صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
12 عاملي كه يك تيم را از هم مي‌پاشد

دردسرها پشت سر هم مي‌آيند

کد خبر: ۵۱۹۱۴
| |
5166 بازدید

در فوتبال هميشه اوقاتي وجود دارد كه حتي بزرگ‌ترين و موفق‌ترين تيم‌ها را هم به بحران مي‌كشد.

به نوشته خراسان؛ بعضي وقت‌ها تساوي‌هاي بدون گل پي در پي يا انتقادهاي بازيكنان سابق و يا درگيري‌هاي لفظي ميان مربي و يك بازيكن تيم را به بحران مي‌برد. اما يك مربي در چنين زماني بايد زود خطر را حس كند و تيم را با قدرت و اعتماد به نفس به جلو پيش ببرد و اما 12 نشانه‌اي كه فروپاشي داخلي را در يك تيم هشدار مي‌دهند.

***

1. درگيري‌هاي داخل ميدان: همه مربي‌ها دوست دارند بازيكنانشان در ميدان براي تصاحب توپ بجنگند، نه با هم! اتفاقي كه ميان ديويد باتي و گريم لوسوي تيم بلكبرن در بازي مقابل اسپارتاك مسكو در ليگ قهرمانان 1995رخ داد. هر دو براي تصاحب توپ رفتند و با هم برخورد كردند و دعوا از همان جا آغاز شد.

2. ديدگاه‌هاي مديريتي: در يك دنياي ايده‌آل بازيكنان بازي مي‌كنند، مربيان تيم را هدايت مي‌كنند و مدير باشگاه هم به دنبال تأمين بودجه است. اما وقتي هيچ چيز سر جاي خودش نباشد، بعضي مديران احساس مي‌كنند بايد در مسائل تاكتيكي تيم هم دخالت كنند. كاري كه خوان لاپورتا انجام داد و درباره بازي سطح پايين دكو به ريكارد تذكر داد.

3. سوء تعبير در ترجمه‌ها: وقتي يك بازيكن در رسانه‌هاي همزبانش از تيم خارجي‌اش شكايت مي‌كند، امكان دارد همه چيز جور ديگري ترجمه شود. در ژانويه 2007 ديديه دروگبا در گفت‌وگو با روزنامه اكيپ از هيئت مديره چلسي به دليل حمايت نكردن از ژوزه مورينيو انتقاد كرد. مقامات چلسي تصور كردند صحبت‌هاي دروگبا طور ديگري ترجمه شده است. اما ناگهان در ماه مي همان سال دست چلسي از جام دور ماند و در زمستان 2008 مورينيو از چلسي رفت.

4. روابط سابق: شايد دو بازيكن در ميدان بازي هم‌آهنگي با هم داشته باشند ولي خارج از بازي اصلا از هم خوششان نيايد. ريور پلاته هم در بهار 2005 قرباني چنين اتفاقي شد؛ زماني كه داستان خيانت هوراسيو آملي به ادواردو توتزيو فاش شد. آن سال اين مدافعان با هم قطع رابطه كردند. نتيجه‌اش آن شد كه ريور پلاته، ليبرتادورس را از دست داد و در ليگ دهم شد.

5. يك مربي ديگر: هواداران از ديدن نام‌هاي بزرگ در تيم‌هايشان لذت مي‌برند. اما تا كي؟ و به چه قيمت؟ زماني كه كوين كيگان در ميانه‌هاي دهه 90 به نيوكاسل آمد تا جانشين مارك لاورنسون شود، بسياري در قدرت مربي‌گري او شك و ترديد داشتند و سرانجام هم او را با انگ يك مربي تدافعي بيرون كردند. پس از او سام آلاردايس در مي 2007 با سر و صداي زيادي آمد اما نتايج تغييري نكرد و در ژانويه 2008 از كار بركنار شد.

6. جشن نگرفتن لحظات خوش: در فوتبال هيچ چيز به اندازه گلزني لذت‌بخش نيست. اما برخي مواقع هم يك مهاجم وقتي گل مي‌زند چندان هم خوشحال نمي‌شود. درست مثل اتفاقي كه براي ويري در سال 2003 پس از فروش كرسپو افتاد. او زوج خط حمله‌اش را از دست داده بود و هر وقت براي اينتر گل مي‌زد با عصبانيت فراوان به تابلوهاي تبليغاتي كنار زمين مي‌كوبيد.

7. تمرين‌هاي كسل كننده: وقتي بازيكنان از جلسه‌هاي تمريني كسالت‌بار و خسته كننده شاكي هستند، يا درست تمرين نمي‌كنند و يا دير بر سر تمرين حاضر مي‌شوند. رونالدينيو هم در اواخر زمان حضورش در بارسا چنين رفتاري را در پيش گرفته بود. مورتن اولسن در نخستين فصل حضورش در آژاكس، فصل 98-97 را با دو جام تمام كرد اما پس از آن رونالدو و فرانك دي بوئر متدهاي تمريني او را زير سؤال بردند. همين انتقادها هم اولسن را فراري داد اما آژاكس همچنان در مكان ششم جدول هلند بود.

8. تفاوت‌هاي تاكتيكي: برخي اوقات بازيكن و مربي از نقطه نظر تاكتيكي با يكديگر در تضاد هستند. در مي 2004 رئال‌مادريد خوسه كاماچو را دراختيار گرفت تا نظم و انضباط به تيم بازگردد اما تاكتيك‌هاي دفاعي او روبرتو كارلوس را عاصي كرد. سپتامبر همان سال هم كاماچو براي رئال به تاريخ پيوست.

9. آس‌هاي زيردست: برزيلي‌ها را بيشتر به خلاقيت‌هايشان مي‌شناسند. اما در اروپا آن‌ها كمي دست كم گرفته مي‌شوند. در سال 1994 روماريو، ريو را به بارسا ترجيح داد اما بالاخره به بارسلونا برگشت اما روابطش با كرايف هرگز بهبود نيافت. كاتالان‌ها توسط ميلان در فينال ليگ قهرمانان با 4 گل به زانو درآمدند و سپس روماريو فروخته شد و روزهاي كرايف هم به شماره افتاد.

10. عدم توانايي در توضيح دادن: برخي فرمول‌هاي تاكتيكي يا آن‌قدر پيچيده‌اند كه اجرايشان مشكل است و يا اصلا عملي شدنشان غيرممكن به نظر مي‌رسد. انگليس زمان اسون گوران اريكسون، دياموند پيچيده و گنگي در خط مياني داشت. اوسي ارديلس هم در تاتنهام چنين تاكتيك‌هايي داشت كه موجب تمسخر هواداران و رسانه‌ها مي‌شد.

11. سلطنت‌هاي بي‌پايان: رينوس ميشل مي‌گويد: «هر بازيكني فكر مي‌كند براي خودش يك سلطنت دارد.» بله اين جمله كاملا درباره بازيكنان به خصوص ستاره‌ها صدق مي‌كند. اين سلطنت طلبي‌ها باعث فروپاشي يك تيم مي‌شود. بازيكنان مشهور دوست دارند هميشه اسم و تصوير خود را روي جلد مجلات و روزنامه‌ها ببينند. ميشل وقتي در فصل 81-1980 مربي كلن بود اين بحران را كاملا لمس كرد.

12. سوء مديريت در برخورد با رسانه‌ها: شايد طعنه‌آميزترين نشانه بحران يك تيم اين باشد كه يك مربي كنترل اعصابش را از دست بدهد. رودي فولر مربي آلمان پس از تساوي با ايسلند در سپتامبر 2003 خطاب به رسانه‌ها گفت: «حالم ديگر از شنيدن اين مزخرفات بهم مي‌خورد. آن‌ها يك مشت احمق هستند.» در آوريل 2008 هم توماس دال مربي دورتموند پاسخ تندي به انتقادهاي مطبوعات داد: «فقط به اين چرنديات مي‌خندم چون مثل جوك خنده‌دار هستند.»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟