هيچ رشوهاي در کار نبود
سازمان تربيتبدني و فدراسيون فوتبال بهجان هم افتادند و ادعاهاي فراواني عليه هم ترتيب دادند.
به نوشته دنیای فوتبال، سازمان در اين ميان آتشش تندتر بود و ادعا داشت که «ما ميخواهيم بدانيم در طول چهار سال گذشته چه منابع مالي را دادكان و عواملش گرفتند و چطور خرج كردهاند و يا اين فدراسيون برايشان چه منفعتي دارد كه تا اين اندازه خواستار بازگشت به آن هستند»
اينها بخشي از پرسشهايي است كه محمد آخوندي بهعنوان سخنگوي سازمان تربيتبدني بيان ميکرد و بهدنبال پاسخي روشن در اين خصوص بود که البته با سکوت دادگان همراه شد. اما سئوال اصلي آخوندي اين بود: «دادكان در سال 84 يك ميليارد و 200ميليون تومان تنخواه در اختيار داشته اين ميزان پول را بر چه اساس و قانوني خرج كرده است؟ رابطهاش با يكي از روزنامههاي ورزشي و شركت تبليغاتي ورزشي به چه صورت بوده؟ او به مردم بگويد تبليغات دور زميني كه 6 ميليارد تومان ارزش داشته را چرا 2 ميليارد تومان قرارداد بسته است؟»
از همينجا شائبه اختلاس و مسائل مالي شکل گرفت تا جايي که پاي سردار زارع، معاونت بازرسي سازمان تربيتبدني هم به ماجرا باز شد اما در پايان به اين نتيجه رسيد که حسابها چندان مشکلي نداشت و قضيه درست بود.
قرارداد شش ميلياردي
دادگان از روز که آمد به اهميت فوتبال و سطح تبليغات آشنا بود، سالها حضور در دانشگاه به او آموخت که ميتواند از فوتبال به سوددهي رسيد و براي همين عذر شرکت «مجدآسان» که تبليغات دور زمين را برعهده داشت را خواست.
در حقيقت اين شرکت نتوانسته بود به تعهداتش عمل کند و براي همين فدراسيون تصميم گرفت مزايدهاي برگزار کند تا در نهايت شرکت «شبکه سبز سيما» موفق شود با مبلغ يکميليارد و هشتصد ميليون تومان براي 3سال با افزايش 10درصدي، هرساله اين مزايده را بهنام خود کند.
بد نيست بدانيد که شرکت «مجدآسان» در سال قبلش قرادادي يکميليارد وسيصدميليون توماني را به امضا رساند که به تعهداتش عمل نکرد. شرکت «شبکه سبز سيما» همان شرکتي است که آخوندي دربارهاش گفت:«دادگان بگويد ارتباطش با آن شرکت تبليغاتي ورزشي چه بوده است؟»
بههرحال قرارداد 3ساله در پايان ششميليارد و دويست ميليون تومان را بهحساب فدراسيون واريز ميکرد و طبق قرارداد طرحهاي تبليغاتي محيطهاي کل ورزشگاهها در ليگبرتر و جامحذفي بهصورت مونوپول به اين شرکت اختصاص يافت.
400ميليون جريمه بود نه تخفيف
محمد آخوندي در بخشي از صحبتهايش در آن روزها گفت:«دادگان بگويد با چه مجوزي در ميان راه 400 ميليون تومان به اين شركت تخفيف داده است؟» اما ماجرا مسئله ديگري بوده است، شرکت «شبکه سبز سيما» در هر پروسه 3ماهه گزارش مبسوطي را براي دادگان ميفرستاده و نسبت به برخي اتفاقات اعتراض داشت.
بهعنوان مثال طرف قرارداد اين شرکت «تعاوني بسيجيان» بود اما تيمي مثل پاس بهخاطر تبليغات «قوامين» حاضر نبود تا تبليغات رقيب را در ورزشگاههايش راه دهد و تابلوهاي شرکت تبليغاتي طرف قرارداد فدراسيون را ور ميداشت، شرکت هم مستندات را در قالب فيلم به فدراسيون فرستاد و درخواست غرامت کرد و رقم پانصدميليون تومان را براي سال دوم درخواست کردند چراکه در سال اول ميزان تخلفات کمتر و بهرقم زير يکصدوپنجاه ميليون تومان رسيده بود، دادگان زيربار اين رقمهاي سال دوم نرفت و در حدود دويستوپنجاه ميليون را به شرکت تخصيص داد تا تعرفهها را مطابق نظر خودش تعيين کند که کلا در اين 2سال به 400ميليون رسيد. آخوندي احتمالا خبر نداشت که در قراردادها بندهاي مختلفي وجود دارد که طرفين بايد به آن وفادار بمانند، شايد مثل قرارداد افشين قطبي در زمان حضورش در پرسپوليس...بيخيال!
قرارداد يکطرفه فسخ شد
عليآبادي در بيانيهاي رسمي، دادگان را از کار برکنار کرد و کيومرث هاشمي بهعنوان سرپرست فدراسيون منتصب شد. هاشمي از شرکت «شبکه سبز سيما» دعوت کرد تا در جلسهاي دوطرفه حضور يابند و به آنها اعلام کرد اين قرارداد 7ميليارد ميارزيد و چگونه توانستيد تا اينحد رقم را پايين بياوريد؟ سرپرست آن روزها ادعا داشت که شرکت بايد 4ميليارد تومان بدهد که البته زمينهاي براي فسخ قرارداد بود.
يکي از بندهاي قرارداد اين بود که پول هر سال بايد يکماه قبل از مسابقات بهحساب فدراسيون واريز شود که ابتدا قرار بود ليگ در پانزدهم مردادماه برگزار شود و شرکت «شبکه سبز سيما» طبق قرارداد بايستي در پانزدهم تيرماه پول را بهحساب فدراسيون واريز ميکرد اما فدراسيون به اين نتيجه رسيد که بازي در بيستوهفتم مردادماه برگزار شود که شرکت فوق طبق قرارداد از فدراسيون ميخواهد چک را دوازده روز بعد به بانک ببرند اما فدراسيون اينکار را نميکند چک را برگشت ميزنند تا اساسا قراداد مختومه اعلام شود و اين درحاليست که شرکت فوق هيچ سابقه بدي نداشت و به تعهداتش در همه سالها عمل کرد و تخلفي در پروندهاش نبود.
شستا وارد شد
داريوش مصطفوي بهعنوان دبيرکل موقت و دوست نزديک محمد عليآبادي وارد فدراسيون ميشود و باز هم بلوف ميزند:«من 6-7ميليارد پول به فدراسيون تزريق ميکنم» اما هيچوقت اين اتفاق نيفتاد. سازمان تربيتبدني بهدليل ارتباطاتي که با سازمان تامين اجتماعي داشت، پاي شرکت «شستا» را به فوتبال بازي ميکند و در حاليکه هيچ قراردادي بين طرفين امضا نميشود و همهچيز در حد «صورتجلسهاي» معمولي باقي ميماند، قرار ميشود تاجيکاسماعيلي بهعنوان مدير روابطعمومي اين مجموعه بههمراه حضور مجدد نماينده «مجدآسان» بهعنوان امور اجرايي وارد شوند که البته تا نيمفصل بيشتر دوام نياوردند و کمتر از يکميليارد و پانصد ميليون تومان پول بهدست آوردند که البته اين قرارداد بهصورت «پيماندرصدي» تنظيم شده بود و البته برخي شائبهها و حرفوحديثها بهوجود آورد که کسي حوصله دنبالکردن ماجرا را نداشت و همهچيز مختومه شد، يکي از سايتها دراينباره نوشته بود:« اسناد مالي فدراسيون فوتبال که يکسال بعد از سوي نهاد هاي نظارتي چون سازمان بازرسي کل کشور حسابرسي شدند ، نشان مي دهند در آن سال تنها مبلغ 450 ميليون تومان از شرکت شستا به فوتبال رسيده است.
قرارداد شستا با فدراسيون فوتبال توسط مدير روابط عمومي اين شرکت به انعقاد رسيده بود. تاجيک اسماعيلي که با محمد علي آبادي ، رئيس جمهور و مسعود زري بافان از سال هاي جنگ و پس از آن در سال هاي حضور گروه ياران رئيس جمهور در استان آذربايجان غربي، رابطه داشت ، پيشنهاد اين قرارداد را مطرح کرد. شرکت مجد آسان هم مجري اجراي اين قرارداد شد که به جاي رقم 7 ميلياردي در پايان سال اول تنها 450 ميليون براي فوتبال درآمدزايي کرد که باعث لغو اين قرارداد شد.
رقمي که به صراحت در اسناد مالي سال ياد شده فدراسيون فوتبال وجود دارد. اسنادي که هم از سوي سازمان بازرسي کل کشور و هم ديوان محاسبات ، بررسي شده اند و نتايج بررسي ها در اين دو نهاد نظارتي کشور موجود است» بعد از آن صندوق حمايت از پيشکسوتان با مديريت «خزايي» وارد ميدان شد و از نيمفصل دوم تبليغات را در دست گرفت که بعد از درخواست از سازمان براي همکاري «تمامي» فدراسيونها به رقم يکميليارد و هفتصد ميليون تومان نزديک شد.


