صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

press tv هوشمندانه عمل می کند

گفت‌وگو با اسماعيل ميرفخرايي
کد خبر: ۴۸۵۳۰
| |
5932 بازدید
اسماعيل ميرفخرايي از مجريان و گويندگان باسابقه و قديمي تلويزيون است. وي متولد سال 1325 و فارغ‌التحصيل رشته زيست شناسي از دانشگاه تهران و داراي مدرك فوق ليسانس راديو تلويزيون و ارتباطات از دانشگاه ايلي نوت جنوبي است.

ميرفخرايي فعاليت خود را از سال 45 با راديو تلويزيون ايران شروع كرد. با نگاهي به نظرات او در اين سال‌ها كه در قالب گفت‌وگو يا درس‌هاي دانشگاهي عنوان شده است، مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه او در همه زمان‌ها به رسانه، نگاهي امروزي داشته و درصدد بوده تا رسانه در كشور ما پيشرفت كند تا بتواند با ديگر رسانه‌هاي دنيا رقابت كند.
به مناسبت روز ارتباطات، با او به گفت‌وگو نشستيم تا از دغدغه‌هاي امروزي وي درباره رسانه در دنياي امروز بيشتر آگاه شويم.

• ابتدا شايد بهتر باشد بحثمان را با تعريف رسانه از ديدگاه شما آغاز كنيم.

در عصر حاضر، رسانه يك رابط ميان همه آدم‌هاست. يك زماني اين رسانه بلندگو بود، منظورم از بلندگو استعاره بلند‌گو است. بلندگوي يك نظام، يك ايدئولوژي يا يك فرد كه شكست اين طرز تفكر درباره رسانه به عنوان بلندگو را آلمان نازي به ما نشان داد. دكتر گوبلز، كسي بود كه از رسانه به عنوان بلندگوي آلمان نازي استفاده مي‌كرد. آنها خيلي هوشمندانه براي تبليغ نازيسم از رسانه استفاده كردند، اما چون اين استفاده يكسويه بود، با شكست روبه‌رو شد، اما رسانه امروز ديگر بلندگو نيست كه در خدمت قدرت قرار بگيرد. رسانه امروز ميان همه تقسيم مي‌شود و همه مي‌توانند از آن استفاده كنند، بنابراين مديريت رسانه بايد رسانه يكسويه را به رسانه‌اي همه‌جانبه تبديل كند.

رسانه‌هاي امروز خيلي گسترده شده‌اند؛ چون حتي موبايل هم مي‌تواند كاركرد رسانه‌اي داشته باشد و هر فرد مي‌تواند يك آدم رسانه‌اي باشد، درست است؟

بله. به اين نوع رسانه، رسانه الكترونيكي مي‌گويند. رشد اين‌گونه رسانه‌ها باعث شده است، رسانه‌ها از حالت تك‌بعدي خارج شوند. به همين دليل است كه كار رسانه‌هاي يكسويه كه براي نمونه از آلمان نازي و شوروي سابق نام برديم، كارشان تمام است. با توجه به همين وسعت رسانه است كه كشورهاي در حال توسعه بايد هوشمندانه به رسانه نگاه كنند و قبول كنند همان‌گونه كه ماشين‌ها مدلشان عوض شده و همان‌گونه كه روش‌هاي زندگي تغيير كرده روش مديريت رسانه نيز تغيير كرده است و اگر رسانه يكسويه كار كند، نمي‌تواند موفق شود.

• يعني رسانه امروز نمي‌تواند تبديل به ابزار قدرت در دست يك گروه يا شخص خاص باشد؟

دقيقا همين‌گونه است؛ چون امروزه با بودجه‌اي اندك، يك فرد مي‌تواند براي خودش يك وب‌سايت راه‌اندازي كند و صاحب يك رسانه شود. وقتي ابزار اين گونه ميان مردم تقسيم شده است، ديگر يك رسانه نمي‌تواند بگويد من بهترينم و مي‌توانم همه را تحت تاثير قرار دهم.

• در اين شرايط، رسانه‌هايي مانند تلويزيون و راديو رسمي كشور ما چگونه مي‌توانند اطلاع‌رساني كنند كه در اين رقابت رسانه‌اي بيشترين مخاطب را از آن خود كنند؟

اول اين‌كه بايد رنگ و بوي ايدئولوژيك به خود نگيرند. اين بدان معنا نيست كه به دين و مركز قدرت بي‌وفا باشند؛ چون براي قدرت بخشيدن به اين مراكز هم بهتر است رسانه، شكل بلندگويي به خود نگيرد و حرف‌هايش را مستقيم عنوان نكند. توجه داشته باشيم كه فرهنگ ابزاري است كه بايد با آن لطيف برخورد كرد. اگر با فرهنگ خشك و خشن برخورد كني، فرهنگ از بين مي‌رود. در چنين نگاهي، اداره‌كننده رسانه بايد به آرمان‌هاي نظام بي‌وفا نباشد، اما بايد روش مناسبي را براي بيان اين آرمان‌ها پيدا كند تا بتواند بيشترين مخاطب را از آن خود كند، اما نكته قابل تامل اينجاست كه رسانه‌هاي ما هنوز هم براي ارائه ديدگاه‌هاي خود از روش‌هاي قديمي استفاده مي‌كنند، درست مثل اين‌كه يك نفر با ماشين فورد قديمي به صحنه بيايد و بخواهد با ماشين‌هاي انژكتوردار جديد مسابقه بدهد. او نمي‌داند كه ماشين فورد در اين روزگار براي موزه مناسب است، نه براي مسابقه. اگر رسانه از روش‌هاي جديد اطلاع‌رساني بهره نبرد و يك‌بعدي كار كند، نخواهد توانست با مخاطب ارتباط برقرار كند؛ چون در اين شرايط مخاطب فكر مي‌كند كه همه كساني كه در اين رسانه كار مي‌كنند، بلندگوي يك طرز فكر هستند. بهتر است رسانه سعه‌صدر و بزرگ‌منشي داشته باشد تا بتواند نگاه‌هاي مختلف را تحمل كند.

• بنابراين شما معتقد هستيد كه اگر رسانه از روش‌هاي جديد اطلاع‌رساني استفاده نكند، مخاطب خود را از دست مي‌دهد؟

بله، چون نحوه اطلاع‌رساني پاشنه آشيل رسانه است و از طريق اين پاشنه آشيل چگونه رسانه آسيب مي‌بيند، به اين طريق كه مديريت رسانه مثلا خبري را گزينش مي‌كند و تصميم مي‌گيرد آن را به مخاطب ارائه نكند، اما اين خبر از طريق ديگر رسانه‌ها كه مسلما در دست دشمن است، به گوش مخاطب مي‌رسد و در ادامه، رسانه ما تصميم مي‌گيرد جواب رسانه دشمن را بدهد، بدون اين‌كه خبر اصلي را اعلام كرده باشد. در اين شرايط، مخاطب بسختي مي‌تواند به رسانه خودي اعتماد كند، اما يك رسانه هشيار مانند ضرب‌المثل شتر ديدي، نديدي رفتار نمي‌كند؛ بلكه حتي اگر خواسته باشد كل خبر را به مخاطب نگويد، بخش‌هايي از آن را به او ارائه مي‌كند تا بعد بتواند بازخوردهاي اين خبر را مديريت كند.

• مانند پخش مستقيم سخنراني رئيس‌جمهور در ژنو كه مي‌توان آن را يكي از اقدامات خوب تلويزيون دانست.

بله. اين حركت مناسبي بود كه جلوي خيلي از حركت‌هاي بعدي رسانه‌هاي خارجي را گرفت.

• در كشورهاي پيشرفته و صاحب روش‌هاي نوين رسانه‌اي هم، تمام تلاش بر اين است كه فكري را به مخاطب القا كند، اما اين القا بسيار هوشمندانه صورت مي‌گيرد...

روش درست همين است. رسانه ما هم بايد همين‌گونه عمل كند؛ چون نيروهاي خوبي دارد كه مي‌توانند روش‌هاي پيشرفته رسانه‌اي را در كشور ما هم اجرايي كنند، اما واقعيت اين است كه برخي با مفاهيم جديد رسانه آشنا نيستند و هنوز هم فكر مي‌كنند رسانه بايد بلندگو باشد. به همين دليل مي‌ترسند از روش‌هاي جديد استفاده كنند. اين آدم‌ها شبيه كساني هستند كه از موتورسواري مي‌ترسند، سوار موتور مي‌شوند، اما هميشه با دنده 2 حركت مي‌كنند كه تصادف نكنند. براي داشتن يك رسانه پيشرفته بايد تك‌چرخ رفت و نترسيد.

• ظاهرا در پرس.تي.وي اين اتفاق افتاده است و اين رسانه مانند رسانه‌هاي پيشرفته عمل مي‌كند.

بله ساختار پرس.تي.وي، نشان‌دهنده اين است كه ما آدم‌هاي اين كاره داريم كه مي‌توانند يك‌ شبكه را بسيار خوب و پيشرفته هدايت كنند. سوال اين است كه چرا شبكه‌هاي داخلي ما از اين نيروها استفاده نمي‌كنند و نحوه اطلاع‌رساني در اين شبكه‌ها را به‌روز نمي‌كنند. بايد از آدم‌هاي رسانه‌اي كه درس اين كار را خوانده‌اند، بيشتر استفاده شود، اما نمي‌دانم به چه علت در رسانه‌هاي ما بيشتر از كساني استفاده مي‌شود كه به رسانه نگاه سنتي دارند.

• حالا كه بحث به اينجا رسيد، مي‌توانيم راجع به اين موضوع صحبت كنيم كه آدم‌هاي رسانه‌اي چه آدم‌هايي هستند؟

آدم‌هاي رسانه را مي‌توان به 3 بخش مديريتي، مياني و اجرايي تقسيم كنيم. مديريت در رسانه كشور ما بنا به قانون اساسي، يك شخص سياسي است. اين شخص سياسي درك رسانه‌اي دارد و رسانه را مانند كارخانه‌اي نمي‌بيند كه تعدادي كارگر در آن كار مي‌كنند؛ بلكه مدير رسانه‌اي بايد مكانيسم رسانه را بخوبي بشناسد. مدير وسط بايد از بخش پايين آمده باشد، بايد در رسانه كار كرده و پله‌پله ترقي كرده باشد. بايد كارش را مثلا از خبر جمع‌كني آغاز كرده باشد، بعد گزارشگر شده باشد و پله‌پله بالا آمده باشد تا به تهيه‌كنندگي رسيده باشد. آدم اجرايي هم بايد رسانه را بشناسد و مدارجي را طي كرده باشد. ارتباط ميان مديريت بالا با مدير مياني نبايد به شكل كارگر و كارفرما باشد؛ بلكه اينها بايد مدام با يكديگر در تبادل فكر باشند. تهيه‌كننده برنامه بايد رسانه را بشناسد و كارش را بلد باشد، اما متاسفانه در كشور ما مدت‌هاست تهيه‌كننده به تداركاتچي تبديل شده است؛ در حالي كه تهيه‌كننده، نماينده طرز فكر مديرعامل سازمان است. تهيه‌كننده بايد شعور برنامه‌سازي داشته باشد و همه دغدغه‌اش بالا بردن محتواي برنامه باشد. اين درباره مجري‌ها هم صادق است. مجري آبروي رسانه است، بنابراين بايد در گزينش آنها دقت بيشتري شود. بايد از مجرياني استفاده شود كه حضور آنها به رسانه اعتبار مي‌دهد، نه اين‌كه رسانه وسيله‌اي براي كسب اعتبار براي افراد شود.

• از گفته‌هاي شما چنين استنباط مي‌شود كه بخش اطلاع‌رساني رسانه براي شما اهميت بيشتري دارد؛ در صورتي كه از رسانه، سريال‌هاي نمايشي هم پخش مي‌شود. نظرتان درباره اين بخش چيست؟

سريال‌هاي نمايشي براي جذب مخاطب و نگه داشتن او پاي تلويزيون است.

• يعني جذب مخاطب براي رساندن اطلاعات به او؟

بله، كار رسانه فقط اطلاع‌رساني است. اگر چنين كاري نكند، پولش را دور ريخته است. توليد و پخش سريال‌هاي تلويزيوني فقط براي اين است كه فضا آماده شود تا پيامي به مخاطب ارائه شود. اگر فضا آماده شود و پيام منتقل نشود، مثل اين است كه پول رسانه دور ريخته شده است. رسانه مثل سوپرماركتي است كه مشتري به آن وارد مي‌شود و آنچه را كه دوست دارد، انتخاب مي‌كند. رسانه بايد آنقدر هوشمندانه عمل كند كه چنين نباشد مخاطب، سريال‌هاي نمايشي را از تلويزيون ايران نگاه كند و اخبار را از رسانه‌هاي خارجي بگيرد. وقتي رسانه براي ساخت يك سريال، هزينه زيادي متقبل مي‌شود، بايد در كنار اين سريال، خبر خود را هم به مخاطب بدهد و نگذارد اين فرصت بسوزد.

• يعني سريال‌هاي نمايشي و برنامه‌هاي تركيبي بايد از بخش اطلاع‌رساني رسانه حمايت كنند؟

بله، اينها همه با هم مرتبط هستند و بايد يكديگر را پوشش بدهند. اين گونه عمل كردن واقعا دشوار است. در چنين ساختاري، بيشترين آسيب را رسانه ما از مديريت مياني مي‌بيند، چون اين بخش در دست آدم‌هاي حرفه‌اي نيست.

• شبكه 3 اخبار 60 ثانيه دارد كه در ميان برنامه‌ها پخش مي‌شود. اين گونه اخبار مي‌تواند رسانه را در مسير پيشرفت قرار دهد؟

ساختار پرس.تي.وي نشان‌دهنده اين است كه ما آدم‌هاي كاربلد داريم كه مي‌توانند يك‌ شبكه را بسيار خوب و پيشرفته هدايت كنند؛ بله، اين گونه برنامه‌ها مي‌تواند مثمرثمر باشند، اما پشتوانه اين حركت‌ها هم آدم‌هاي رسانه‌اي هستند. اگر آدم‌هاي كاربلد پشت برنامه نباشند، آن برنامه نمي‌تواند مفيد باشد، مثلا اگر پشت يك برنامه خبري، آدم رسانه‌اي قرار داشته باشد، هيچ‌وقت در برنامه خبري آن نمي‌گويند رويدادهاي خبري فردا، مگر رويداد و خبر چيزي نيستند كه روي داده‌اند، بنابراين نمي‌توان آنها را مقيد به فردا كرد. همين استفاده نادرست از واژه‌ها نشان مي‌دهد كه آدم رسانه‌اي كاربلد، پشت اين برنامه نيست.

• بنابراين بايد بگوييم رسانه ادبيات خاص خود را دارد؟

ادبيات رسانه‌اي ظاهر قضيه است. بهتر است بگوييم مغز رسانه خاص و ويژه است. كسي كه متني را براي رسانه مي‌نويسد و گوينده‌اي كه آن متن را مي‌خواند، بايد آنقدر فهم داشته باشد كه بداند بايد از چه ادبياتي استفاده كند تا نشان دهد درك و فهمش از مخاطبان كمتر نيست تا مردم بتوانند به آنها اطمينان كنند. اين كم‌دقتي‌ها باعث مي‌شود رسانه ما با پشتوانه فرهنگي چندين هزار ساله نتواند آنچنان‌كه توقع مي‌رود، تبديل به رسانه‌اي پيشرفته شود.

• يك نكته هم است كه ما در عصر ارتباطات هستيم كه خبر خيلي زود منتشر مي‌شود، بنابراين ما به تحليل خبر نياز داريم نه به خود خبر؟

تحليل اگر از سوي كارشناسان زبده انجام شود، خيلي موثر است، اما بايد به اين نكته توجه داشت كه تحليل نبايد يكطرفه باشد. اگر كارشناس يك‌بعدي به قضيه نگاه كند، اعتبار رسانه را مخدوش مي‌كند.

• الگوبرداري از رسانه‌هايي كه كار خود را خوب انجام مي‌دهند، چقدر در كشور ما موثر مي‌دانيد؟

الگوبرداري خوب است، اما وقتي كه از الگوهاي موفق، مدل‌هاي ايراني ساخته شود.

• اما از فرم‌هاي موفق مي‌توان استفاده كرد؟

فرم‌هاي غربي را نمي‌توان در رسانه‌اي ايراني استفاده كرد، مثلا مجري ايراني هيچ‌وقت نبايد در برنامه تحليلي مقابل مهمان برنامه گارد بگيرد و با ادبياتي نامناسب صحبت كند، چون مجري غربي كه از اين روش استفاده مي‌كند، از ابتدا چنين تربيت شده و سبك مهاجمي او همخوان با فرهنگش است، اما كشور ما كه بنابر اخلاق و احترام كوچك‌تر به بزرگ‌تر است، مدل تهاجمي كه در تحليل‌هاي غربي كاربرد دارد، در رسانه كشور ما جواب نمي‌دهد، بخصوص وقتي مخاطب مي‌داند مجري مثلا با مهمان برنامه رفاقت دارد و اكنون مقابل دوربين دارد نقش بازي مي‌كند.

• منظور شما مصاحبه‌هاي چالشي است؟

مصاحبه‌هاي چالشي به سبك غربي‌ها در كشور ما نتيجه عكس دارد، مثلا هيچ‌وقت نبايد با يك وزير تخاصمي برخورد كرد. در كشور ما احترام به مهمان، حرف اول را مي‌زند. بنابراين من به عنوان مجري، اول بايد ادب را رعايت كنم، بعد با ملايمت حرفم را هم بزنم؛ سوالم را هم از او بپرسم. مدل غربي در كشور ما جواب نمي‌دهد. ما بايد از مدل‌هاي خودمان استفاده كنيم. درست مثل اين‌كه برخي از مجريان ناآگاهانه مي‌خواهند مانند مجريان غربي صحبت كنند، اما نمي‌دانند دستور زبان فارسي با دستور زبان انگليسي كاملا متفاوت است؛ اينها به رسانه آسيب مي‌رسانند. وجاهت ايراني به پوشيدگي نگاه، كلام و نجابت است. الگوبرداري ازگويندگاني مانند مچ والانس كه در غرب طرفداران زيادي دارد، در ايران اشتباه است؛ چون براي او بي‌احترامي به مهمان برنامه، يك اصل است، اما در كشور ما اين بي‌احترامي اصلا جايگاهي ندارد.

• يعني مصاحبه چالشي هم بايد ساختار ايراني پيدا كند؟

ساختار ايراني كه محتواي فرهنگي ايراني را ترويج كند و اساسش شعور مجري باشد. مجريان ما هيچ‌وقت نبايد از مجريان مثلا شبكه فاكس‌نيوز الگوبرداري كنند؛ چون مجريان آن شبكه بسيار بي‌تربيت هستند و مانند آنها عمل كردن اصلا در مملكت ما جايي ندارد. مجريان تلويزيون ما بايد بدانند كه بازجويي با مصاحبه فرق مي‌كند.

• بنابراين آموزش براي مجريان الزامي است تا آنها با اصول اجرا در ايران آشنا شوند؟

بله، همان گونه كه مديران برنامه‌ساز و تهيه‌كنندگان بايد آموزش ببينند تا وقتي كار آنها ديده مي‌شود، اين شائبه به وجود نيايد كه آنها حرفه‌اي نيستند و غيرحرفه‌اي عمل مي‌كنند. اين اشكالات باعث مي‌شود تا مردم به سمت ماهواره گرايش پيدا كنند، چون كم‌كم به اين باور مي‌رسند كه آنها حرفه‌اي عمل مي‌كنند. در صورتي كه به نظر من، ماهواره مزخرف‌ترين پديده است. به اين سبب كه بدترين برنامه‌ها را در بسته‌بندي‌هاي شيك به مردم ارائه مي‌دهد. آنها مي‌دانند بسته‌بندي شيك مي‌تواند مخاطب را جذب كند، اما در كشور ما، بهترين محتوا معمولا در بدترين بسته‌بندي به مردم ارائه مي‌شود. به همين سبب آنها كمتر راغب هستند كه از اين محتوا استفاده كنند. افراد رسانه‌اي ما بايد بسته‌بندي برنامه‌ها را تغيير دهند تا بتوانند مخاطب را جذب كنند.

• شما مجري برنامه پرتو هستيد كه مدت‌هاست از شبكه 4 پخش مي‌شود. آيا برنامه‌هايي مانند پرتو بايد زنده روي آنتن بروند؛ چون به نظر من اين گونه برنامه‌ها مي‌توانند به شكل توليدي هم باشند؟

درست است، برنامه‌اي مانند پرتو مي‌تواند توليدي باشد؛ چون برنامه زنده بايد براساس يك خبر و رويداد روز روي آنتن برود، اما اكنون بيشتر برنامه‌ها به صورت زنده پخش مي‌شوند تا هزينه برنامه كمتر شود. كمبود بودجه، يكي از دلايلي است كه باعث مي‌شود برنامه‌ها به صورت زنده پخش شوند؛ چون در برنامه زنده از امكانات پخش استفاده مي‌شود و هزينه‌هاي ساخت برنامه، كاهش پيدا مي‌كند.

• برنامه‌هاي زنده مي‌توانند مخاطب بيشتري جذب كنند؟

بله، چون مخاطب احساس مي‌كند در برنامه زنده مشاركت بيشتري دارد، اما برنامه زنده در همه جا كاربري ندارد. مثلا براي مخاطبي كه براي شبكه 4 تعريف شده است، برنامه زنده زياد جواب نمي‌دهد. بنابراين بهتر است بودجه اين شبكه بيشتر شود تا تهيه‌كنندگان اين شبكه بتوانند كار توليدي انجام دهند. تقسيم پول بين شبكه‌هاي تلويزيوني خيلي مهم است. مديريت رسانه نبايد بيشتر بودجه خود را مثلا به چند سريال نمايشي اختصاص دهد؛ چون در اين صورت شبكه‌هاي تخصصي و ديگر برنامه‌ها، با كمبود بودجه مواجه مي‌شوند. هرچند من با شبكه‌هاي تخصصي به شكلي كه الان كار مي‌كنند، موافق نيستم. به نظر من، تمام شبكه‌ها بايد بخشي از برنامه‌هاي خود را به آموزش مردم در زمينه‌هاي مختلف اختصاص دهند، اما اين آموزش نبايد خسته‌كننده باشد. شبكه‌هاي اصلي بايد برنامه‌هاي تخصصي خود را افزايش دهند تا بتوانند از مخاطب زيادي كه دارند، بيشترين استفاده را نمايند، اما مهم اين است كه برنامه آموزشي مثلا شبكه يك بايد در حد و اندازه مخاطب اين شبكه ساخته شود و در اصطلاح مردم‌پسند باشد. اگر خواسته باشيم از مدل جهاني رسانه‌اي استفاده كنيم، راه‌اندازي شبكه‌هاي تخصصي بايد به بخش خصوصي واگذار شود. مثلا هيچ ايرادي ندارد ما شبكه ورزش داشته باشيم، اما هزينه اين شبكه را نبايد دولت تامين كند، بلكه بايد شرايطي را فراهم كنيم تا بخش خصوصي بتواند اين شبكه را راه‌اندازي كند. شبكه‌هاي دولتي نبايد شكل خصوصي به خود بگيرند.

• آيا شبكه‌هاي خصوصي مي‌توانند با نظارت دولت كار كنند؟

بله، در همه جاي دنيا اين‌گونه است. به فردي قابل اطمينان جواز تاسيس راديو خصوصي داده مي‌شود و فرد مستاجر فركانس‌هاي رسانه مي‌شود و مثلا براي 3 سال جواز كار مي‌گيرد. در اين مدت او طبق برنامه‌هاي مشخص فعاليت مي‌كند و اگر از قوانين تخطي كرد، رسانه اصلي مي‌تواند جواز او را باطل كند؛ مثل روزنامه‌هايي كه در بخش خصوصي فعاليت مي‌كنند. به نظر من، تنها راه مقابله با تهاجم بيگانه رسانه‌اي، تاسيس رسانه‌هاي خصوصي و نظارت بر آنهاست. مثلا چه اشكالي دارد به متوليان سلامت جامعه راديو داده شود. در چنين شرايطي بار مالي راديو سلامت از دوش دولت برداشته مي‌شود و دولت فقط ناظر فعاليت آنها مي‌شود


منبع: جام جم آنلاين
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
-
|
۱۰:۴۱ - ۱۳۸۸/۰۲/۳۰
خيلي پر مغز صحبت كرده اند .
تا به حال با اين نگاه به رسانه نگاه نكرده بودم .
ناشناس
|
Malaysia
|
۱۷:۰۲ - ۱۳۸۸/۰۲/۳۱
باسلام

خيلي عالي بود مدتها بود منتظر خواندن يا شنيدن مطلبي از آقاي ميرفخرايي بودم لطفا در اين رابطه بيشتر از بحث هاي تخصصي از محضر ايشان استفاده كنيد . خيلي مفيدبود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۴ - ۱۳۸۸/۰۳/۰۲
استاد ميرفخرايي بينظير است،بايد از وجود ايشان نهايت استفاده واز تخصص او بهرمند شد، انسانهاي بزرگي مانند او كمياب هستند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۳/۰۶
آقای میرفخرايی ، سپاسگزارم . خوب تحلیلی داشتید. تمام نکاتی را که مطرح کردید در یکی از معروفترین رسانه های جهانی می بینم .
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟