هنوز در خوابیم!
قسمت اول: این یک سوال جدید نیست اما در این چند وقت اخیر خیلی ها از خودشان این را پرسیدهاند که مشکل فوتبال ما چیست که چه در عرصه ملی و چه باشگاهی (آسیا) با شکستهای پیدرپی مواجه شده است.
به نوشته وطن امروز، در حال حاضر فوتبال ایران دوران پرتکبری را پشت سر میگذارد و در حقیقت بزرگترین مشکل فوتبال ما همین تکبر بیجاست. من چهار سال است که در ایرانم و متاسفانه در این مدت دیدهام که یکسری از افراد دماغ خود را روبهآسمان گرفتهاند و تا مشکلی پیش میآید همه چیز را سر منتقدان خراب میکنند. به فال نیک میگیریم وقتی میبینیم روزنامهای (وطن امروز) به دنبال پیدا کردن مشکل فوتبال ایران است.
ببینید، فوتبال ما بیمار است. این بیماری هم از نتایج آسیایی تیم ملی و تیمهای باشگاهی معلوم است. از 7 بازی گذشته (تا قبل از بازی پرسپولیس و سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا) و از 21 امتیاز ممکن و با وجود 4 بازی خانگی ما فقط توانستهایم 3 امتیاز را کسب کنیم، این نتیجه واقعاً تاسفبار است. در 3 بازی باشگاهی و یک بازی ملی (عربستان) که در ایران بوده ما نتوانستهایم موفق عمل کنیم.
اگر بگویم که از این نبود موفقیت شدیداً خوشحالم شاید فکر کنید که بهمن فروتن وطن فروش است، اما آن دسته از کسانی که در فوتبال بزرگ شدهاند و در حقیقت فوتبال خانه آنهاست، متوجه یکسری خرابیهایی هستند که اشخاص دیگر (مسؤولان) شاید متوجه آن نباشند. اگر من و امثال من دعا میکنیم که بارانی و برفی از آسمان بیاید و این سقف را خراب کند، برای این است که کسی در این میان نیست که کاری انجام دهد.
کشور آلمان را مثال میزنم که زمانی حرف اول را از نظر بدنی در همه دنیا میزد و از این لحاظ از همه کشورها جلو بود. این کشور با تکیه بر همین ویژگی و ارائه یک فوتبال فیزیکی همه کشورها را میبرد. کشورهای مختلف وقتی دیدند که نمیتوانند با آلمان مقابله کنند به این نتیجه رسیدند که از همین فوتبال الگو بگیرند.
این کشورها در علم تمرین و آمادگی، بازیکنان خود را به آلمانیها رساندند و دیدیم که خیلی راحت بر این کشور غلبه کردند تا جایی که فوتبال آلمان در برابر آنها تبدیل به یک فوتبال درجه دو شد اما آلمانیها خیلی سریع از خواب بیدار شدند، چون دیدند که از کشورهایی نظیر هلند، ایتالیا و حتی کشورهای کوچکی مانند سوییس عقب افتادهاند.
دیدیم که آلمانیها خیلی سریع خلأ به وجود آمده را جبران کردند و مثل گذشته فوتبال درجهیکی دارند، اما در حال حاضر سوال این است که ما برای فوتبالمان چکار کرده ایم؟! به نظرم فوتبال ایران هرگز رقابت را حس نکرد، زمانی که ما بر آسیا سلطنت میکردیم، ژاپن، کره، عربستان و امثال این کشورها کجا بودند.
آنها 6 تا 6 تا از ما گل میخوردند. همه این اتفاقات به این دلیل است که آنها کار کردند، ولی ما هنوز در خوابیم. من خوشحالم از اینکه عربستان جلوی چشم صدهزار نفر تماشاگر میآید ایران را میبرد تا کسی پیدا شود به مشکل فوتبال توجه کند! شما خبرنگاران هم متکبرید، با امثال من تماس میگیرید و میگویید مشکل کجاست، یعنی دو، سه ماه قبل من نمیتوانستم درباره مشکلات تیم ملی با شما صحبت کنم؟!
من میخواهم بگویم که چرا کفاشیان مربیان را طبقهبندی کرده است؛ مربیان تحصیل کرده، مربیان تحصیلنکرده و مربیان... چرا اسم خیلی ها در این فهرست کفاشیان نیست. یکی از اشتباهات فرار کردن فدراسیون از واقعیتهاست.
اگر کسی انتقاد میکند دلیل بر این نیست که باید مسؤول مربوطه را بردارند، به نظر من در یک دوره 4 ساله نمیتوان در یک فدراسیون کاری انجام داد. پس اگر انتقادی هست برای بیدار شدن از خواب زمستانی است، نه برای اهدافی دیگر.
منتقدان فقط دلشان برای فوتبال این مملکت میسوزد و نمیخواهند فلان مربی باشد یا نباشد. فوتبال ما در حال حاضر مثل بادیهنشینها زندگی میکند. ما ساختمانی به نام فوتبال نداریم و در حقیقت فوتبال ایران در چادر زندگی میکند.


