آرامش در حضور دیگران
در روزهای پایانی لیگ برتر به سراغ مردی میرویم که در آرامش کامل و در حضور دیگر مدعیان این فصل تیمش جدی ترین مدعی شانس قهرمانی است. مردی به نام منصور ابراهیمزاده. او با همان لحن گرم و صمیمیاش به تکتک سوالها با حوصله جواب میدهد و از اینکه تنها ساعاتی به آغاز یکی از سختترین رقابتهای حرفهایاش مانده، هیچ دلشورهای ندارد!
به نوشته وطن امروز، دقیقا هیچ دوگانگیای در رفتار او دیده نمیشود، چه از زمانی که با پای گچ گرفته در برههای ردای مربیگری تیم ملی را بر تن کرد و چه حالا که تیم او در بالاترین نقطه جدول جاخوش کرده است. منصورخان یکی از مربیانی است که همیشه طرز فکرش مورد تحسین همگان بوده و همین امر سبب شده تا جایگاه متعادلی را در جامعه فوتبال به دست آورد. با او از احتمال قهرمانی تیمش در لیگ و همینطور اوضاع آشفته تیم ملی گفتوگو کردیم. گفتوگویی متفاوت که نشان میدهد او و شاگردانش چگونه با چنگ و دندان به این نقطه رسیدهاند.
در حال حاضر به نظر میرسد مهمترین دغدغه فکری شما، بازی با فولاد خوزستان باشد، دیداری که به «جنگآخر» ذوب تعبیر میکنیم.
درست است و این تعبیر شما واقعیت دارد. دقیقا این بازی برای ما حکم جنگ اصلی را دارد. به همین دلیل برای اینکه بتوانیم موفق شویم در نخستین مرحله به آرامش کلی نیاز داریم. فکر میکنم باشگاه این شرایط را برایمان فراهم کرد، به هر حال همانطور که اشاره کردم دیدار برابر فولاد نوعی «فینال» برایمان محسوب میشود. ما باید جایی بازی کنیم که سرزمین و مهد فوتبال است آن هم با تیمی که مربی بادانشی مثل مجید جلالی را دارد. فکرش را بکنید آقامجید برای لحظه لحظه بازی برنامه دارد. پس بازی سختی را پیشرو داریم ولی باز با تمام توانمان برابر آنها صفآرایی میکنیم تا انشاءالله فاتح جام شویم.
نیمنگاهی هم به بازی استقلال دارید یا...
ببینید من حرف از آرامش زدم. پس دلیلی ندارد تا خودمان را از این شرایط دور کنیم. البته استقلال نیز تا اینجای کار خیلی خوب عمل کرده ولی باز هم تاکید میکنم ما با تمام قوا برابر فولاد ظاهر میشویم تا کار به اما و اگر کشیده نشود. هدف ذوبآهن در این فصل قهرمانی است و به همین دلیل از انگیزه بالایی برخورداریم. ما باید تمام حواسمان را نسبت به بازی با فولاد جمع کنیم و دیگر به بقیه بازیها زیاد توجه نمیکنیم.
چیزی که در اینجا خیلی اهمیت دارد این است که «منصور ابراهیمزاده» آرامش خاصی را به تیم تزریق کرده، این مساله را چگونه به تیم منتقل کردید؟
خوشحالم که به این موضوع توجه میکنید. بدون شک بازیکنان تیم در طول این فصل با شرایط مختلفی دستوپنجه نرم کردند و حسابی آب دیده شدند! ولی نخستین کاری که میتوانستم انجام دهم تا تیم به تمرکز و آرامش برسد این بود که خودم در آرامش باشم به همین منظور تنها به برنامه بازیها فکر میکردم، برای هر دیدار روش خاصی را مدنظر میگرفتم و سعی میکردم تا از حاشیهها دور باشم، حتی تلفن همراهم را خاموش کردم! (البته منصور ابراهیمزاده از اینکه با شماره دومش تماس گرفتم کمی تعجب کرد ولی باز هم روی خوش نشان داد ...) فکر میکنم همین مساله سبب شد تا تیم نیز در آرامش روحی بسر ببرد. وقتی شما این کار را انجام میدهید، در آخر ثمره آن را نیز میبینید. به همین سادگی. فرمول خاصی ندارد که زیاد عجیب و غریب باشد. به نظر من در ابتدا این مربی است که هم میتواند شرایط آرمانی را در تیم حاکم کند و هم میتواند به حاشیهها دامن بزند.
خب، صحبت از حاشیهها شد، در این اوضاع آشفته فوتبال که بعضی از همکاران شما به راحتی یکدیگر را مورد لطف قرار میدهند، چه واکنشی نشان میدهید؟
(میخندد) شما که بهتر مرا میشناسید! بهترین جواب سکوت است، من هیچگاه علاقه نداشتم تا در این رابطه صحبتی کنم. اگر در این اوضاع و شرایط شما حرفی بزنید، سوالات مختلفی پیش میآید. دقت کنید! سوال نه حرف، یعنی اینکه وقتی حرف میزنید مجبورید به هر سوالی جواب دهید. به همین دلیل من هم دوست ندارم به این سوالات پاسخ دهم. همیشه سعی کردم با عملکردم جواب خیلیها را بدهم. حتی اگر کسی از من انتقاد هم کرده باشد، باز هم ایرادی ندارد. من از این انتقادها درس میگیرم ولی مانند آنها جواب نمیدهم و ذهنم را درگیر جنگهای لفظی نمیکنم. فقط با عمل همه چیز را ثابت میکنم.
با اینکه شما تا حدودی موضعتان را مشخص کردید، ولی این روزها عدهای میگویند به دلیل اینکه مجید جلالی با شما رفاقتی قدیمی دارد، نمیخواهد تیمش را صددرصد برابر ذوبآهن به میدان بفرستد و باقی ماجرا؟
نه، من دقیقا منظور شما را متوجه میشوم ولی این حرفها جز شایعات بیاساس چیز دیگری نیست. ببینید، من توجهی به پیشزمینههای فکری نمیکنم. در اینجا بحث آبرو و حیثیت در میان است و قرار نیست کسی این مسائل را زیر پا بگذارد. همه ما به خوبی میدانیم که مجید جلالی از شخصیت والایی برخوردار است و فکر نمیکنم بتوان روی این حرفها مانور داد. آقایان میگویند من با جلالی رفیقم. خب، کدام مربی را سراغ دارید که من با او دوست و رفیق نباشم. همیشه با تمام همکاران رابطه دوستانهای داشتم و به تکتک آنها احترام گذاشتم، شما مطمئن باشید در روز پایانی یک فوتبال جانانه و مردانه را از دو تیم ذوبآهن و فولاد تماشا خواهید کرد.
خب، برگردیم به بازیهای «ذوب» در لیگ، قبول دارید که در طول فصل فراز و نشیبهایی داشتید؟
من اسم این را فراز و نشیب نمیگذارم، به دلیل اینکه منحنی بازدههای ما در جدول این حرف را تایید میکند. البته حرف شما را تا حدودی قبول دارم، چون حتی تا رتبه چهارم جدول نیز رفتیم ولی باز روند یکنواختی داشتیم. میتوان گفت که بعد از نیم فصل افت کردیم ولی دوباره توانستیم جایگاه اصلیمان را پیدا کنیم.باید این مسأله را نیز قبول کرد که بازيكنان تیم ما در مقطعی از لیگ خسته بودند ولی باز هم از صمیم قلب بازی کردند، اگر اینگونه نبود الان در این نقطه و جایگاه قرار نمیگرفتیم.
البته میخواهم سؤال را جور دیگری مطرح کنم، جدا از مسائل فنی، آیا تعطیلی لیگ آن هم در دفعات متعدد به ضرر شما تمام شد؟
نه، نباید همهچیز را به گردن تعطیلی لیگ بیندازیم، البته نمیتوان منکر این مسأله شد که مربیان با مشکل مواجه شدند ولی باز هم نباید روی این موضوع تأکید کنیم، چون تیمها اگر افت پیدا کنند، عمدهترین دلیلش مسائل فنی و برنامهریزی مربیان است و درصد کمی مربوط به موارد دیگر میشود.
با این حساب شما نشان دادید که در برنامهریزی و مسائل فنی حرف ندارید؟! (البته این سؤال را با شوخی مطرح میکنم.)
(میخندد) آقا ما را اذیت نکنید!
تا اینجای کار از مجموعه تیم راضی بودید؟
سؤال خوبی کردید. واقعا بچهها و مجموعه باشگاه و مسؤولان از جان و دل مایه گذاشتند، آن هم در تمام شرایط. چه در زمانی که فشار و استرس بر ما حاکم بود و چه در موارد دیگر.
بچهها با تمام توانی که داشتند غیرت به خرج دادند و باشگاه نیز بهطور کامل ما را حمایت کرد. فکر میکنم چه آنهایی که در زمین بازی بودند و چه آنهایی که روی نیمکت و حتی هوادارانی که روی سکوها ما را تشویق میکردند در تمام پیروزیها پابهپای کادر فنی و مسؤولان باشگاه سهم بزرگی دارند، امیدوارم قهرمانی در لیگ بهترین پاداشی باشد که نصیبمان میشود.
کمی هم درباره تیم ملی و انتخاب افشین قطبی صحبت کنیم، نظر شما در رابطه با سرمربی تیم ملی و اینکه آیا ایران میتواند به جام جهانی صعود کند چیست؟
به نظر من این حق فوتبال ماست که به جامجهانی صعود کند، نه اینکه حرف از شانس یا این قبیل صحبتها بزنیم، این موضوع حق فوتبال ماست، حالا هم که آقای قطبی برای این پست انتخاب شدند باید دست به دست هم بدهیم و کمک کنیم تا در مرحله اول آرامش در تیم ملی حاکم شود و بعد از آن سراغ آنالیز و بحثهای فنی برویم، در این شرایط باید انرژی مثبت را به تیم ملی وارد کنیم.
و اگر از شما بخواهند به عنوان کمکمربی تیم، افشین قطبی را کمک کنید، قبول میکنید؟
اجازه بدهید جواب سؤالتان را به شکل دیگری مطرح کنم، کمک کردن به تیم ملی تنها این نیست که روی نیمکت بنشینید، من با آماده نگه داشتن بازیکنان لیگی تیم ملی، میتوانم بهترین کمک را به تیم ملی انجام دهم، اما بحث اینکه از حالا بخواهیم درباره اینکه علاقه دارم جزو کادر فنی باشم یا نه، صحبت کنیم، باید اجازه دهیم تا خود سرمربی کمکهایش را انتخاب کند. هنوز هم در این رابطه صحبتی با من نشده و ترجیح میدهم سکوت کنم، ولی به نظر من هر کسی که کاری از دستش برمیآید باید برای تیم ملی کشورش انجام دهد.


