مسابقه خودم با خودم
چند روز قبل بود، مرحله اول جايزه بزرگ تهران. با تعدادى از بچه هاى دووميدانى راجع به اتفاق هايى كه در دل اين ورزش مادر مى افتد، صحبت مى كرديم كه احسان حدادى پرسيد، كى مى شود مسابقه هاى دووميدانى ما هم تماشاگر داشته باشد؟ همان موقع يكى از بچه ها گفت: وقتى كه حداقل ۵ تا قهرمان آسيا داشته باشيم. اين ديالوگ در حالى رد و بدل شد كه پشت سر اين بچه ها مسابقه اى را مى ديديم كه دلگرم كننده نبود.
به نوشته جوان، مسابقه اى كه جذابيت خاصى نداشت اما با وجود تمام ضعف هايش، در مرحله دوم به شكلى در آمد كه همه متفق القول گفتند، صد رحمت به همان مسابقه اول. حداقل چند تا چهره آمدند اما مرحله دوم چى! هيچى. نه چهره شاخصى به خودش زحمت داده بود كه به شيرودى بيايد نه اينكه ركورد جالب توجهى ثبت شد.
البته وقتى خوب هاى هر رشته نباشند، نمى توانى انتظار ركورد هم داشته باشى اما انگار اين مسابقه كه در ۸ ماده برگزار شد براى كسى اهميت نداشت. كافى بود تنها مسابقه ۱۱۰ متر با مانع را ببينى تا متوجه شوى كه اوضاع از چه قرار است.
تنها يك نفر شركت كننده. اتفاق هاى عجيب و غريب در سال هاى گذشته زياد در اين رشته و البته ساير رشته هاى ما ديده شده اما اين يكى واقعاً نوبر بود. مسابقه خودم با خودم. شايد با نگاه به همين مسابقه بشود در مورد شرايط كلى حاكم بر اين مسابقه قضاوت كرد و ديگر نيازى نباشد بدانى كه ۸۰۰ متر تنها ۲ شركت كننده داشت يا اينكه در پرش سه گام ۱۶ متر بهترين ركوردى بود كه ثبت شد آن هم در غياب بچه هايى كه روزى در شيراز و تهران تشنه ركوردشكنى بودند. يكى گفته بود خسته ام، ديگرى هم گفته بود براى چى بيايم. مگر چه خبر است؟!
احسان مهاجر شجاعى و ايوب آرخى تنها چهره هايى بودند كه مى شد به آنها معطوف شد تا معلوم شود كه چكاره اند اما آنها هم هيچ نشانه اى رو نكردند براى اينكه اميدوار باشى روزهاى خوبى را گذرانده اند يا اينكه منتظر اتفاق هاى خوبى هستند.
احسان براى رسيدن به خط پايان ۸۰۰ متر، يك دقيقه و ۴۹ ثانيه و ۷۸ صدم ثانيه وقت صرف كرد و ايوب هم توانست نيزه اش را ۷۲ متر و ۷۶ سانتى متر پرتاب كند. . . بقيه نتايج هم قابل ذكر نيستند. به هر حال اين اتفاق ها در حالى افتاده كه انگار مسوولان فدراسيون هم خيلى برايشان اهميتى نداشته كه در شيرودى حاضر باشند يا نه، چون عليجانى كه مى گويد: « اصفهان هستم. شنيدم كه مسابقه خوبى نبوده. مى آيم تهران. بررسى مى كنم ببينم چه اتفاقى افتاده. »
كريمى، رئيس فدراسيون هم در شيرودى نبود اما با اين وجود گويا نه او و نه ساير همكارانش راضى نيستند. فقط كمى ركورد پيمان رجبى در ۲۰۰متر يعنى ۲۱ ثانيه و ۴۱ صدم ثانيه آنها را راضى كرده اگر چه خود پيمان بعد از مسابقه مى گفت: « خيلى بد شروع كردم. »
اين جايزه بزرگ در حالى با اين شرايط همراه شد كه گويا جوايزى كه فدراسيون براى ماده هاى مختلف در نظر گرفته آنقدر اغوا كننده نبوده كه دووميدانى كاران براى رسيدن به ركوردهاى تعيين شده تلاش كنند. به هرحال با اين استدلال كه بچه ها به ركوردها نمى رسيدند، پس چرا بايد مى آمدند، پرونده جايزه بزرگ تهران بسته شد تا حالا نگاه ها به اولين مرحله ليگ در مشهد باشد...


