صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

من، تو، ال کلاسيکو

کد خبر: ۴۶۰۰۲
| |
2325 بازدید

ابديت ال کلاسيکو به ناماندگاري نويسنده و عمر مطلبي که وقف توصيف بزرگ ترين نبرد دنيا شده، رنگ بقا مي بخشد. مي تواني قبل از رقابت دور رفت روي کاغذي متعلق به مکاني خاص همه احساساتت را روي دايره بريزي و چند ساعت مانده به نبرد دور برگشت درد دل هاي افزوده شده در فاصله دو بازي را به آنچه قبل از رقابت دور رفت نوشته يي، بيفزايي.

به نوشته اعتماد، اين گونه شايد غناي مطلبي که روي کاغذي متعلق به يک روزنامه ديگر نگاشته شده، چندبرابر به نظر بيايد، تو عوض مي شوي، کيفيت و کميت کار هم به همين ترتيب. آدم هاي اطراف نيز با درجه اهميت متفاوت نزد تو مي روند و مي آيند و در فاصله دو ال کلاسيکو فقط همان چيزهايي که قرار است مطلب را بسازند، مي مانند؛ لابد همان درد دل ها.

1- براي همذات پنداري با ال کلاسيکو اشاره به دو نام کافي است؛ رئال مادريد و بارسلونا. کينه هاي به اصطلاح شتري از دل دوستي هاي خاله خرسه وار برآمده و رشد يافته اند. راست و دروغ روايت راوياني که دشمني قبايل عصر قديم را ناشي ضربه شمشير جداکننده دوقلوهاي به هم چسبيده (همان روساي بعدي دو دشمن) مي دانند، گردن خودشان. چيزي شبيه همين داستان، ال کلاسيکو را به وجود آورد. خياط هاي کاتالاني الاصل براي جلوگيري از سر رفتن حوصله يک دست لباس پوشيدند و در حياط خلوت محل کارشان تيم تشکيل دادند. محصول آن توپ بازي، رئال مادريد نام گرفت؛ دشمن ازلي و ابدي تيم اول زادگاه آن خياط ها. بارسلونا و رئال مادريد فرزندان مادري به نام فوتبال تب زده و سياسي اسپانيا هستند. يکي در آغوش ديگري رشد يافت اما شمشير دشمن آنها را از هم جدا کرد و حالا يک عمر است دارند با هم مي جنگند.

2- بارسا و رئال مادريد زندگي مردم اسپانيا هستند. از اينجا به بعد صفت هاي مطلب را بخوانيد تا متوجه شويد رئال مادريد و بارسلونا از کدام خصوصيت يک انسان بي بهره هستند، بارسا، اين به اصطلاح سمبل آزادي... سرکشي و طغيان شالوده رفتاري اين باشگاه بزرگ است. زيبايي همين جا متولد مي شود؛ جايي بين «نه» گفتن به «بايد»هاي خسته کننده. تيم اول ايالت کاتالونيا شبيه آدم هايي است که حق شان را مي خورند و به همين خاطر هميشه معترض و ناآرام به نظر مي رسد. بارسلونا شبيه آدم هايي است که از بين حقوق چند صد ميليوني، آرامش کاري و چشم گفتن، بي جيره و مواجب بودن، متفاوت شدن و ضربه خوردن و سيلي خوردن به جرم نه گفتن قطعاً سه مورد آخر را انتخاب مي کنند. يکه بزن شدن و علاقه به انتقام از کس يا چيزي که شايد وجود خارجي نداشته باشد بر وجوه سينمايي آبي اناري ها افزوده و شايد اصلاً بارسا قيافه مارلون براندوي تنها در سکانس پاياني «در بارانداز» باشد.

3- رئال مادريد همه خصوصيات اشراف زاده ها را دارد و البته تک تک وجوه منزجرکننده اين تيپ آدم ها را مي نماياند. کاتالان ها رنگ و ريشه انگليسي دارند اما مردان کاستيل درس اصلي جماعت انگلوساکسون را خيلي خوب ياد گرفته اند؛ «آن که آخرين لبخند را مي زند پيروز نهايي است.» رئال مادريد در کشاکش بوروکراسي خاص تيم هاي مورد حمايت دولت دچار بحران مديريت مي شود، بارسا مي خندد. چند پنالتي ناعادلانه عليه آنها مي گيرند. بارسا خيال مي کند چون ساپاته رو کاتالاني نخست وزير شده دوران داور خريدن رئال مادريد به پايان رسيده است.

رئال مادريد به جاي بازيکن توريست مي آورد، بارسا قهقهه مي زند چون فکر مي کند رقيب عقلش را از دست داده است. اما اين همه خنده به اندازه لبخند آخر سفيدپوشان کارگشا نيست؛ زماني که همين رئال مادريد بحق يا ناحق جام ها را درو مي کند و فرياد مي زند؛ «من تيم اول اسپانيا هستم.» بله، آن که آخرين لبخند را مي زند پيروز نهايي است.

رئال مادريد آيينه زندگي ملال آور متوسط ها و مرفهين هم تلقي مي شود. نمايش دارايي ها، خنده زورکي جلو جمع، اصرار به حفظ خونسردي، القاي «من خوبم» به بقيه، تقلب و يکهو سر به راه شدن؛ در تاريخ 20 سال گذشته قوهاي سپيد اين مولفه ها را مي يابيد.


يا حق تان را خورده اند يا بدهکاريد يا دردسر زندگي متوسط رو به بالا را داريد و بالاخره سياه، سفيد و شايد هم خاکستري هستيد. پس حتماً با ال کلاسيکو همذا ت پنداري مي کنيد. سال هاست بغل دستي من هنگام تماشاي ال کلاسيکو مدام از ژنرال فرانسيسکو فرانکو مي گويد. او سير تا پياز ديکتاتور فقيد اسپانيا را نمي داند اما از فلسفه ال کلاسيکو خيلي خوب سر درمي آورد. اين ال کلاسيکوست؛ خود خودش.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟