دکتر نعمت الله فاضلی در گفتوگو با «تابناک»:
برخی مستندهای انتخاباتی فقط به هیجانات دامن می زد
اگر بخواهیم مقایسه کنیم در دیگر کشورها هم بحثهای احساسی مطرح است، اما محور تبلیغات در آنجا بر افزایش اطلاعات و ارایه تحلیلهای عمیق استوار است، نه مردمگرایی عامهپسند... بحثهاي ناسيوناليستي، عواطف قومي، قشري و ديني خيلي غليظتر از رویکردها و برنامه ها در برخی مستندهای پخش شده خود نمایی می کرد.
سرويس سياسي «تابناک» ـ نقد و ارزيابي دولت و نگرش پوپوليستي به نقش مردم در انتخابات، مؤلفههاي بارز فيلمهاي تبليغاتي بيشتر نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، دکتر نعمتالله فاضلي، عضو هيأت علمي و استاد دانشگاه علامه طباطبايي، از شخصيتهاي صاحبنظر در حوزه تخصصي انسان شناسي اجتماعي ـ فرهنگي با رويكرد «مطالعات فرهنگي» است، وي در گفتوگوي تلفني با «تابناک»، با بيان موضوع بالا به تحليل محتواي مستندهاي تبليغاتي نامزدهاي دهمين دوره رياستجمهوري پرداخت.
دکتر فاضلي در آغاز با ابراز اينکه نقش «تابناک» به عنوان رسانهاي منتقد در عرصه اجتماعي و سياسي کشور، قابل توجه و تقدير است، تحليل جامعي از بعد جامعهشناختي و رسانهاي پديده مستندهاي انتخاباتي پخششده ارايه داد.
اين استاد دانشگاه گفت: من هر چهار مستند پخش شده را به دقت ديدهام. از نگاه من هرچند اين مستندها به گونهاي است که نامزدها سعي ميکنند در آن به نوعي خود را معرفي و ديدگاههايشان را ـ البته بيشتر در قالب شعار ـ با مردم مطرح کنند اما، نامزدهاي رقيب رئيسجمهور فعلي بدون استثنا نقد جدي و به چالش کشيدن دولت را به عنوان يکي از عناصر اصلي محتوايي مستند خود مدنظر داشتهاند. البته غلظت اين نقد در ميان نامزدها متفاوت است، اما همين موضوع ـ نقد دولت ـ مستندهاي ياد شده را معنادار و تا حدودي نظر افکار عمومي را به خود جلب کرده است.
از نگاه جامعهشناختي، دليل اين جذابيت براي مردم، نوعي احساس نزديکي ميان نقدهاي ارايه شده با ذهنيتهاي مردم است و به دليل آنکه مردم تريبون عمومي براي طرح نقدها و اعتراضاتشان نداشتهاند، وقتي همين موضوع را در مستندها ميبينند، برايشان جذاب ميشود.
وي در ادامه گفت: نکته دوم در اين مستندها، تأکيد بسيار بر مردم است; درواقع هر کدام تلاش کرده بودند به هر شکلي که شده، اهميت و نقش مردم را پررنگ کنند. به عبارتي، اين مستندها بيشتر از آنکه نشاندهنده ديدگاهها، برنامهها و رويکرد نامزدها باشد، سعي داشتند بگويند مردم چه خواسته و انتظاري دارند.
نکته ظريف ديگر اين بود که در اين فيلمها به تصوير کشيدن انبوه جمعيت مردم و استقبال آنان از نامزدها عاملي شده براي نشان دادن محبوبيت نامزدها و به عبارتي، استفاده صرفا تبليغاتي از حضور تودهوار مردم در عرصه سياسي.
البته اين يک فرصت براي مردم نيز به شمار ميرود، زيرا رقباي رئيسجمهور کنوني در مستندهايشان براي جلب آراي بيشتر مردم به سراغ گروهها، اقشار و بخشي از جامعه ميروند که در موقعيت رسمي به هيچ وجه امکان و يا اجازه استفاده از ابزاري مانند رسانه ملي را براي طرح خواستهها و دغدغههايشان ندارند، اما ميبينم اين اتفاق در مستندهاي پخش شده افتاده است و سخنانی مطرح ميشود و يا افراد با پوشش خاصي در معرض ديد عموم قرار ميگيرند که در شرايط عادي و غيرانتخاباتي حتي براي لحظاتي اين فرصت به آنها داده نميشود و اين از نظر من براي مردم يک فرصت به شمار ميرود و به تعبير ديگر، خيلي از صداهايي که در هيچ شرايطي شنيده نميشوند، در اين وضعيت به گوش مسئولان ميرسد.
عضو هيأت علمي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي، عنصر بارز ديگر در مستندهاي تبليغي پخش شده را تأکيد بر احساسات و عواطف مردم و بعضا استفاده ابزاري از اين عنصر برشمرد.
وي در اينباره گفت: شايد تنها فيلمي که در آن استفاده از اين عامل، يعني احساسات و عواطف مردم، کمتر به مخاطب القا ميشود، مستند تبليغي محسن رضايي باشد. البته من نميدانم اعتقاد و سياست وي اين بوده يا کارگردان فيلم ابزار لازم را نداشته است، اما در فيلم احمدينژاد و موسوي، بحثهاي ناسيوناليستي، عواطف قومي، قشري و ديني خيلي غليظتر است.
اين صاحبنظر در موضوعات فرهنگي - اجتماعي ادامه داد: به هر شکل، توجه به عواطف مردم، خوب و حتي لازم است، اما در برخي موارد اينقدر اين موضع به شکل تصنعي پررنگ شده است که آدم احساس ميکند در آنها مانند فيلمهاي عاطفي هندي با مخاطب برخورد ميشود يا برای مثال، يکي از نمونههاي بارز اين نوع نگرش را در فيلم تبليغاتي آقاي کروبي آنگاه که آقاي کرباسچي از وجود 12 ميليون فقير در قالب پرسش از آقاي کروبي سخن ميگويد و در همان زمان براي گريه کردن تلاش ميکند. اين برخورد آنقدر تصنعي به نمايش گذاشته شد که هر بينندهاي متوجه ميشد.
يا نمونه ديگر، استفاده بيش از اندازه آقاي موسوي از پرچم ايران، سرود ملي و يا قوميت خاص و در مقابل آقاي احمدينژاد چه آنجا که حضورش در محلههاي فقيرنشين را نشان ميدهد و يا اينکه پاي احساسات مذهبي را به ميان ميکشد و يا حتي وقتي که از قدرت و شکوه دولت در موفقيت هستهاي يا پرتاب ماهواره سخن ميگويد، اينها هم به نوعي اشاره مستقيم يا با ايما و اشاره به بهکارگيري ظرفيتهاي عاطفي و احساسي مردم براي جلب آراي سياسي آنهاست، بنابراين، به عنوان يک عارضه، ميتوان به آن نگاه کرد، زيرا به جاي آنکه در فرايند تبليغات بر شناخت عقلي و تقويت عقلانيت مردم تأکيد شود، بعد احساسي و عاطفي بارز ميشود و اين موضوع در تبليغات غلبه پيدا کرده است.
وي افزود: اگر بخواهيم مقايسه کنيم در ديگر کشورها هم بحثهاي احساسي مطرح است، اما اصل و محور تبليغات در آنجا بر افزايش اطلاعات، ارايه تحليلهاي عميق استوار است، نه مردمگرايي عامهپسند.
اين استاد دانشگاه در اشاره به بعد ديگري از موضوع گفت: در مجموع، من اين فيلمها را بازنمايي از دمکراسي رسانهاي و يا شايد بشود گفت شبهرسانهاي ميدانم، زيرا بعدها اين فيلمها به نقد گذاشته ميشود و رقبا درباره آن با هم چالش ميکنند و خروجي آن در پایان اين است که سطح گفتمان انتقادي در عرصه اجتماعي و سياسي ارتقا پيدا ميکند. در همين مسير ميبينيم که در اوضاع کنوني، يعني فضاي انتخاباتي، حرفهاي مگو، تابوها و ملاحظات مرسوم ناديده گرفته و بسياري از مرزهاي کاذب شکسته ميشود که البته بخش عمده آن، ديگر قابل بازگشت نيست و اين ادبيات جديد کم کم در جامعه جا ميافتد.
دکتر فاضلي در پايان اين گفتوگوي تلفني، کليت اين نحوه پخش فيلمهاي تبليغاتي را نيز به چالش و نقد کشيد. او گفت: پخش اين فيلمها بسيار به انتخاب بهتر مردم کمک ميکند، اما با رعايت شرايط خاص، مهمترين شرط اين اثرگذاري، نقد و ارزيابي فيلمهاي پخش شده، درست پس از پايان پخش آنهاست.
اين طبيعي است که نامزدها يکطرفه و کاملا در راستاي اهداف خود، فيلمهايشان را تهيه و پخش کنند، اما اگر اين فيلمها نقد نشود، از نظر من ميتواند تأثير منفي در انتخاب درست مردم داشته باشد.
براي نمونه، وقتي يکي از نامزدها در فيلمش از تقسيم سهام نفت، اختصاص ماهيانه هفتاد تا هشتاد هزار تومان براي هر ايراني از يک سو، بخشش مالياتها و يا 85 درصد از شهريه دانشجويان از سوي ديگر سخن ميگويد، خوب از نظر منطقي پرسش اساسي اين است که با اين همه کاهش درآمدها و از سوي ديگر، افزايش هزينههاي دولت، تأمين بودجه عمومي براي اداره کشور چگونه ميسر خواهد شد؟ يا اينکه دانشگاههايي که با شهريه دانشجوها اداره ميشوند، همين حالا هم مشکل دارند، حالا اگر 85 درصد شهريهها را نتوانند جذب کنند، چگونه بايد خود را اداره کنند؟
بنابراين، منطقيترين کار آن است که پس از پخش فيلمها، کارشناسان بيطرف در حوزههاي گوناگون و البته با حضور نماينده نامزد مورد نظر، بنشينند و فيلم را نقد کنند، زيرا همه مردم امکان تميز دادن سره از ناسره را در همه زمينهها ندارند و خيليها تحت تأثير شعارهاي بعضا غيرعملياتي اما اغواکننده قرار ميگيرند؛ بنابراين، من اميدوارم در ادامه روند تبليغات رسانهاي نامزدها و يا براي دورههاي بعد به اين موضوع توجه ويژهاي بشود.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، دکتر نعمتالله فاضلي، عضو هيأت علمي و استاد دانشگاه علامه طباطبايي، از شخصيتهاي صاحبنظر در حوزه تخصصي انسان شناسي اجتماعي ـ فرهنگي با رويكرد «مطالعات فرهنگي» است، وي در گفتوگوي تلفني با «تابناک»، با بيان موضوع بالا به تحليل محتواي مستندهاي تبليغاتي نامزدهاي دهمين دوره رياستجمهوري پرداخت.
دکتر فاضلي در آغاز با ابراز اينکه نقش «تابناک» به عنوان رسانهاي منتقد در عرصه اجتماعي و سياسي کشور، قابل توجه و تقدير است، تحليل جامعي از بعد جامعهشناختي و رسانهاي پديده مستندهاي انتخاباتي پخششده ارايه داد.اين استاد دانشگاه گفت: من هر چهار مستند پخش شده را به دقت ديدهام. از نگاه من هرچند اين مستندها به گونهاي است که نامزدها سعي ميکنند در آن به نوعي خود را معرفي و ديدگاههايشان را ـ البته بيشتر در قالب شعار ـ با مردم مطرح کنند اما، نامزدهاي رقيب رئيسجمهور فعلي بدون استثنا نقد جدي و به چالش کشيدن دولت را به عنوان يکي از عناصر اصلي محتوايي مستند خود مدنظر داشتهاند. البته غلظت اين نقد در ميان نامزدها متفاوت است، اما همين موضوع ـ نقد دولت ـ مستندهاي ياد شده را معنادار و تا حدودي نظر افکار عمومي را به خود جلب کرده است.
از نگاه جامعهشناختي، دليل اين جذابيت براي مردم، نوعي احساس نزديکي ميان نقدهاي ارايه شده با ذهنيتهاي مردم است و به دليل آنکه مردم تريبون عمومي براي طرح نقدها و اعتراضاتشان نداشتهاند، وقتي همين موضوع را در مستندها ميبينند، برايشان جذاب ميشود.
وي در ادامه گفت: نکته دوم در اين مستندها، تأکيد بسيار بر مردم است; درواقع هر کدام تلاش کرده بودند به هر شکلي که شده، اهميت و نقش مردم را پررنگ کنند. به عبارتي، اين مستندها بيشتر از آنکه نشاندهنده ديدگاهها، برنامهها و رويکرد نامزدها باشد، سعي داشتند بگويند مردم چه خواسته و انتظاري دارند.
نکته ظريف ديگر اين بود که در اين فيلمها به تصوير کشيدن انبوه جمعيت مردم و استقبال آنان از نامزدها عاملي شده براي نشان دادن محبوبيت نامزدها و به عبارتي، استفاده صرفا تبليغاتي از حضور تودهوار مردم در عرصه سياسي.
البته اين يک فرصت براي مردم نيز به شمار ميرود، زيرا رقباي رئيسجمهور کنوني در مستندهايشان براي جلب آراي بيشتر مردم به سراغ گروهها، اقشار و بخشي از جامعه ميروند که در موقعيت رسمي به هيچ وجه امکان و يا اجازه استفاده از ابزاري مانند رسانه ملي را براي طرح خواستهها و دغدغههايشان ندارند، اما ميبينم اين اتفاق در مستندهاي پخش شده افتاده است و سخنانی مطرح ميشود و يا افراد با پوشش خاصي در معرض ديد عموم قرار ميگيرند که در شرايط عادي و غيرانتخاباتي حتي براي لحظاتي اين فرصت به آنها داده نميشود و اين از نظر من براي مردم يک فرصت به شمار ميرود و به تعبير ديگر، خيلي از صداهايي که در هيچ شرايطي شنيده نميشوند، در اين وضعيت به گوش مسئولان ميرسد.
عضو هيأت علمي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي، عنصر بارز ديگر در مستندهاي تبليغي پخش شده را تأکيد بر احساسات و عواطف مردم و بعضا استفاده ابزاري از اين عنصر برشمرد.
وي در اينباره گفت: شايد تنها فيلمي که در آن استفاده از اين عامل، يعني احساسات و عواطف مردم، کمتر به مخاطب القا ميشود، مستند تبليغي محسن رضايي باشد. البته من نميدانم اعتقاد و سياست وي اين بوده يا کارگردان فيلم ابزار لازم را نداشته است، اما در فيلم احمدينژاد و موسوي، بحثهاي ناسيوناليستي، عواطف قومي، قشري و ديني خيلي غليظتر است.
اين صاحبنظر در موضوعات فرهنگي - اجتماعي ادامه داد: به هر شکل، توجه به عواطف مردم، خوب و حتي لازم است، اما در برخي موارد اينقدر اين موضع به شکل تصنعي پررنگ شده است که آدم احساس ميکند در آنها مانند فيلمهاي عاطفي هندي با مخاطب برخورد ميشود يا برای مثال، يکي از نمونههاي بارز اين نوع نگرش را در فيلم تبليغاتي آقاي کروبي آنگاه که آقاي کرباسچي از وجود 12 ميليون فقير در قالب پرسش از آقاي کروبي سخن ميگويد و در همان زمان براي گريه کردن تلاش ميکند. اين برخورد آنقدر تصنعي به نمايش گذاشته شد که هر بينندهاي متوجه ميشد.
يا نمونه ديگر، استفاده بيش از اندازه آقاي موسوي از پرچم ايران، سرود ملي و يا قوميت خاص و در مقابل آقاي احمدينژاد چه آنجا که حضورش در محلههاي فقيرنشين را نشان ميدهد و يا اينکه پاي احساسات مذهبي را به ميان ميکشد و يا حتي وقتي که از قدرت و شکوه دولت در موفقيت هستهاي يا پرتاب ماهواره سخن ميگويد، اينها هم به نوعي اشاره مستقيم يا با ايما و اشاره به بهکارگيري ظرفيتهاي عاطفي و احساسي مردم براي جلب آراي سياسي آنهاست، بنابراين، به عنوان يک عارضه، ميتوان به آن نگاه کرد، زيرا به جاي آنکه در فرايند تبليغات بر شناخت عقلي و تقويت عقلانيت مردم تأکيد شود، بعد احساسي و عاطفي بارز ميشود و اين موضوع در تبليغات غلبه پيدا کرده است.
وي افزود: اگر بخواهيم مقايسه کنيم در ديگر کشورها هم بحثهاي احساسي مطرح است، اما اصل و محور تبليغات در آنجا بر افزايش اطلاعات، ارايه تحليلهاي عميق استوار است، نه مردمگرايي عامهپسند.
اين استاد دانشگاه در اشاره به بعد ديگري از موضوع گفت: در مجموع، من اين فيلمها را بازنمايي از دمکراسي رسانهاي و يا شايد بشود گفت شبهرسانهاي ميدانم، زيرا بعدها اين فيلمها به نقد گذاشته ميشود و رقبا درباره آن با هم چالش ميکنند و خروجي آن در پایان اين است که سطح گفتمان انتقادي در عرصه اجتماعي و سياسي ارتقا پيدا ميکند. در همين مسير ميبينيم که در اوضاع کنوني، يعني فضاي انتخاباتي، حرفهاي مگو، تابوها و ملاحظات مرسوم ناديده گرفته و بسياري از مرزهاي کاذب شکسته ميشود که البته بخش عمده آن، ديگر قابل بازگشت نيست و اين ادبيات جديد کم کم در جامعه جا ميافتد.
دکتر فاضلي در پايان اين گفتوگوي تلفني، کليت اين نحوه پخش فيلمهاي تبليغاتي را نيز به چالش و نقد کشيد. او گفت: پخش اين فيلمها بسيار به انتخاب بهتر مردم کمک ميکند، اما با رعايت شرايط خاص، مهمترين شرط اين اثرگذاري، نقد و ارزيابي فيلمهاي پخش شده، درست پس از پايان پخش آنهاست.
اين طبيعي است که نامزدها يکطرفه و کاملا در راستاي اهداف خود، فيلمهايشان را تهيه و پخش کنند، اما اگر اين فيلمها نقد نشود، از نظر من ميتواند تأثير منفي در انتخاب درست مردم داشته باشد.
براي نمونه، وقتي يکي از نامزدها در فيلمش از تقسيم سهام نفت، اختصاص ماهيانه هفتاد تا هشتاد هزار تومان براي هر ايراني از يک سو، بخشش مالياتها و يا 85 درصد از شهريه دانشجويان از سوي ديگر سخن ميگويد، خوب از نظر منطقي پرسش اساسي اين است که با اين همه کاهش درآمدها و از سوي ديگر، افزايش هزينههاي دولت، تأمين بودجه عمومي براي اداره کشور چگونه ميسر خواهد شد؟ يا اينکه دانشگاههايي که با شهريه دانشجوها اداره ميشوند، همين حالا هم مشکل دارند، حالا اگر 85 درصد شهريهها را نتوانند جذب کنند، چگونه بايد خود را اداره کنند؟
بنابراين، منطقيترين کار آن است که پس از پخش فيلمها، کارشناسان بيطرف در حوزههاي گوناگون و البته با حضور نماينده نامزد مورد نظر، بنشينند و فيلم را نقد کنند، زيرا همه مردم امکان تميز دادن سره از ناسره را در همه زمينهها ندارند و خيليها تحت تأثير شعارهاي بعضا غيرعملياتي اما اغواکننده قرار ميگيرند؛ بنابراين، من اميدوارم در ادامه روند تبليغات رسانهاي نامزدها و يا براي دورههاي بعد به اين موضوع توجه ويژهاي بشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶۲
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟

