آنچه آموختم
دیمیتریو آلبرتینی یكی از خوشفكرترین بازیكنان میلان و تیم ملی ایتالیا در دهه 90 بود. این هافبك خوشآتیه در گفتوگویی با مجله «چمپیونز» به بیان نظرات، ابراز دیدگاهها و گفتن برخی از خاطراتش پرداخته است.
به نوشته كارگزاران، نمیتوانستم چیزی به غیر از بازیكن فوتبال شوم- من درس خواندم تا معمار شوم. اما زندگیام فوتبال بود و در معماری هیچگاه شانسی پیدا نكردم.
ماركو تاردلی قهرمان كودكیام بود- هافبك تیمملی ایتالیا و یوونتوس. او یكی از كاملترین هافبكهای دوران خودش بود كه در دفاع و حمله موفق بود. هیچكس در ایتالیا گلی را كه او در فینال جامجهانی 92 به آلمان زد فراموش نمیكند.
از كارلو آنچلوتی و فرانك رایكارد خیلی یاد گرفتم- در دوران جوانی من آنها هافبك وسطهای میلان بودند. در تمرین از آنها چیزهای زیادی یاد گرفتم، چراكه بهترین بازیكنان میانی دهه 80 و اوایل دهه 90 بودند.
هیچ چیز جای تجربه را نمیگیرد- این به شما كمك میكند تا بهتر از جوانان كنترل بازی را در دست بگیرید. در سال 94 من 22 ساله بوده و بهترین سال زندگی ورزشیام را پشت سر گذاشتم. بردن اسكودتو و قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا به همراه میلان. در جام جهانی نیز به فینال رسیده و آنجا به برزیل باختیم. اما پس از آن گرچه میلان كمتر موفق بود، اما من به عنوان یك بازیكن پیشرفت زیادی كردم كه در نتیجه تجربه بود.
راستش، همیشه بازیكن یكسانی بودم- اما وقتی پیرتر شدم جایی خواندم كه بازیام تغییر كرده و بیشتر تهاجمی شدهام. البته پست من همیشه جلوی چهار مدافع بود و وظیفه داشتم بازی حریف را قطع كرده و برای مهاجمان پاسهای بلند بفرستم.
جامجهانی 94 تاثیر منفی زیادی روی میلان داشت- وقتی دوباره جمع شدیم، اوضاع كاملا فرق كرده بود. هشت بازیكن ما كه جزء 22 بازیكن تیم ایتالیا بودند، استراحت كمی كرده و من تنها فردی بودم كه فصل 95- 1994 را بدون مصدومیت پشت سر گذاشتم. یوونتوس از این قضیه بهترین استفاده را كرد و با مربی جدیدش مارچلو لیپی به اولین اسكودتویش پس از یك دهه رسید.
ترك میلان وحشتناك بود- همیشه آرزو داشتم حرفهام را آنجا تمام كنم. بعد از میلان زندگی دیگری را تجربه كردم. در زمان بازی در اتلتیكومادرید و بارسلونا نوع دیگری از فوتبال را تجربه كردم و قهرمان شدم. همچنین جام حذفی را به همراه لاتزیو بردم (تنها عنوانی كه در ایتالیا نداشتم).
ماركو فانباستن بهترین بازیكنی كه كنارش بودم- اینكه او پس از بردن سه توپ طلا در 28 سالگی بازنشسته شد، واقعا تراژیك بود. عمر فوتبالش كوتاه بود، اما بازیكنان كمی به اندازه او دستاورد داشتهاند.
سری A باز هم میتواند بهترین لیگ شود- حتی با وجود رشد فراوان لیگ برتر. تعداد زیادی از باشگاههای ما مشكل دارند، اما هنوز هم بازیكنان بزرگی در ایتالیا بازی میكنند و ذهنیت ایتالیایی بهگونهای است كه میتواند بار دیگر سری Aرا به بهترین لیگ تبدیل كند.
قصد مربی شدن ندارم- نایبرئیسی فدراسیون فوتبال ایتالیا موجب شد چیزهای زیادی یاد بگیرم. قصد مربیگری ندارم، هرچند كه نمیتوان با قطعیت در مورد آینده صحبت كرد و مسائل ممكن است خیلی تغییر كند.
پیرلو مستعدتر از من است- من دفاعیتر هستم و پیرلو خصوصیات تهاجمی بیشتری دارد. در فوتبال مدرن فضاهای بسیار كمی وجود دارد و هافبكها برای به دست گرفتن كنترل بازی باید راههای جدیدی پیدا كنند. با عقب بازی كردن پیرلو، آنچلوتی نوع جدیدی از بازیكن به وجود آورده است. من عادت داشتم به همه جای زمین سر بزنم، اما پیرلو به مراتب كمتر میدود و این به آن معناست كه او مهارت بیشتری در كار با توپ دارد.
جهان بدون فوتبال وحشتناكتر میشود- فوتبال، جوانان و خانوادههایشان را جذب میكند و به آنها شانس زندگی در رویاهایشان را میدهد. این كاری است كه فوتبال انجام میدهد.
تكنیكیها همیشه مورد نیازند- هرچقدر هم بازی سریعتر شود، در این قضیه تاثیر ندارد، چراكه آنها همه چیز را تغییر میدهند. شما این را در نمایش سسك فابرگاس مقابل میلان در سنسیرو دیدید و تازه او بهترین بازیكن جهان نیست.
فوتبال به من احترام گذاشتن آموخت- برای همتیمیها و رقیبانتان. این روشی است كه هنوز هم زندگی میكنم. همیشه عاشق بازی خواهم بود و از تمرین كردن همان قدر لذت میبرم كه از بازی در مسابقات.


