يخبندان انتخاباتي
در حالی كه انتظار میرفت با ورود به سال 88 و با توجه به در پیش بودن این انتخابات سرنوشت ساز و مهم، این روزها شاهد بحث و جدلها و مناظرات مهم انتخاباتی باشیم، فضای سرد و بی روحی در كشور پدیدار شده كه بیشتر كارشناسان از آن اظهار نگرانی میكنند.
در آستانه برگزاری انتخاب بالاترین مقام اجرایی كشور، هنوز آثاری از برنامههای جدید كاندیداها و رقابتهایی كه انتظار آن میرفت، در شهرها و روستاها دیده نمیشود و تنها دو كاندیدای فعال، یعنی مهدی كروبی و میرحسین موسوی ـ كه كمترین اختلاف فكری را دارند ـ در شهرها به سخنرانی و ارایه برنامههای انتخاباتی خود مشغولند؛ بنابراین، بدیهی است كه این دو نمیتوانند مواضع چالشی و هیجان برانگیزی با یكدیگر داشته باشند.
شاید مثال كشور آمریكا، موجب رنجش برخی شود، ولی باید پذیرفت و فراموش نكرد، یك سال رقابتهای شفاف و علنی دو كاندیدا از یك حزب، چه ولولهای در آن كشور برپا کرده بود و بلافاصله پس از گزینش درون حربی، چگونه كاندیداهای نهایی، در مناظرات متعدد و بی پرده به همه پرسشها پاسخ دادند تا مردم بتوانند آگاهانهتر، كاندیدای خود را برگزینند و امروز كه بیش از پنج ماه از انتخاب نهایی اوباما میگذرد، همچنان هیجان این انتخاب، نه تنها در آن كشور كه در بسیاری از كشورهای دیگر اثراتش دیده میشود.
وجود فضای سكوت و بدون مناظره بی پرده و شفاف برای برگزاری انتخاباتی كه مردم را به آینده خود متعهد کرده و احساس تعلق خاطر به كشور را برای آنها تداعی کند، هرگز مناسب نیست؛ هرچند برخی فضای خاموش و بی هیجان انتخاباتی را بپسندند و منافعی را نیز در آن ببینند! ولی آیا سود كشور و آینده جمهوری اسلامی با این فضا پیوند مثبت دارد؟ قطعا خیر.
هنوز 55 روز به انتخابات باقی است، جدلهای انتخاباتی و زیر سؤال بردن عملكردهای هر كاندیدا، نه تنها به نظام و كشور ضربهای نمیزند كه علاوه بر آفرینش نشاط و آیندهساز بودن بزرگترین خدمت به كشور خواهد بود.
احزاب و تشكلهایی كه یك هفته مانده به هر انتخابات قارچ گونه از زمین بیرون میآیند و برای مردم تعیین تكلیف میكنند، اگر امروز نتوانند با بیان استلالهای قوی كاندیدای خود را معرفی نموده و انتظاراتشان را از آن كاندیدا آشکارا بگویند و تعهدات خود را در صورت پیروزی بیان نمایند، آیا میتوانند نام حزب و تشكل را بر خود نهند؟
كاندیداهایی كه نتوانند برنامههای دقیق و قابل نقدی را ارایه دهند و به پرسشهای اساسی مردم پاسخگو بوده و احتمالا به امید فضاسازیهای احساسی چند روز مانده به انتخابات دلخوش کردهاند، آیا توانایی برنامهریزی قوی چهار ساله برای كشور را دارند؟
با گذشت سه دهه از انقلاب شكوهمندمان و قانون اساسی غنی كه در همه موارد حق انتخاب را مستقیم یا غیر مستقیم به مردم سپرده است، چرا باید باز منتظر باشیم تا چند روز مانده به انتخابات با تكلیف مسئولان عالی و تأكید بر اینكه مبادا دشمن از نیامدن مردم پای صندوقها سوءاستفاده كند، از مردم بخواهیم كه وارد صحنه شوند؟
امروز تكلیف خواص بسیار بیشتر از مردم است و همه كسانی كه طرحهایی برای اداره كشور دارند، باید وارد صحنه شوند و به مردم ولی نعمتان این كشور صادقانه طرحهای خود را مطرح نمایند و همه تلاششان را نه برای صبح روز رأی گیری و حضور تنها پای صندوق، بلكه برای انتخاب آگاهانه با برنامه و متعهدانه به كار گیرند.
فضای یخزده کنونی باید شكسته شود، مردم انتظار حضور همه اندیشمندان و نخبگان در صحنه را دارند، یا به دفاع از كاندیدایی و یا برای كاندیداتوری؛ این تنها راه پیشرفت كشور و خدمت به انقلاب است.
بهتر است روش را اصلاح كرد و رسانه ملي تريبون مناسبي براي ارائه مطالب كانديدا ها باشد و زمان طولاني تري براي تبليغ و ... باشد.
لیسانس جامعه شناسی از آلمان
از واقعيت فراري نيست.تا ساختار منظم حزبي(بخوانيد خرد جمعي) با همه الزامات مانند هوادار و كادر و نشريه و ... وجود نداشته باشد و سيستم اداره كشور كدخدامنشي و هيئتي باشد وضعيت بهمين صورت است.يك روزي خاتمي و يك روزمختومي يك روز احمدي نژاد و يك روز محمودي نژاد و همه هم ادعا و افتخار مي كنند كه حزبي نيستند و پس از انتخاب تازه به ياد تحليل شرايط فعلي و برنامه براي آينده مي افتند.
نان بعضي در همين سيستم شير تو شير است.
برای مثال اگر من برای دفاع از آقای رضایی یا آقای کروبی یا میرحسین اقدام کنم مطمئنا از کار بیکار میشم.




