تقوي در وزن 66 كيلو و كسب اولين طلاي اين وزن براي ايران خبر خوبي است اما بايد اين را دانست كه نفر اول جهاني شدن فقط يك لحظه است و وقتي قهرمان جهان از سكو بالا رفت و پايين آمد ديگر مثل ساير نفرات هموزن خودش است.
پس بايد به پشتوانههاي اين وزن توصيه كرد كه تصور نكنند ديگر راهي براي رسيدنشان به دوبنده تيم ملي نيست و هرچه آنها تلاش بيشتري داشته باشند تا به دوبنده تقوي برسند باعث پيشرفت هرچه بيشتر خود تقوي هم خواهد شد. چهبسا رقابت با تقوي منجر به ظهور يك 66 كيلوي ديگر نيز ميشود اما در مورد سعيد ابراهيمي بايد گفت او در دسته 96 كيلو انتظارات را برآورده نكرد.
ابراهيمي كه گفته ميشود از نظر روحي – رواني آماده نبود اتفاقا كاملا آماده بود. كادر فني در اردوهاي تمريني هرآنچه از دستشان برميآمد را براي ابراهيمي و سايرين مهيا كرده بودند. او خودش نتوانست برابر گاتسالوف به برتري برسد چون اين باور را نداشت كه ميتواند او را شكست دهد. ابراهيمي با اين روحيه همواره پشت خط مدال خواهد ماند و تنها مانع از رسيدن ديگر 96 كيلوييهاي ايران به دوبنده تيم ملي خواهد شد.
حضور تقوي در وزن 66 كيلو و كسب اولين طلاي اين وزن براي ايران خبر خوبي است اما بايد اين را دانست كه نفر اول جهاني شدن فقط يك لحظه است و وقتي قهرمان جهان از سكو بالا رفت و پايين آمد ديگر مثل ساير نفرات هموزن خودش است. پس بايد به پشتوانههاي اين وزن توصيه كرد كه تصور نكنند ديگر راهي براي رسيدنشان به دوبنده تيم ملي نيست و هرچه آنها تلاش بيشتري داشته باشند تا به دوبنده تقوي برسند باعث پيشرفت هرچه بيشتر خود تقوي هم خواهد شد.
خبر طلاي تقوي را در برنامه 90 ديديم و شنيديم. گزارشگر فوتبال در نخستين برنامه نودش در فصل نهم ليگ برتر به سبك پهلوانان كشتي از همتاي شبكه «سهاي» خود كه رضا جاوداني باشد براي پرداختن يكي، دو دقيقهاي به كشتيهاي جهاني 2009 دانمارك از مجري و دستاندركاران برنامه «رخصت» رخصت گرفت و لحظاتي روي تصاوير قهرماني پسر مازندران صحبت كرد.
مهدي تقوي را نشان داد كه با گرفتن يك زير يك خم از «رسول ژوكايف» در لحظات پاياني او را از تشك خارج كرد و همين كافي بود تا بر بلندترين سكوي 66 كيلوييهاي كشتي آزاد جهان بايستد.


