دلآرام، نه دلربا
ويسنته دلبوسكه قبلا در رئال مادريد هم لياقتهاي خود را به اثبات رسانده بود اما اكنون فريادهايش بيش از گذشته شنيده ميشود. راقم اتفاق نهچندان كوچك روز شنبه (دستيابي به ركورد 35 بازي بدون شكست) شخصي به نام دلبوسكه نيست. بله! خب، اقتدار اسپانيا از زمان آراگونس آغاز شد اما فقط به كمك يك رهروي مطلع و با دانش، دوام بزرگترين امپراتوريها تضمين ميشود.
به نوشته خراسان و به نقل از گاردین؛ اسپانيا اكنون در قله حريفي را در حد و اندازههاي خود نميبيند چون دلبوسكه رموز ادامه دادن راه معمار اين بنيان موفق را ميداند. باب پيسلي پرافتخارترين مربي تاريخ ليگ قهرمانان، هارموني نتهاي پدر موسيقيدانش را در تيم فوتبال محله جاري ميساخت، فرگوسن فوتبال را راهي براي تبديل اشكهاي دوران دشوار كودكي و نوجواني به قهقهههاي ميانسالي ميدانست و به نظر ميآيد مورينيو جايي خارج از مستطيل سبز نميتوانست خود را آقاي خاص بنامد.
دلبوسكه هم ظاهر نازيبا، كاريزماي نداشته و عدم محبوبيت نزد سران باشگاه محبوب خود را به گونه خاصي جبران كرده است؛ با سختكوشي و برقراري نظم در يك تيم آماده. از زمان بازنشستگي باب پيسلي در سال 1983، فقط 5 مربي بيش از يك بار بر جام قهرماني ليگ اروپا بوسهزدهاند. فرگوسن و آنچلوتي از آنچه ساختند بهره بردند و 2 پروفسور فوتبال به نامهاي هيتسفلد و آريگو ساچي با سبك موردنظرشان جاودانه شدند. نفر پنجم چطور؟
دلبوسكه خلاف جهت جريان آب شنا كرد و هنوز در حال غواصي درون درياي فوتبال ديده ميشود. مرد متولد سالامانكا در حالي همراه اسپانيا ركورد شكست كه قبلا افزودن 2 جام لاليگا و 2 سوپرجام اسپانيا به 2 قهرماني اروپا، درخشانترين دوران معاصر رئالمادريد را رقم زده بود.
پر بيراه نيست اگر او را سمبل مربيان پرافتخار اما بيسروصداي شاغل در عصر فعلي بناميم. «دن ويسنته» ميتواند با يك نگاه مستقيم به چشمان بازيكنان، تمام ناگفتهها را بر زبان بياورد. شايد او سخنور توانايي نباشد اما بهتر از هركسي از علم «زبان بدن» آگاهي دارد. پس چرا وقتي صحبت از مربيان پرافتخار ميشود، نامش را از قلم مياندازيم؟
شايد ظاهرپسندي رواج يافته توسط فلورنتينو پرس، رئيس جديد رئالمادريد ما را بد عادت كرده باشد. «الفلورنتين» ستاره سالار است و ميل فراوان به داشتن يك مربي خوشتيپ باعث شد 24 ساعت پس از رقم خوردن چهارمين دستاورد بزرگ دلبوسكه براي سفيدپوشان حكم اخراج سرمربي فعلي تيم ملي اسپانيا را صادر كند.
تلقي او به اندازه اين حرف يكي از ستارگان سابق رئالمادريد در جمع بازيكنان تيمش احمقانه بود؛ «قيافهاش خيلي اسفناك است.» همه كاره پرافتخارترين باشگاه جهان به بهانه آزمودن شخصي كه از مختصات هندسي بازيكنان سردربياورد، دلبوسكه را اخراج كرد.
عاقبت كسي با اين مشخصات يافت نشد. به هرحال هدايت فيگو، زيدان، رونالدو، كارلوس و رائول مستلزم وفور آرامش در قلب و مغز بود؛ آنچه به شكل خدادادي درون دلبوسكه وجود داشت و به طور تصادفي هيچ يك از سرمربيان بعدي قوهاي سپيد از چنين وديعهاي برخوردار نبودند.
ماجرا فقط به دوران ميانسالي دلبوسكه بازنميگردد. ويسنته در دوران بازي به عنوان يك هافبك دفاعي 9 قهرماني را به چشم ديد و 18 بازي ملي انجام داد. رقم اندوخته «محبوبيت» بيش از اين تعداد بود؛ آن قدر زياد كه به گفته گوتي در روز خداحافظي او در سال 2003، بازيكنان رئال مادريد مانند بچههاي دبيرستاني اشك ميريختند.
حالا بايد ديد مانوئل پيگريني، سرمربي جديد رئال مادريد ميتواند مانند دلبوسكه طيف جديدي از ستارهها مانند كاكا و رونالدو را زير پوشش اقتدار خود بگيرد يا نه. هيچكدام از جانشينان ويسنته چنين توانايي نداشتند. البته مرد قصه ما راه پيگريني را آسان ميپندارد.
چون عميقا معتقد است بدون بازيكنان خوب، ساختن يك تيم بزرگ دشوار به نظر ميرسد اما اگر ساختار مناسبي نداشته باشيد حتي با برترين ستارههاي دنيا هم به جايي نميرسيد.
تجسم عيني جمله فوق را در اسپانياي فعلي ميبينيم. از يورو 2008 تاكنون ذهنيت پيروزمندانه تيم تغيير نيافته است. دلبوسكه اگر ببازد برباد دهنده ميراث آراگونس نام ميگيرد و اگر ببرد در بهترين حالت چيزي بيش از يك ميراثخوار نيست. او بيتوجه به اين مسائل در اولين كنفرانس مطبوعاتي به عنوان سرمربي تيم ملي اسپانيا گفت: «نميخواهم انقلاب برپا كنم. البته عدم تغيير نبايد باعث شود فكر كنيم سوپراستار هستيم چون به اندازه كافي در جهان تيم خوب وجود دارد. تمجيدهاي فعلي به ضرر ما تمام ميشود. من به تيمم اعتقاد دارم و ميدانم به لطف قدرت بدني مطلوب قادريم روند خوب فعلي را ادامه بدهيم. سكاندار قهرمان اروپا هستم اما در بند آمار نميمانم چون عدد بازي معمولا انحراف افكار عمومي را در پي دارد. تجربه بازيكنان باتجربه را ارج مينهم. با اين حال جوانان مستعد را هم فراموش نميكنم. برقراري تعادل بين تجربه و جواني واقعا دشوار است.»
دعوت از بويان، بوسكتس و يورنته نشان داد دلبوسكه به بخش دوم جمله پاياني خود وفادار ميماند.
آقاي آرام فوتبال اسپانيا پس از دريافت حكم اخراج از فنرباغچه پيشنهاد تيم ملي مكزيك را رد كرد تا به نيمكت تيم ملي كشورش برسد. ابتدا به نظر ميرسيد آراگونس و دلبوسكه از 2 سياره متفاوت آمدهاند اما گذشت زمان زبان مشترك آنها را نماياند.
اگر اين اسپانياي قدرتمند نتايج خوب رقابتهاي مقدماتي را به پيروزيهاي متوالي در جام جهاني 2010 پيوند بزند، چه بسا دلبوسكه پس از ليپي به عنوان دومين مربي فاتح معتبرترين جام باشگاهي و مرغوبترين جام ملي تبديل ميشود. ميگويند اين اتفاق رخ ميدهد هرچند دلبوسكه به درستي اعتقاد دارد هنوز هيچ اتفاقي رخ نداده است.


