رونويسي از مشق هميشگي شكست
تيم اميد، باز هم نقطه را سر همان خط قديمياش ديد. درست همان جايي كه هر بار مشقهاي پر غلط مربيانش شروع ميشد و چون توجهي به همان اشتباهات نميشد، هيچ وقت نمره قبولي در ته آن دستنوشتهها و مشقهاي فوتبال ايران نبود! داستان تيم اميد، همان داستان تكراري و پراشكالي است كه انگار باز هم بايد با چشمهاي بسته مصححانش روبهرو شود و در نهايت، شكستي دوباره در دفتر حساب فوتبال ايران ثبت شود.
به نوشته جام جم؛ غلام پيرواني چرا و چگونه به نيمكت سرمربيگري تيم اميد رسيد؟! دعواي سادهاي بود. فدراسيون فوتبال مثل هميشه مدعي متولي شدن تيم اميد نشان ميداد و كميته المپيك خود را صاحب اختيار تمامي تيمهاي حاضر در المپيك ميدانست. فدراسيون فوتبال و علي كفاشيان مدعيان اصلي برافراشتن پرچم استفاده از مربي ايراني بودند و بهرام افشارزاده تمامي همت خود را براي وتو كردن راي مسوولان فدراسيون به كار ميبرد.
نكته قابل تامل در دعواي فدراسيون و كميته به جايي برميگشت كه علي كفاشيان كه خود زماني در قامت دبيركل كميته ملي المپيك مدعي بود تمامي امور مربوط به تيمهاي حاضر در رقابتهاي انتخابي المپيك به عهده اين كميته بود و هيچ اختياري در اين زمينه به عهده محمد دادكان، رياست وقت فدراسيون قائل نميشد؛ هرچند او هم در اين دعوا شكست خورد و در 2 نوبت، محمد مايليكهن و بعد رنه سيموئز به اين نيمكت رسيدند، ولي او اين بار همان اختيار را از افشارزاده كه بر صندلي قبلياش جلوس كرده ميگيرد و به خود ميبخشد.
انتخاب غلام پيرواني دقيقا در اتاق كميته تيمهاي ملي انجام شد. آيا پيرواني تمامي پارامترهاي لازم را در كارنامهاش ميديد؟ غلام پيرواني روي اصل موفقيت علي دوستي گزينش شد. دليل اصلي اين انتخاب، صرفا به فعاليت چند ساله پيرواني با بازيكنان ردههاي سني زير 23سال در تيم فجر مقاومت مربوط ميشد.
اين استدلال كه چون علي دوستي به واسطه آشنايي با فضاي ذهني و فني بازيكنان زير 18 سال توانست نوجوانان ايراني را به جام جهاني ببرد، پس پيرواني هم همين اتفاق را براي اميدها رقم خواهد زد، به تنها ادله كفاشيان و تاج بدل شد.
نقش پدرخواندگي غلام پيرواني سالها در فجرمقاومت و اين شعار هميشگي او كه «من خانهام را خوابگاه و رختكن برق كرده بودم» محسوس بود
افشارزاده به 2 پيش شرط اين قرارداد را پذيرفت. اول جدايي پيرواني از مقاومت سپاسي و تك شغله شدن او در تيم اميد و دوم انتخاب يك دستيار اروپايي از سوي كميته المپيك براي نشستن كنار دست پيرواني هر دو خواسته پذيرفته شد و اما در عمل هردو مورد در نهايت و در عمل از عملي شدن دور ماند!
***
غلام پيرواني از مقاومت استعفا و يك جوان را با نظر و دستور شخصياش در مقاومت جانشين خود ميكند. چند روز بعد با حفظ سمت در تيم اميد، حكم مشاور عالي مديرعامل برق شيراز را دريافت ميكند و مسوول مستقيم رفت و آمدها در باشگاه مادرياش ميشود.
برق براي پيرواني، چيزي است مثل پرسپوليس براي پروين و ملوان براي صالحنيا. نقش پدرخواندگي غلام پيرواني سالها در مقاومت محسوس بود و اين شعار هميشگي او كه «من خانهام را خوابگاه و رختكن برق كرده بودم...» از زبان پيرواني، دقيقا تداعيكننده ادعاي پروين در مورد جمع شدن باشگاه پرسپوليس در يك صندوق عقب ماشين ميشد!
اما چه كسي انتظار داشت غلام پيرواني در نهايت حكم سرمربيگري برق را براي خود تنظيم كند؟!
***
تيم اميد از همين جا نقطه را گذاشت و به سر خط برگشت. مردي كه در اذهان عمومي به مربي آرمانگرا معروف بود، وعدههايش در مورد وقف كردن صددرصد زمان كاري خود در تيم اميد را ناديده گرفت و با برق شيراز زندگي دومي را آغاز كرد. آيا با چنين اوصافي ميتوان انتظار داشت نتيجهاي خارقالعاده براي تيم اميد رقم بخورد؟! آيا ميتوان در حالي كه مربي تيم اميد يك سال زمان مفيد كارياش را در فضاي پرالتهاب و پرفشار ليگ يك ميگذراند، از او انتظار بهترين انتخابها و نتايج را داشت؟!
غلام پيرواني در چه شرايطي قرارداد تازهاش را با برق امضا كرد؟! او كه حدود 4 ماه انتظار كشيد تا حكم سرمربيگرياش در تيم اميد به امضاي كميته المپيك برسد، كمتر از 10 روز بعد با برق شيراز قراردادي تازه بست.
به نظر ميرسد عمل غلام پيرواني كه در تمامي طول دوران مربيگرياش به عنوان اسوه اخلاق مشهور بوده، عجيبترين كنش زندگي حرفهاي او باشد. چرا پيرواني پيش از اهداي اين حكم همكارياش با مقاومت را پايان داد و داستان سرمربيگري اش در برق را در لفافه و سكوت نگه داشت؟!
***
علي كفاشيان را به ياد ميآوريم كه دبير كميته ملي المپيك بود. او تمامي تلاش خود را روي يك اتفاق معطوف كرد. حذف شدن رنه سيموئز (كه بهترين انتخاب دادكان براي تيم اميد محسوب ميشد) و حضور وينكو بگوويچ كه تا چند روز قبل از ملاقات مديربرنامههاي او و كفاشيان، در قطر داشت مدرسه فوتبال الريان را مديريت ميكرد!
علي كفاشيان يك بار طعم انتخاب غلط براي تيم اميد را چشيد و انگار حالا بايد تصميم گيري براي اين تيم را از دوش خود باز كند! آنچه مسلم به نظر ميرسد اين است كه تيم اميد دقيقا الگوي هميشگي خود براي ناكامي را با مربيان چندشغله تكرار كرده است!


